فکر نو، حس جدید، رفتاری دیگر (PEN'S APPENDIX)

سلام، خوش آمدید!

   پروفایل:1-سایت اندیشوران حوزه 2- سایت بلاگفا 3- وبلاگ دیگرم

 
آدرس فیس بوکم: مصطفی سلیمانی

 
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 3:36 بعد از ظهر | لینک  | 

منبرکِ پنجم و آخرِ انتخاب همسر


[امان از شاهزاده ها و سیندرلاها]


.
خب بسم الله الرحمن الرحیم. امشب آخرین منبرکِ بنده در موردِ انتخابِ همسر هستش.
موضوعی که امشب دست روش گذاشتم، در واقع پاسخ به این سوال هستش که: «زیبایی و خوشگلی موقعِ انتخابِ همسر و مهم تر از اون در روزهای با هم بودن زیر یه سقف چقدر اهمیت داره؟»
.
حالا یه خورده بحث رو باز کنم:
ببینید. ما آدما طبقِ فطرتمون به سمت زیبایی کشیده می شیم و این دستِ خودمون نیست! برایِ همن هم هستش که این حسِّ «زیبایی دوستی»، ما رو به سمتِ خلقِ زیبایی هایِ هنری می کشونه...!
اما می خوام اینو بگم که: دوست داشتن یه صحنۀ زیبا یا یه رنگ زیبا، با دوست داشتنِ یه انسانِ زیبا متفاوت هستش! اونم تویِ دنیایی که هر روز معیار های زیبایی بالا پایین می شه.
مثلاً قدیم ندیما، روشن و سفید بودنِ رنگِ پوست، جزوِ نکات مثبت بودش که امروز ممکنه منفی باشه و بُرنزه بیاد رو بورس.
برای چی اینو گفتم؟! برایِ این که مُد سازان و افرادی که از تغییر ذائقۀ زیبایی پسندِ مردم سود می برن و پول در میارن، بی کار نمی نشینن که! هر چند وقت یکبار معیار تازه ای وضع می کنن تا چرخ کارخونه هاشون حسابی بچرخه...!
.
حالا برم سرِ اصلِ مطلب:
نباید اُمّل بازی در آورد و تویِ انتخاب همسر گفتش که: «حالا که یارو اخلاق و ویژگی هایِ خوب داره و زیباییِ معنوی داره، بی خیالِ قیافۀ ظاهری و مادی!»
چون که تویِ قدم اوّل باید قیافه و ظاهرِ طرفی که با دسته گل به خونه مون اومده یا به خونه ش رفتیم رو بپسندیم، با دیدن چهرۀ یارو احساس خوبی داشته باشیم!
اما حواست هم باشه که: این به معنی یکی بودنِ طرف مقابل با معیارهایی که این روزها جامعه برای زیبایی یه زن یا یه مرد وضع می کنه، نیستش...!
.
حالا دو تا حرفِ مهم در این زمینه برات دارم:
1- این روزها پوست های بُرنزه شده، هیکل هایِ بادی بیلدینگ رفته برای آقا پسرا و لاغری زیاد برای دختر خانم ها به همراه بینی های سر بالا و... یکی از معیارهایی هستش که هنر پیشه ها، عکس های روی مجلات و دنیای مُد و زیبایی، به علایق و سلایقِ ما القاء می کنن، در حالی که ممکنه سلیقۀ شخصی مون با این فاکتور ها متفاوت باشه.
لُبِّ کلام اینه که: استانداردهای زیبایی متفاوتن و چیزی که تویِ پسند شریکِ زندگی باید مورد توجه قرار بگیره، میزون بودن با استانداردهای درونی و شخصیه، نه تن دادن به یه انتخاب بر مبنایِ خط کشی های دیگران....!
2- نمی خوام براتون شعار تکراری و کلیشه ایِ «سیرت زیبا بِه از صورت زیباست» رو تکرار کنم، فقط سعی کنید ظاهر و چهره ای رو که قراره یه عمر، هر روز صبح چشمتون اولین تصویری باشه که می بینیه و هر شب آخرین تصویری باشه که نگاه می کنید رو دوست داشته باشید. اما یادتان نره که: «قشنگ ترین لب ها اگه حرف های قشنگی به شما نگه، خیلی زود جذابیتش رو از دست می ده. زیباترین چشم ها اگه نگاه عاشقانه به شما رو بلد نباشه، مثِ یه قابِ عکس بی روحِ نصب شده رویِ دیوار می مونه!
.
خب تموم شد این پنج منرکِ ما در موردِ انتخاب همسر.
این حرفایی که گفتم یک سری از بحث ها بود که از نظرم مهم بودن و خیلی از بحث هایِ دیگه موندش برای بعد!
امشب چون شبِ آخره، شام کباب لقمه زعفرانی با برنجِ شمال و روغنِ کرمانشاهی و گوشتِ گوسفندی در خدمتیم!  
ببخشید سرتون رو درد آوردم


برچسب‌ها: امان از شاهزاده ها و سیندرلاها
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 2:12 بعد از ظهر | لینک  | 

منبرکِ چهارمِ انتخاب همسر


[مُچ گيري در جلسه خواستگاري با پرسيدن سوالات معکوس]


.
خب دوستان عزیز، غیر از امشب، فردا جلسۀ آخرِ منبرکِ انتخابِ همسر هستش!
بسم الله!
بحثِ امشبم در مورد اینه که شبِ خواستگاری از طرفِ مقابل چی و چه جوری بپرسیم تا برامون فیلم بازی نکنه!
می دونید این مسأله چه جور شده که بین جوونا دَهن باز کرده؟!
عاخه خیلی از وقتا ما آدما اين توانايي رو داريم که برخلاف طرز تفکر و باور قلبي خودمون رفتار کنیم و حتي یه وقتایی زندگي کنيم و خودمون رو به دُور و بَرِمون و دوستامون طوري معرفي کنيم که به واقع اينجورکی نيستيم...!
گرفتی کجا رو می خوام بزنم؟!
می خوام بگم همين فیلم بازی کردن و چَپکی حرف زدن تویِ جلسات خواستگاري و آشنايي دختر و پسر مي تونه صدمات گاه جبران ناپذيري به زندگي آدما وارد کنه که نتونن از جاشون تکون بخورن...!
عاخه دلامون هم که پُر از احساس و عاطفه هایِ تخیلی هستش که یه وقت هایی يکي از طرفين(دختر يا پسر) چنان شيفته و مدهوش طرف مقابل خودشون مي شن که به هر قيمتي حاضره باهاش زندگی رو شروع کنه! برایِ همین با همۀ شرط و شارطِ طرف موافقت مي کنه و يا هر سوالی که ازش می شه، جوابِ مناسبِ حال طرفش رو مي ده.
.
خب حالا پیشنهادِ من برایِ از بین بردنِ فیلم و نفاقِ طرفِ مقابل:
شيوۀ برخورد با چنين مسائلي، استفاده کردن از روش «طرح سئوالات معکوس» هستش. براي اینکه مطلب جا بیفته مثلِ قورمه سبزی روغنش میزون بشه، براتون مثالي مي زنم:
مثلاً شما آدمِ سفر هستيد و حداقل ماهي يکبار بايد به يه سفر هر چند کوچولو بريد. برایِ همین تمايل داريد همسر آينده تون این روحيه رو داشته باشه و با شما در گشت و گذار همراه بشه. حالا براي اينکه از نظرِ طرف مقابل تون مطلع بشيد و از طرف ديگه مي خواهيد پاسخِ صادقانه اي از ايشون دريافت کنيد، مي تونيد بپرسيد که:
«اگر همسر آيندۀ شما اهل سفر کردن و مسافرت نباشه و در اين زمينه با شما همراهي نکنه، نظر شما چيه؟»
اگه طرفِ مقابل جواب موافق بده و چنين برداشت کنه که شما اهل سفر کردن نيستيد و بگه که من هم اهل مسافرت نيستم، شما متوجه می شی جوابت چیه؛ در حالی که اگه ازش می پرسیدی که: «آيا شما اهل سفر هستيد؟» جوابش «بله» می شنُفتی و طرف مقابلت رو به درستي نمي شناختي...!
اين نوع سئوال کردن را در بسياري از زمينه ها مانند جنبه هاي اعتقادي (نماز خواندن و روزه گرفتن و...)، اشتغال زن، نحوه پوشش زن، دوستي هاي قبل از ازدواج و... مي تونيد مطرح کنيد.
.
یه مثالِ اعتقادی هم بزنم برات:
مثلاً اگه ازش بپرسی: «من به نماز اول وقت خيلي اهميت مي دم و از افراد کاهل نماز خوشم نمياد. شما چطور؟» طبيعيه که براي جذب و رضایتِ شما، جوابش ok هستش، حتی اگه و.اقعاً اینطورکی نباشه!
برایِ همین بهتره که اينجوری بپرسید: «نظر شما در مورد انجام وظايف ديني مانند نماز خواندن و نخواندن چيست؟» اینجوری پرسیدن باعث می شه که طرف وادار بشه که نظرش رو بگه و فیلم بازی نکنه!
.
خب امشب زیاد وقتت رو گرفتم، ولی امشب خودم بانی هستم و به مناسبتِ اربعین نذری داشتم و حلیم خدمتتون می دیم.
مخلصیم از نوعِ واقعیش.


برچسب‌ها: مُچ گيري در جلسه خواستگاري با پرسيدن سوالات معکوس
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 2:11 بعد از ظهر | لینک  | 

منبرکِ سومِ انتخاب همسر


[چند باور غلط در مورد انتخاب همسر]


.
خب بسم الله الرحمن الرحیم. اولش معذرت خواهی می کنم که یه مقدار دیر خدمتتون رسیدم.
اما با توجه به اینکه بهتون قول داده بودم که پنج تا منبرک در مورد انتخاب همسر خدمتتون باشم، این منبرک رو هم به باورهایِ غلطِ اجتماعی در زمینۀ انتخاب همسر اختصاص می دم:
1- تفکر جادویی[هر شخصی نیمۀ گمشده داره!]
از نگاهِ این جور آدما، باید دستت رو بذاری زیرِ چونه هات و رویِ کاناپه وِلو بشی تا سرنوشت اون فرشتۀ گمشده رو پیدا کنه و دودستی تقدیمتون کنه!
بابا جانِ من!
باید تلاش کرد و سعی کرد تا همسر خوب پیدا و انتخاب کرد!
2- کمال پرستی[خوشبختی فقط با شخصی که عیب و نقص نداره!]
اونایی که این تفکر رو دارن، دنبالِ یه آدمِ تقریباً بدون اشکال هستن، برایِ همین خیلی از فرصت هایِ طلایی شون رو از دست می دن، چون همش به این و اون عیب می ذارن!
بابا جانِ من!
می دونی اصلاً فلسفۀ ازدواج چیه؟
شروعِ زندگی، با حداق معیارهایِ لازم، و تلاش برایِ رسیدن به حداکثرهایِ ایده آل!
3- اعتماد به سقف[تفکرِ «من درستش می کنم!»]
این جور آدما بدونِ در نظر گرفتنِ متضادها، تشابه ها، ارزش ها، هدف ها، انتظارات و... واردِ زندگی می شن و بعدش از زندگی لذت نمی برن چون برایِ درست کردنِ همدیگه ساخته نشدن!
بابا جانِ من!
ازدواج مثلِ یه بازیِ دو طرفه ست که هر دو تاشون باید لذت ببرن!
4- تفکرِ عشقی-تخیلی[عشق به تنهایی برای ازدواج کافی است!]
این جور جوونا می گن برای انتخاب همسر باید ببینی دلت و احساست چی می گه!
عاخه می دونی آدم از چی می سوزه؟! مثلاً از یارو که ادعایِ عشق می کنه، اگه بپرسی برای چی عاشق فلانی شدی؟ بَر می گرده و می گه که:
«خب خیلی فهیم و پشتکار داره» در حالی که یارو 28 سالشه نه تحصیلات داره نه شغل!
بابا جانِ من!
فقط بچۀ 7 تا 10 ساله بر اساسِ حواس و تخیلاتش، دنیایِ کوچولویِ خودش رو درک و ارزیابی می کنه!
ضمناً عشق هایِ الآن بویِ قُونَوید می ده!
.
خب اینم از منبرکِ امشب. سرتون رو بیشتر از این درد نیارم، می دونم که عادت ندارید و ما آخوندا رو زیاد می بینید!


برچسب‌ها: چند باور غلط در مورد انتخاب همسر
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 2:9 بعد از ظهر | لینک  | 

منبرکِ دومِ انتخاب همسر


[رابطه عاطفی تمام نشده = یک انتخاب غلط]


به نام او که هر چه می کشیم از اوست
خب، امشب می خوام منبرکِ دومِ انتخابِ همسر رو خدمتتون عرض کنم.
از اینجا شروع می کنم که:
ممکنه برای همۀ ماها اتفاق بیفته که تویِ یک رابطۀ عاطفی قرار بگیریم و این رابطه به سرانجام نرسه یا حتی به صورتِ یه عشقِ پنهان و ابراز نشده باقی بمونه...!
این روابط شکست خورده یا این عشق های ابراز نشده، تا زمانی که تویِ ذهن ما هستن، به عنوان یه مسألۀ حل نشده در نظر گرفته می شن که ممکنه در جریان ازدواج، تویِ تصمیم گیری های آدما تأثیر بذاره. خب تا اینجا که براتون واضح بودش!
.
ببینید حرفم اینه که برای انتخابِ همسر باید تمرکز داشته باشید و شیش دُنگِ حواستون به انتخابتون باشه. اما اگه هنوز یه رابطۀ عاطفیِ تمام نشده داشته باشین یا از شکست عشقی قبلی تون رها نشده باشید، در این صورت ممکنه دست به یه انتخابِ غلط بزنید.
.
خب یه مقدار بیشتر توضیح بدم تا مطلب حسابی روشن بشه:
در واقع باید بگم که درگیر بودن با یه احساسِ قدیمی باعث می شه آدما قضاوت درستی دربارۀ انتخابشون نداشته باشن. بنابراین اگه خودتون تویِ این وضعیت هستین ازدواج نکنین و اگه طرف مقابلتون هم این ویژگی ها رو داره، به ازدواج باهاش تن ندین...!
می دونی چرا؟!
مرد یا زنی که از زخمای عاطفیش رها نشده باشه، مورد خوبی برای ازدواج نیستش، برای اینکه دغدغۀ ذهنی و مقایسات ماها با فرد قبلی به قدری هستش که نمی تونیم واقعیت ها رو تا زمانی که درگیرِ یه رابطۀ عاطفی دیگه، یا حتی خاطرات و زخم های عاطفی هستیم، ببینیم.
خیلی وقت ها بخوایم یا نخوایم، آدما با فردی که قبلاً تویِ زندگیِ طرفِ مقابلمون بوده مقایسه می شن و این مقایسه به خودی خودش وحشتناک نیست اما وقتی فردِ زخم خورده همزمان با این مقایسه، یه بارِ احساسیِ قدیمی رو هم جابجا می کنه و هوای گذشته به سرش می زنه، نشانۀ خوبی برای یک زندگی مشترک نیست...!
.
آخ داشت یه مطلبِ مهم از یادم می رفت!
این رو بگم که:
خاطراتِ قبلی، مطالبی هستن که از حافظۀ ما پاک نمی شن و بنا هم نیست چنین چیزی رخ بده بلکه حتماً در اثر مسائل و اتفاقاتی به یادمون میان، ولی ممکنه تأثیرِ احساسیِ اونها در گذر زمان کمتر بشه. تا حدی که باعث نشن با یادآوری شون عملکرد ما تغییری بکنه و آدما رو درگیرِ خودش کنه!
.
خب اینم از منبرکِ امشبِ ما
امیدوارم خیلی سرتون رو درد نیاورده باشم.
حالا برایِ سلامتیِ خودتون و خونوادتون و همۀ آدمایِ رویِ کرۀ زمین، سیگار ضرر داره!


برچسب‌ها: رابطه عاطفی تمام نشده, یک انتخاب غلط
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 9:59 بعد از ظهر | لینک  | 

منبرکِ اولِ انتخاب همسر


[کارآگاه گجت در انتخاب همسر...!]


سلام دوستان
طبقِ در خواست شما بزرگواران، پنج منبرک رو از این به بعد به انتخاب همسر اختصاص می دم:
ببینید، این نکاتی که تویِ این پنج منبرک می خوام خدمتتون عرض کنم، یه چیزایی هستش که با تجربیاتِ مشاوره ای و تربیتیِ خودم عجین شده و پشتوانه اش مطالعه و تحقیقاتِ میدانی هستش و فکر نکنی دارم قُمپز دَر می کنم.
این مقدمۀ کوچولو رو گفتم که یه مقدار با دقتِ بیشتری مطلب رو دنبال کنی.
.
حالا بریم سرِ اصلِ مطلب:
ممكنه همون شخصی كه شما تویِ نگاه اول فكر می‌ كنید که دقیقاً همسر ایده‌ آلتون هست، تویِ نگاه دوم، اینطوری به‌ نظر نرسه...! بله...!
خب حالا یه تیکّه به آقایون بندازم اولِ بسم الله!
در زمینۀ ازدواج، موقعِ مشاوره، تمامِ آقایون ادعایِ علّامه گیِ دَهر دارن...!
عزیز من! داداش من!
بهتره بعد از دیدن و پسندیدن و یك دل نه صد دل عاشق شدن، یه مُهلتکی هم به خانواده بدید تا بِهتون بگن که: این كفشی كه با خودتون بر داشتیدش و آوردید تویِ خونه، اصلاً مالِ سیندرلّاست یا مال خواهرهای حسودش؟! ها؟ می گیری چی می خوام بگم که؟!
خلاصه خیلی به اون چشمایِ خمارت اعتماد نکن!
.
حالا یه مقدار در موردِ زمانِ تحقیق حرف بزنم:
1- زمان تحقیق برای خانوادۀ پسر،
زمان مناسب تحقیق، قبل از جلسۀ اول خواستگاری هستش.
اوّلش باید شناخت کلّی دربارۀ دختر مورد نظر پیدا بشه تا تویِ جلسۀ خواستگاری، با دیدن اولین مورد مخالف عقب ننشینن.
2- زمان تحقیق برای خانوادۀ عروس،
زمان مناسب تحقیق، بعد از جلسۀ اول تا شب قبل از عقد هستش.
حداقل باید 2 تا 3 ماه تحقیق، رفت و آمد و آشنایی اولیه طول بکشه و در این زمان نیازی نیستش که فَک و فامیل، در و همسایه از مسالۀ خواستگاری با خبر باشن.
می دونی چرا این ملاحظه رو می گم؟ چون ممکنه یه سری موارد منفی دیده بشه و از ترس و خجالتِ اینکه آبروتون جلویِ در و همسایه و فَک و فامیل نره، به خانوادۀ طرفِ مقابل اوکی بدی، که اونوقته که خَر بیار و باقالی بار کن...![گرچه بعضی از خانواده ها، هنو خواستگاری نیومده، کلی خالی می بندن!]
.
خب چون شبِ اول هستش، خیلی سرتون رو درد نمیارم...!
ضمناً برای دادنِ شام هم دنبالِ بانی می گردیم...!
امشب فقط یه جوشوندۀ بادرنجبویه با خرما هستش و بس...!
آخر جلسه هم یه صلواتی عنایت بفرمایید.
من هم یک ربعی می شینم، اگه از شماها کسی سوالی داشت، در خدمتم!


برچسب‌ها: کارآگاه گجت در انتخاب همسر
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 9:57 بعد از ظهر | لینک  | 

متن مجری: خشم؛ کلید بدی ها

 

متن مجری


موضوع: [خشم؛ کلید بدی ها]

به نام خداوند رنگین کمان               خداوند بخشنده مهربان
خداوند زیبایی و عطر و رنگ          خداوند پروانه های قشنگ
خدایی که سرشار از آرامش است       طرفدار سرسبزی و دانش است
خدایی که از بوی گل بهتر است       و از نور باران صمیمی تر است .
بسم الله الرحمن الرحیم
 بچه های عزیز سلااااااام

گفتار مجری:
بچه های خوب!
امروز چه روزی است؟ بله امروز روز هشتم ربیع الاول هست.
در چنین روزی سال 260 هجری، روز دردآلودی و ناراحت کننده ای برای شهر سامرا بود؛ چون خبر شهادت امام عسکری همه جا پیچیده بود. این روز را به همۀ شما بچه های عزیز، تسلیت عرض می کنم.

حالا می خواهم یک مقدار در مورد شخصیت امام عسکری برایتان حرف بزنم:
امام حسن عسکری علیه السلام مثل همه امامای ما در همه لحظه های زندگی، به یاد خدا بودند و هیچ وقت خدا رو فراموش نمی کردند. به همین خاطر، توی صورتشون، نور خدا وجود داشت. وقتی با خدا صحبت می کردند، عطر خوش یاد خدا، همه جا رو پر می کرد.
اون قدر قشنگ و با لذت عبادت می کردند که راز و نیازشون، همه رو به یاد خدا می انداخت و حتی دلِ سنگ آدم های سنگ دل رو نرم می کرد.
بچه ها!
امام حسن عسکری مدت زیادی از زندگی خودشون رو در زندان گذراندند و خلیفه، که اون زمان مثل شاه بود و بدجنس، دو تا از بدترین مأمورهای خودش را انتخاب کرده بود تا امام ما رو در زندان اذیت کنند. مدتی گذشت و وقتی خلیفه اون دو مأمور رو پیش خودش احضار کرد، خبر دار شد که اون ها مسلمون شدند و پشیمون از کارهای گذشته شون، با امام حسن عسکری دوست شدند. خلیفه گفت: وای بر شما! من شما را مسؤول آزار او قرار دادم، نه چیز دیگر؟ مأمورها گفتند: ما وقتی به اونگاه می کردیم، بی اختیار به او علاقه مند می شدیم. او روزها را روزه می گرفت و شب ها عبادت می کرد و مرتب مشغول راز و نیاز با خدا بود.



برچسب‌ها: متن مجری, خشم؛ کلید بدی ها
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 0:10 قبل از ظهر | لینک  | 

دوستی و ارتباط قبل از ازدواج...!


نظر شما چیست؟
.
ببینید وابستگی‌هایی كه بین دختر و پسر ایجاد می‌شود، مانع گزینش صحیح و دقیق برای شریك آینده زندگی می‌شود. از آن جا كه دختر یا پسر به فردی خاص وابسته شده، تمام نیكی‌ها، خوبی‌ها، زیبایی‌ها را در فرد مورد علاقه خود می‌بیند و دیگر توان مشاهده عیوب احتمالی طرف مقابل را ندارد؛ زیرا از روی علاقه و از پشت عینك وابستگی، به طرف مقابل نگاه می‌كند؛ نه با نگاه خریدار و نه با نگاه نقادانه و بررسی كنندهای كه تمام نقاط ضعف و قوت او را در ترازوی حقیقت بین، مورد دقت و مشاهده قرار دهد.
در روایت داریم: «حُبُّك للشّیءِ یُعْمی وَ یُصِمُّ؛ دوست داشتن چیزی[آن هم ناآگاهانه و از سر هیجان و احساسات]، انسان را كور و كر می‌كند.»
[علامه مجلسی، بحار الانوار، ج74، ص166]
.
نکته پایانی:
نكتۀ بیان شده، حاصل تجربیات روانشناسان دینی است كه با توجه به تجربه و مراجعاتی كه از دختران و پسران جوان داشته اند، بدست آمده است و واقعیتی است غیر قابل انكار!
ایام جوانى دورۀ شور احساسات، شوق جنسى و نشاط جسمى است. با بیدار شدن قواى مختلف جسمى، توجه به مسائل عاطفى و جذابیت هاى ظاهرى جنس مخالف زیادتر مى شود.
این بلوغ طبیعى، در پیدایش دوستى ها و روابط دختر و پسر تأثیر به سزایى دارد و گاه چنان فرد را تحت تأثیر قرار مى دهد كه تمامى ارزش ها و هنجارهاى اخلاقى و اجت


برچسب‌ها: دوستی و ارتباط قبل از ازدواج
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 9:36 بعد از ظهر | لینک  | 

همه چیز که پول نیست...!


.
عرض کنم خدمتتون که:
خوب بودن فقط به این نیست که همیشه دستمون رو بکنیم تو جیبمون و به فقیری کمک کنیم. اگه دستمون رو توی جیبمون کردیم و خالی بود، باز هم می‌ تونیم خوب باشیم.
منظورم اینه که:
خوبی می‌ تونه خیلی دست یافتنی‌ تر از اون چیزی باشه که فکرش رو می‌ کنیم؛
فقط باید کمی خلاقیت داشته باشیم، یه کمی زیرکی، و دو تا چشم حدقه باز...!
اون وقت اطرافمون رو که نگاه کنیم، مستحق زیاد می‌ بینیم؛ آدمایی رو که استحقاق نیکی ما رو دارن! و لبخند و خوش و بِشِ ما براشون یه دنیاست!
پس لازم نیست دست به جیب شیم تا صدقه بدیم؛ باید پای دل رو وسط کشید....!
.
حالا بذار روایتِ این مطلب رو براتون بخونم:
پیغمبر خدا(ص) می فرماد: «إِنَّكُمْ لا تَسَعُونَ النَّاسَ بِأَمْوَالِكُمْ وَلَكِنْ يَسَعُهُمْ مِنْكُمْ بَسْطُ الْوَجْهِ وَحُسْنُ الْخُلُقِ» اگه پول و مالی ندارید تا خرجِ مردم کنید، با اخلاق خوب و خنده بر لب بودن، سعۀ وجودیِ خودتون رو بالا ببرید.
.
حالا مصداق میارم برات:
1- می ری پیش رفیقت با انرژی بهش سلام کن، بذار احساس کنه یه رفیقِ خوب داره و می تونه باهاش درد دل کنه!
2- می ری خونه به همسرت سلام بده و بگو که خسته نباشی. وسطِ روز بهش زنگ بزن بگو عزیزم خسته نباشی. اونقدر مؤثره که نگو و نپرس! امتحان کن می فهمی چی می گم!
3- یه دفه زنگ بزن خونۀ مامان و بابا، حالی ازشون بپرس. بهشون با صراحت بکید که چقدر دوسشون دارید.


برچسب‌ها: همه چیز که پول نیست
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 9:35 بعد از ظهر | لینک  | 

به نظرت رفیق واقعی کی هستش؟


[امام، همدم و رفیق واقعی]
.
در روایات، ائمه(ع)، مصداق عبارتِ: «حَسُنَ أُوْلَئكَ رَفِیقًا» هستند.

همه ائمه(ع) و به طور خاص حضرت مهدی(ع) بهترین رفیق و همدم هستند.
امام رضا(ع) در روایتی مفصل ویژگی های امام را بر می شمارند که از آن جمله امام را، همدم و رفیق واقعی، پدری مهربان و برادری همزاد و مادری دلسوز و همچنین پناه بندگان معرفی می کنند:
«الْإِمَامُ الْأَنِیسُ الرَّفِیقُ وَ الْوَالِدُ الشَّفِیقُ وَ الْأَخُ الشَّقِیقُ وَ الْأُمُّ الْبَرَّةُ بِالْوَلَدِ الصَّغِیرِ وَ مَفْزَعُ الْعِبَاد»
[کافی، ج1، ص 200/ تحف العقول، ص 439]
.
یکی از صاحب نظران در این زمینه جالب می گوید:
امام زمان(ع) منشی ندارد. بی هیچ واسطه، بدون وقت و هماهنگی قبلی، هر کجا و هر وقت او را صدا بزنیم، کریمانه نگاه مهربانش را به ما معطوف می دارد.
ایشان از پدر مهربان تر، از مادر دلسوزتر، از برادر نزدیک تر و از هر دوست و آشنایی صمیمی تر است.
با تمام ضعف ها و قوت هایمان باز هم دوستمان دارد.
وقتی دشمنان او به یُمن و برکتش روزی می خورند و ادامه حیات می دهند، هیهات که محبان و شیعیان خود را واگذارد.
.
و در آخر:
اگر شأن امام شأن پدری است_که هست_ و ما خود را از فرزندان او می دانیم، طبیعی است که همان گونه که با پدر جسمانی خویش با ادب و احترام به گفتگو می نشینیم می توانیم با امام نیز که پدر معنوی ماست دائما سخن بگوییم و نجوا کنیم و چه بسا حرف هایی را که با نزدیک ترین کسان خویش قابل طرح ندانیم به راحتی با آن رازدار مهربان در میان نهیم هر کس می تواند این گفتگو و نجوا را با زبان و بیان خویش انجام دهد و در هر مشکلی به ولی خدا متوسل شود و با زنده نگه داشتن یاد و احساس حضور دائم او در قلب و جانش، به وظیفه ارتباط و تمسک با امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) جامه عمل بپوشاند.
[آشتی با امام عصر(ع)، دکتر علی هراتیان، ص 98]


برچسب‌ها: به نظرت رفیق واقعی کی هستش
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 9:34 بعد از ظهر | لینک  | 

جبرئیل با اون عظمتش در خدمتِ انسانه...!


.
می خوام امروز یه خورده در موردِ ارزش و جایگاه انسان که ظاهراً به فراموشی سپرده شده، حرف بزنم!
ببینید...!
حرف اینه که اگه هزار تا زن یا اصلاً همۀ مردم دنیا جمع بشن و یه دونه انسان درست کنن، باور کنید عمرشون تلف نشده!
مگه آدمیزاد شوخیه؟!
انسان یه موجودیه که کلِّ ملکوت به عنوانِ نیرویِ نامرئیِ مقرّبِ درگاهِ خدا، در مقابل همین انسانی که بعضاً آدم حسابش نمی کنیم، بایستی لُنگ بندازه و براش سجده کنه!
خب با این مطلب، فکر نکنم حرفی باقی بمونه.
اصلاً خدا تمامِ ملکوت رو خلق کرده که کارِ انسان راه بیفته و به دردِ انسان بخوره!
خدای مهربون، جبرئیلِ امین رو با این همه عظمتش در خدمت و برایِ انسان آفریده...!
به نظرت این تعبیرات نباید انسان رو به فکر بندازه؟!
.
بذارید یه خورده بحث رو بیشتر براتون باز کنم:
امام باقر(ع) می فرماد که: «انَّ الملائکة لَخُدّامنا و خُدّام شیعتنا و خُدّام مُحبّینا» ملائکه در درجۀ اول، خادمانِ اهلبیت(ع) و بعدش خادمانِ محبین اهلبیت(ع) می باشند!
خب حالا مُحبِّ اهلبیت(ع) کیه؟!
به کسی مُحبِّ اهلبیت(ع) می گن که یه رنگی، بوئی، نَمی، رمقی از محبت اهلبیت(ع) تویِ وجودش باشه!
.
برای چی اینا رو گفتم؟ الآن بهت می گم:
بالأخره ما بین خود و خدایِ خودمون، اهلبیت(ع) رو دوست داریم. مگه نه؟ درسته که تنبل و ضعیفیم، ولی تَهِ دلمون که دوستدارِ اون بزرگواران هستیم دیگه.
به جانِ خودم، ماها خودمون از امکاناتی مثلِ جبرئیل که خدا برامون درست کرده، استفاده نمی کنیم.
.
حالا یه مثال می زنم و تمام:
مثلِ اینکه یه ماشینِ آخرین سیستم رو جلویِ درِ خونۀ ما پارک کنن و بگن که این ماشین متعلق به شماست و اینم سوئیچش!
خب حالا اگه ما از ماشین استفاده نکردیم و حتی نگاهش نکردیم، مشکلِ خودمونه دیگه! ها؟
این ماشین اونقدر درِ خونه می مونه تا لاستیکاش می پوسه و موتورِ ماشین هم التماس دعا پیدا می کنه و بدنۀ ماشین هم اونقدر روش بارون می باره که زنگ می زنه و کسی خونه نیست!


برچسب‌ها: جبرئیل با اون عظمتش در خدمتِ انسانه
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 9:33 بعد از ظهر | لینک  | 

چه نکتۀ جالب و قابل تأملی...!


[گریه بر حسین(ع) افضل از نماز شب]


.
مقداری به این مسأله دقت کنیم که:
همیشه زبان، مترجم عقل بوده ولی ترجمان عشق، چشم است.
آنجا که اشکی از روی احساس و درد و سوز می‌ ریزد، عشق حضور دارد ولی آنجا که زبان با گردش منظم خود جمله‌ های منطقی می‌سازد عقل حاضر است.
همان طور که استدلالات منطقی و کوبنده می‌ تواند همبستگی گوینده را با اهداف رهبران مکتب آشکار سازد، قطره اشک نیز می‌ تواند اعلان جنگ عاطفی بر ضد دشمنان مکتب محسوب گردد.
از این رو گریه حضرت زینب علیهاالسلام بر اهل بیت علیهم السّلام گریه عاطفی و گریه پیام‌ آور و یک نوع نهی از منکر و شعار شورانگیز و سوزاننده و رسواگر طاغوتیان و ستمگران بوده است.
.
بر همین اساس است که پیامبر اکرم و امامان علیهم السّلام کسی را که آمادگی گریه کردن ندارد به تباکی(خود را به شکل گریه درآوردن) دعوت کرده‌اند تا یاد حسین در همه قرون و اعصار در خاطره‌ ها زنده بماند.
.
در بیانی از مرحوم آیت الله بهجت داریم که فرموده اند:
«خیال می کنم فضیلت بکاء بر سیدالشهداء(ع) بالاتر از نماز شب باشد، زیرا نماز شب عمل قلبی صرف نیست بلکه کالقلبی(مثل قلبی)، ولی حُزن و اندوه و بکاء عمل قلبی است[در روایتی از امام جواد(علیه السّلام) آمده است الْقَصْدُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِالْقُلُوبِ أَبْلَغُ مِنْ إِتْعَابِ الْجَوَارِحِ بِالْأَعْمَال؛ آهنگ خدا نمودن با دل از خسته کردن اعضاء و جوارح با اعمال (غیر قلبی) رساتر است.[بحارالانوار، ج75، ص 363]، به حدی که بکاء(گریستن) و دمعه(اشک چشم) از علائم قبولی نماز وتر است.
منبع: [در محضر بهجت، کتاب اوّل، ص216]


برچسب‌ها: [گریه بر حسین, ع, افضل از نماز شب]
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 9:31 بعد از ظهر | لینک  | 

کودکان هم دنبالِ دوست می گردند...!


تا به حال به این مسأله فکر کرده اید؟!
.
در ابتدا ضرورتِ این مطلب را برایتان باز می کنم:
از آن جایی که انسان موجودی اجتماعی است و تمایل به برقراری ارتباط دارد و به تعبیر عامه کسی را می خواهد که با او درد دل کند، نقش دوستی ها را باید جدی گرفت، دوستی هایی که سن و جنسیت نمی شناسد. از این زوایه کودکان ما نیز در این باره نیازهایی دارند.
آن ها دوست دارند با کسی که ترجیحاً هم سن وسال خودشان باشد، ارتباط برقرار کرده و دوست شوند. به راستی چه مولفه هایی در ذهن یک کودک مثل تکه های یک پازل کنار یکدیگر قرار می گیرد تا فردی را به عنوان محرم اسرار خود انتخاب کند؟
یادمان باشد که پیدا کردن یک دوست خوب و تداوم داشتن یک رابطه دوطرفه نیازمند مهارت است که گاه کودک بنا به دلایل مختلف قادر نیست با همسالان خود ارتباط برقرار کند، بنابراین ویژگی های شخصیتی یک فرد عاملی بسیار مهم در دوستی تلقی می شود.
.
دوستم! چقدر شبیه منی؟
کودکان دوست دارند با کسی رابطه دوستی برقرار کنند که شبیه یکدیگر باشند. یعنی همسن بودن، هم زبان بودن، علایق و ارزش های مشابه داشتن و پای بند بودن به آنچه در یک گروه به عنوان راز یا پیمان شناخته می شود از ویژگی های مثبت است. ولی در مقابل هر چیزی که این توازن بین دوستی و شبیه بودن را برهم بریزد، می تواند عاملی برای دفع دوستی در گروه کودکان باشد.
.
دوست شدن یعنی همراه شدن، همکار شدن، کمک کردن، چیزی بگیری و چیزی بدهی. کودکان اگر احساس کنند که دوستشان یک دنده و انعطاف ناپذیر است، رابطه دوستی خود را با او قطع خواهند کرد.
_____________________________
** و در آخر:
باید توجه داشت که:
پیدا کردن دوست یکی از موضوعات مهم زندگیست که از کودکی با آن رو به رو هستیم. باید به فرزندمان بیاموزیم چگونه یک همراه برای بازی خود انتخاب کند.


برچسب‌ها: کودکان هم دنبالِ دوست می گردند
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 9:29 بعد از ظهر | لینک  | 

برادر دینی کیست و چه خصوصیاتی دارد؟


تعریفِ شما چیه؟
.
قرآن كریم مى فرماد که: «انَّمَا الْمُوْمِنُونَ اخْوَةُ»[حجرات، 10] «مومنان همه برادر یكدیگرند.»
تا حالا به این آیه زوم شدی و با ذرّه بین بهش نگاه کردی؟
چه تعبیر جالب و گیرایى؟ كه روابط میان آدما رو روابط بینِ برادران گفته، كه همۀ مومنان برادر همدیگه هستن!
برای اینکه بحث بیشتر باز بشه باید بگم که قرآن در جاى دیگه مى فرماد: «وَالْمُومِنُونَ وَالْمُومِناتُ بَعْضُهُمْ اوْلِیاءُ بَعْضٍ»[توبه، 71] «مردان مومن و زنان مومنه ولى و یار یكدیگرند.»
.
ما وقتى كه مى خوایم عواطف دو نفر رو نسبت به همدیگه تحریك كنیم، مى گیم:
«افراد یه ملت، برادر یكدیگرند!»
یا مى گیم: «افراد بشر همه برادر یكدیگر و عضو یك خانواده هستن.»
قرآن كریم عواطف پاك ایمانى مومنین را به عواطف برادرى تشبیه مى كنه!
همه مون می دونیم که:
عواطف برادرى فقط از فامیلی و هم خونى پیدا نمى شه؛ عمده اینه كه دو نفر در یه كانون محبت، هم فكر و هم عقیده باشن.
قرآن می فرماد که:
ما اومدیم تا شما رو با همدیگه برادر قرار بدیم، البته نه از نوعِ برادرىِ پدر و مادرى، بلكه برادرىِ اسلامى كه ارزش این برادرى با برادرى پدر و مادرى قابل مقایسه نیستش؛ هیچ وقت برادر ایمانى نمى تونه سیر باشه، وقتى كه برادر مسلمونش گرسنه هستش و نمى تونه پوشیده باشه، وقتى داداشش برهنه هستش!
.
یه سَری هم به روایاتمون بزنیم!
در روایاتمون نشونۀ بهترین برادر رو اینجوری مى خونیم که:
«خیر اخوانك من أعانك على طاعة الله و صدك عن معاصیه و أمرك برضاه».
بهترین برادران تو شخصیه كه دلسوز و خیرخواه تو باشه؛ مشكل تو رو حل کنه و براى خدا با تو دوست شده باشه، رفتارش تو را رشد بده، گفتارش به دانش تو اضافه کنه، سراغِ لغزش ها و سوتی های تو نره!
یه روایت دیگه از پیغمبر گرامى اسلام(ص) داریم که:
«الْمُسْلِمُ أَخُ الْمُسْلِمِ، لایَظْلِمُهُ، وَ لایَخْذُلُهُ، وَ لایُسَلِّمُهُ»[تفسیرنمونه، ج22، ص181]
«مسلمان، برادر مسلمان است، هرگز به او ستم نمى كند، دست از یاریش بر نمى دارد و او را در برابر حوادث تنها نمى گذارد».
تویِ حدیث دیگه ای دوباره از پیامبر(ص) نقل شده که:
«مَثَلُ الاخَوَیْنِ مَثَلُ الْیَدَیْنِ یَغْسِلُ احْداهُمَا الاخْرى»[تفسیرنمونه، ج22، ص182]
«دو برادر دینى، همانند دو دست هستند كه هر كدام دیگرى را مى شوید»! با یكدیگر كمال همكارى را دارند و عیوب هم را پاك مى كنند.
.........................................
پ ن:
این است منطق اسلام ناب که پیامبر اسلام و اهل بیت طاهرینش اون رو دستور داده! اما متأسفانه می بینیم که در کشورهای اسلامی چگونه نژاد پرستی و قیافه پرستی غوغا می کنه.


برچسب‌ها: برادر دینی کیست و چه خصوصیاتی دارد
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 9:28 بعد از ظهر | لینک  | 

دوست داشتن به شرط اینکه...!


.
همۀ ما آدما برایِ خودمون رؤیاهایی داریم که حسابی دنبالش هستیم و رسیدن به اون رؤیا جزوِ فانتزی هامون محسوب می شه.
جدیداً به این نتیجه رسیدم که هر چقدر بیشتر دنبالِ این فانتزی ها و آرزوها می ریم، همون قدر از اعتماد به نفسمون می زنیم و در مقابلش جایِ اون رؤیا و آرزو، ترس ها و نگرانی ها جایگزین می شه! یعنی می ترسیم که مبادا هیچ وقت به خواسته ها و آرزوهامون نرسیم...!
.
یکی از عواقب و تبعاتِ موکول کردن و این دست و اون دست کردنِ انجام کارها به آینده، اینه که مدام احساس اعتماد به نفس رو در خودمون به تأخیر می‌ اندایم.
در نتیجه به قولِ ما آخوندا: «این احساس عدم قطعیت»، اعتماد به نفس و خوشحالی فعلی‌ مون رو خراب و داغون می کنه...!
.
حالا حرفم اینه که:
بیاید خودمون رو مشروط دوست نداشته باشیم و خالص دوست داشته باشیم...!
اشکالی نداره به دنبال چیزهایی باشیم که حس بهتری به ما بده.
اصلاً می دونی چیه؟
خودباوری یکی از عوارض جانبی دست یابی به موفقیته.
ولی این خیلی بی انصافیه که احساس خوب داشتن رو مدام به زمانی موکول کنیم که به هدف‌ های مشخص، خاص و از قبل تعیین شده‌ ای رسیده باشیم. اگه اینجوری باشه در حق خودمون کم لطفی کردیم.
به این حالت می دونی چی می گن؟
این همان عشق مشروط نسبت به خودمون هستش:
چنانچه به اهداف خاصی برسیم، احساس خوبی خواهیم داشت....!


برچسب‌ها: دوست داشتن به شرط اینکه
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 7:13 بعد از ظهر | لینک  | 

مزاحمت در این موارد، زننده است...!


قبول دارید؟
.
یک نکته:
با آغاز ماه محرم زمانی که دیوارهای شهر به رنگ سیاه عزاداری سالار شهیدان در آمده، چه بهتر است با پرهیز از برخی اعمال و رفتارها بیش از پیش ارادت خود را به سید و سالار شهیدان عالم ابراز کنیم...!
.
یک تأمل:
متأسفانه برخی از ساکنان این روزهای شهرها فکر می کنند هر چه صدای باند ضبطشان بلندتر باشد، نشان از این دارد که بیشتر در غم سید و سالار شهیدان شریک هستند و به اصطلاح بچه مذهبی ترند و متاسفانه استفاده از این ابزار خودنمایی مزاحمت های بسیاری را برای سالمندان و بیمارانی که در خانه های اطرف خیابانها زندگی می کنند، به همراه می آورد...!


برچسب‌ها: مزاحمت در این موارد, زننده است
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 7:12 بعد از ظهر | لینک  | 

نخونی از دستت رفته


حتماً این سوال تا حالا برایِ خیلی ها پیش آمده که:


«زوج های خوشبخت، چه شکلی هستند؟»


.
حال بنده می پرسم که:
«آیا زوج های خوشبخت، شادکامی شان را از فروشگاه های برند خریداری می کنند؟ آن ها تحصیلات و قد و وزن و رنگ پوست خاصی دارند؟ در قاره های خاصی زندگی می کنند؟»
.
حتی غمگین ترین آدم ها هم لحظه هایی در زندگی شان احساس خوشبختی کرده اند و می دانند خوشبختی در چنین جاهایی آشیانه نمی کند.
چند نکته از خوشبخت ها:
1-چتر حمایتی را بر سر همسرتان باز نگه دارید!
زمان هایی پیش می آید که ما برای اتمام و به انجام رسیدن کارهایمان به شخصی نیاز داریم که کمک مان کند. گاهی ترجیح می دهیم این شخص همسرمان باشد، چرا که از لحاظ عاطفی به او نزدیک تریم بنابراین کمک گرفتن از او برایمان خوشایند تر است. یکی از عوامل جدایی عاطفی در میان زوج ها کمک نکردن به یکدیگر در مواقع اضطراری یا غیر حساس است. زوج خوشبخت زوجی است که لحظه نیاز همسرش کنار او باشد و در صورت امکان از مسئولیت های دیگر هم به نفع همسرش دست بکشد تا این گونه توجه و انعطاف عاطفی خود را نسبت به همسرش نشان دهد.
2- شنونده عالی برای همسرتان باشید!
وقتی همسرتان با شما درباره اتفاقی که برایش در طول روز پیش آمده صحبت می کند، چقدر در افق محتوای صحبت های او قرار می گیرید؟ آیا با تمام وجود به او گوش می دهید؟ اگر او از شما بخواهد آنچه را که گفته دوباره بازگو کنید آیا جزییات سخن او را بیان خواهید کرد؟ یک زوج خوشبخت سعی می کند یک شنونده عالی برای همسرش باشد، یعنی در مواقعی که زوج نیاز دارد، پاسخی درخور، به هیجان و کنش طرف مقابل داده شود. شاید برخی گمان کنند که حتما باید یک پاسخ کارشناسی شده و پیچیده برای چالش مطرح شده از سوی همسرشان پیدا کنند. اما در بسیاری از موارد نشان دادن همدلی و سهیم شدن دراحساسات، این پیام را به طرف مقابل می دهد که او به خوبی درک شده است.
3- قدردان باشید تا خستگی بر تن کسی نماند!
سپاسگزار بودن و قدردانی، پل محبت میان آدم هاست. این همان خصلتی است که زوج های خوشبخت از آن برخوردارند و کوچکترین ارزشی را بهانه می کنند تا از طرف مقابل قدردانی کنند. اما بسیاری از زوج ها در پرده عادت ها گرفتار می شوند و زحمات همدیگر را نمی بینند. اگر همسرتان با عشق و اشتیاق آشپزی می کند و غذایی لذیذ را سر سفره می آورد، گفتن چند جمله در قدردانی از تلاش او چیزی از شما نخواهد کاست. اما خستگی را از تن همسرتان بیرون خواهد کرد.
4- بهترین لباس و آرایش ام برای همسرم است!
زوج خوشبخت بهترین لباس ها و خوشبو ترین عطرها را برای همسرش استفاده می کند. زن و مرد خوشبخت خود را برای همسرش می آراید چون آراستگی برای همسر یک پیام روشن و مهم دارد. آن پیام این است؛ تو برای من مهم و با ارزشی و من با بهترین آرایش و لباس در برابر تو حاضر می شوم. این همه در حالی است که گاهی زوج ها بدترین آرایش و لباس را در فضای خانه هایشان تجربه می کنند.


برچسب‌ها: «زوج های خوشبخت, چه شکلی هستند, »
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 7:11 بعد از ظهر | لینک  | 

بیایید خودمان را از خوبی هایِ کوچولو محروم نکنیم...!


[منبرکِ شب چهارم!]
.
عرض کنم خدمتِ شما بزرگواران:
ما انسان ها موجودات پرتوقعی هستیم. هم از بقیه توقع داریم هم از خودمون. ولی گاهی توقعمون از خودمون بیشتر از توقعمون از دیگرانه. جوری که این توقع باعث می‌ شه بی‌ انصافی‌ هایی در حق خودمون کنیم که در حق هیچ آدم دیگه ای نمی‌ کنیم.
کافیه به خودمون یه نگاه کوچولو بندازیم. چند بار تا به حال خودمون را بیش از اونچه لایقش بودیم سرزنش کردیم؟
چند بار برای اتفاقات بدی که نمی‌ تونستیم ازشون پیشگیری کنیم، خودمون رو مقصر دونستیم؟!
چند بار ارزش خودمون رو کمتر از اونچه بودیم به حساب آوردیم؟!
.
کمال‌ طلبی از بهترین صفات ما آدماست.
هیچ اشکالی نداره که خوبی بیشتر یا بدی کمتری برای خودمون بخوایم.
اما همین کمال طلبی می‌ تونه یه راهزن خطرناک برای کارهای خوب باشه.
می‌دونید کجا...؟!
الآن می گم:
جایی که در انتظار خوبی‌ های بزرگ، خودمون رو از خوبی‌ های کوچولو موچولو محروم می‌ کنیم؛ چون نمی‌ تونیم برای همۀ کوچه غذایِ نذری بفرستیم؛ از همسایه‌ های بالا و پایین هم صرف نظر می‌ کنیم.
چون نمی‌ تونیم تمام شب قدر رو بیدار بمونیم، همون چند دقیقۀ پیش از خواب رو هم دعا نمی‌ کنیم....!
گرفتی چی می خوام بگم؟
دل‌ های ما به قدری بزرگه که تمام خوبی‌ ها رو تویِ خودش جا می‌ ده. اما همیشه کوزۀ بزرگی تویِ دست نداریم تا این حوض عمیق را با سرعت پُرش کنیم.
این جور وقتا می‌ تونیم از دستامون کمک بگیریم.
همین دستای کوچولو هم می‌ تونه این حوض رو پر کنن..!
صلوات جلیّ ختم بفرمایید!
بفرمایید چای...!


برچسب‌ها: بیایید خودمان را از خوبی هایِ کوچولو محروم نکنیم
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 4:47 بعد از ظهر | لینک  | 

دوست دارم به این مطلب دقّت کنید...!


[مطلبی که کمتر بهش توجّه می کنیم]


.
«منبرک شب سوم»
چند وقتیه حاج آقای امجد تویِ جلساتش توصیه می کنن که بیاید با همدیگه تویِ همین جلسه آنلاین پنج دقیقه فکر کنیم.
برام جالب بود...!
حالا بیاید به قولِ ایشون چند دقیقه فکر کنیم...!
فرض کنید یادداشتی به دست شما رسیده که متن تلخی داره اما شما نمی دونید چه کسی اون رو براتون نوشته...!
برخی سریع تصمیم می گیرند و احساس سردی بهشون دست می ده.
حالا از لاکِ فکر بیاید بیرون و چند لحظه به این چند جمله تأمّل کنید!
اگر نویسندۀ این نامه:
1- مادرتون باشه؛
اونوقت این نامه نشان دهندۀ اضطراب و نگرانی می تونه باشه.
2- پدرتون باشه؛
این نامه بیانگر عمق محبت و دلسوزی نسبت به شماست.
3- دوست صمیمی شما باشه؛
خبر از یک چالش پیش رو داره.
4- اگر فردی حسود باشه؛
نباید بهش توجّه کنیم و بهاء بدیم، بیشتر یک عقده گشایی است.
و...!
.
حالا من یه سوال دارم. بپرسم؟!
سوالم اینه: «قرآن رو کی و با چه نسبتی با ما، برامون فرستاده؟!»
تا جواب این سوال رو ندادیم، نمی تونیم به معنای درستی از آیات قرآن برسیم...!
حالا من یه سوال دیگر هم دارم. بپرسم یا حوصله ت سر رفت؟!
بی خیال می پرسم:
«آقایونی که قرآن رو ترجمه کردند، به این نسبت و تأثیرش در معنای کلام دقت کردن یا نه؟!»
شما نظرت چیه؟!
.
راستی یادم رفت بگم:
«ما هر چه می کشیم از این متحجّرینه!»


برچسب‌ها: [مطلبی که کمتر بهش توجّه می کنیم]
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 4:45 بعد از ظهر | لینک  | 

منبرک شب دوم:


[نامردی با ابزار شوخی...!]


ممنون که از منبر شب اول استقبال کردید. حال منبر دوم را خدمتتان عرض می کنم:
هممون دیدیم و دور و بَرمون هستن آدمایی که شوخ طبعن و یا جدّی هستن.
همون آدمایِ جدّی هم گاهی اوقات بلدن شوخی کنن و به اصطلاح یه فُکاهی می گن.
واقعیتش شوخی کردن یه کارِ کاملاً طبیعیه و حتّی شاید بشه گفت که:
خوب شوخی کردن و بلد بودن و توانایی برای شوخیِ خوب و مناسب، یک هنر هستش! چون در واقع طرف بلده که کجا، چه وقت و در چه شرایطی باید شوخی کرد و چه نوع شوخی ای کرد.
.
حالا یه سوال از شما دوستان می پرسم:
«شوخی کردن برای چیه؟ برای شاد بودن؟ برای شاد کردن؟ برای تعمیق(عُمق بخشیدن) رفاقت‌ ها و دوستی‌ ها؟»
خب شما هم در جواب ممکنه بگید که:
«بله. ممکنه. برای این ها و بسیاری هدف‌ های دیگه مثل گفتن حرف حق.»
.
اما هممون دیدیم که بعضی از آدما برای هدفی دیگه شوخی می‌ کنن.
برای هدفی که شاید بتونیم بگیم که زشت، زننده و ناراحت کننده هستش.
شاید برای شما هم پیش اومده باشه؛ کسی نمی‌ تونه دلخوری و ناراحتیش رو مستقیسم بگه و متوسل به شوخی و نیش و کنایه می‌شه و به اصطلاح از «شوخی» استفادۀ ابزاری می‌ کنه.
می دونی چی می خوام بگم؟!
حرف جدّیمون را با بسته‌ بندیِ شوخی تحویل طرف مقابلمون می‌ دیم و تازه فکر می‌ کنیم که چقدر راه‌ حل هوشمندانه‌ ای پیدا کردیم و زدیم توخال...!
کار اونجایی ناراحت کننده‌ تر می‌شه که ما دلخوری‌ ها و ناراحتی‌ هامون از عزیزانمون رو که خیلی هم برامون جدی و مهم هستش، در پناه شوخی به اونها بگیم و انتظار داشته باشیم همه چیز درست بشه...!
یه ضرب المثل هستش که زیاد می گیم و می شنویم که:
«پشت هر شوخی‌ ای حرف جدی‌ ای هست».
این ضرب‌ المثل در واقع یه درپوشی هستش برای برای مخفی شدن پشتِ ترس...!
.
حالا بحثم رو جمع کنم و نتیجه بگیرم که:
همانطور که از هیچ فرهنگ و دین و انسانی نباید استفاده ابزاری کرد و این کار اسمش نامردیه، از «شوخی» هم نباید استفادۀ ابزاری کرد.
شاید بی انصافی و بی‌ رحمی باشه، اما واقعیتش اینه که:
تنها کسانی پشتِ شوخی سنگر می‌ گیرن که چنان ضعیف و ناتوان باشن که نتونن حرفشون رو جدّی بزنن.
فقط و فقط کسانی می‌ تونن شوخی کنن و شوخی کردنشون زیبا و خواستنی باشه، که برای شادی و صمیمیت و زندگی و گفتن حرف حقی، برای آموزش و گفتنِ نکتۀ درستی شوخی کنن، نه برای فرار از موقعیت و قضاوت شدن و رو در رو شدن با مسائل...!
.
تا یادم نرفته بگم که:
بعضی ها هم اونقدر نامردن که با شوخی تا فیها خالدونِ طرف رو می سوزونن و زبونشون عینهو مارِ دو سر هستش...!
از این موردِ آخری زیاد هستش و هممون یکی دو تا دو رو بَرمون داریم...!
در حالی که از دیگاه پیغمبرمون، مسلمون به شخصی می گن که:
مردم از زبون و دستش در امان باشن!


برچسب‌ها: [نامردی با ابزار شوخی, ]
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 4:41 بعد از ظهر | لینک  |