فکر نو، حس جدید، رفتاری دیگر [به نظرات جواب داده می شود]

سلام، خوش آمدید!

   پروفایل:۱- سایت اندیشوران حوزه ۲- سایت بلاگفا 3- وبلاگ دیگرم

نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 3:36 بعد از ظهر | لینک  | 

یک سوال از شما دوستان...!

«به نظر خودتان، خوش اخلاق هستید؟»



در مضامین روایات سه علامت برای حسن خلق بیان شده است:
اول: خوشرویی:
آدم خوشرو، آدمی است که با دیگران به گرمی و صمیمیت برخورد کند.
مثلاً: هنگام دیدن همدیگر، گرم برخورد کند و اخمو نباشد و چهره باز داشته باشد.


دوم: حوصله:
حوصله شنیدن حرف دیگران را داشته باشیم، نه تنها حرف حق دیگران، بلکه حرف باطل دیگران،حرف زاید دیگران، بگذاریم حرفش را بزند. توی حرف دیگران نپریم و دهانش را نبندیم.

سوم: تحمّل:
تحمّل اذیت دیگران را داشته باشیم.
اگر این خصلت را داشتیم، معلوم است که حسن خلق داریم و الاّ حسن خلق نداریم.
تحمل اذیت دیگران؛ یعنی دوست شما و یا همکار شما خلف وعده کرده و یا آدمی تندخویی است و یا بداخلاق است و یا حقّ شما را ضایع کرده، اگر بنا باشد که با کوچک ترین لغزش دیگران، آدم عکس العمل نشان بدهد، دنیا، دنیای دعوا و جنگ می شود و با همه کس و همیشه باید دعوا کرد.
حال اگر کسی به شما حرف تندی زد و شما هم جواب او را دادید، دعوا به همین جا ختم نمی شود و ادامه پیدا می کند؛ اما اگر شما تحمّل کردید و با اخلاق خوش گذشت کردید، همانجا تمام می شود، لذا باید گذشت کرد، در مقابل تندی دیگران، گذشت کنید.
زندگی با گذشت، خیلی لذت بخش تر است تا زندگی با پرخاش و تندی و سر و صدا و دعوا.


برچسب‌ها: «به نظر خودتان, خوش اخلاق هستید, »
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 6:33 بعد از ظهر | لینک  | 

 

یاری مظلوم؛ راهی آسان برای ورود به بهشت...!



شخصى محضر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم مشرف شد.
حضرت به او فرمودند:
آيا مى خواهى تو را به كارى راهنمايى كنم كه به وسيله آن داخل بهشت شوى؟
مرد پاسخ داد:
مى خواهم يا رسول الله!
حضرت فرمودند:
از آن چه خداوند به تو داده است انفاق كن و به ديگران بده!
مرد: اگر خود نيازمندتر از ديگران باشم، چه كنم؟
فرمودند:
مظلوم را يارى كن!
مرد: اگر خودم ناتوان تر از او باشم، چه كنم؟
فرمودند:
نادانى را راهنمايى كن!
مرد: اگر خودم نادان تر از او باشم، چه كنم؟
فرمودند:
در اين صورت زبانت را جز در موارد خير نگهدار!
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
آيا خوشحال نمى شوى كه يكى از اين صفات را داشته باشى و به بهشت داخلت نمايند؟
[بحارالانوار ج71، ص296]
----------------------------------------
ظلم و ستم از مهم‌ترین عوامل خشم الهی است.
امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ به این سؤال که بین آسمان و زمین چه مقدار فاصله است فرمود:
فاصله میان آسمان و زمین به اندازه کشیده شدن یک آه و دعای یک مظلوم است.
[بحارالأنوار، ج10، ص88]

گر ضعیفی در زمین خواهد امان
غلغل افتد در سپاه آسمان


برچسب‌ها: یاری مظلوم؛ راهی آسان برای ورود به بهشت
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 1:48 قبل از ظهر | لینک  | 

 

باید از ظالم کناره گیری کرد...!



احتمالاً این جمله را شنیده اید:
«چرخِ ظالمان، همیشه به واسطه حضور مظلومان می چرخد..!»

در همین زمینه مرحوم آیت الله بهجت، جملات زیبایی دارند:
1- «عمل به قرآن، یعنی اینکه از ظالم کناره گیری کنیم و ظالم را لعن کنیم و از او تبرّی بجوییم!
ولی عمومِ ما مسلمانان، یا خود ظالم هستیم، و یا با ظالم هم پیمانیم...!»

2- «اگر راست می گوییم که قرآن سلاح است، پس چه احتیاج به سلاحِ دیگر؟
اگر به قرآن عمل می شد، آیا این همه بین مسلمانان جنگ و خونریزی می شد؟!
با قیمت نفت سلاح تهیّه می کنیم و به جان هم می افتیم و برادر کُشی می کنیم...!»

منبع:
[در محضر بهجت(ره)، محمدحسین رخشاد، کتاب دوم، نکتۀ 615، ص14-15]
---------------------------------------
پ ن:
1- استاد امجد:
«با دین بازی نکنیم!
از انتقاد بدمان بیاد، مُشرکیم!
رسانه ها باید در اختیار مردم و آزاد باشد!
آیت الله بودن به عمّامه نیست!»

2- متأسفانه دینی درست کردیم که دست و پایِ ما رو برایِ فکر کردن بسته!
در حالی که:
دین اساس و محورش برایِ فکر کردن هست!
اصلاً بندگی یعنی تفکّر...!


برچسب‌ها: باید از ظالم کناره گیری کرد
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 1:35 بعد از ظهر | لینک  | 

 

امیرالمونین(ع) و کمک به همسر...!



امام علي (ع) مي فرمايد:
روزي رسول خدا (ص) داخل منزل شد، در حالي که فاطمه (س) به پختن غذا مشغول بود و من نيز عدس پاک مي کردم.
حضرت رسول خدا (ص) ما را بدين حال ديد و به من فرمود:

1- «اي علي! از من بشنو و من جز آن چه خداوند فرمان داده چيزي نمي گويم. هر مردي که در منزل به زنش کمک کند به عدد هر موي بدنش عبادت يک سال که روزها را روزه گرفته و شب ها را به عبادت مشغول بوده به او داده مي شود و خداوند بزرگ به او پاداش صابرين را عطا مي کند. همانند آن پاداش که به حضرت داود، يعقوب و عيسي عطا نمود.»

2- «اي علي! هر مردي که در منزل به زنش خدمت کند و عبوس نشود، خداوند نام وي را در دفتر شهدا مي نويسد و پاداش شهدا را به وي مي دهد و براي هر شب و روزش، ثواب هزار شهيد نوشته مي شود و خداوند بزرگ در برابر هر گامي که در راه خدمت به همسر خود بر مي دارد، پاداش يک حج و عمره براي او مي نويسد و براي هر قطره عرقي که در راه خدمت به زنش بريزد، يک شهر در بهشت به وي عطا مي کند. »

3- «اي علي! يک ساعت خدمت زن در خانه بهتر است از عبادت هزار سال؛ و هزار حج و عمره؛ و هزار بار جهاد در راه خدا؛ و عيادت هزار مريض؛ و هزار نماز جمعه؛ و هزار تشييع جنازه؛ و سير نمودن هزار گرسنه؛ و پوشانيدن هزار برهنه؛ و انفاق هزار دينار به فقرا؛ و اطعام هزار گوسفند. چنين شخصي از دنيا نمي رود مگر اين که جايگاه خود را در بهشت ببيند. »

4- «اي علي! کسي که در هنگام خدمت کردن به زنش، ترش رو و متکبر نباشد بدون حساب، داخل بهشت مي گردد.»

5- «اي علي! خدمت به زن، کفاره ي گناهان است و غضب خدا را فرو مي نشاند و مهريه ي حورالعين است و حسنات و درجات را زياد مي کند. »

6- «اي علي! خدمت نمي کند به همسر خود، مگر شخصي که خداوند خير دنيا و آخرت را براي او مي خواهد.»

منبع: [جامع الاخبار، فصل59، ص102]
---------------------------------------------
پ ن:
نتیجه گیری:
1- در محيط خانواده بايد زن و مرد به يکديگر کمک کنند و باري از دوش همديگر بردارند تا در زندگي به خوشي و سعادت دست يابند و در آخرت از اثرات اين همکاري بهره ببرند.

2- در روايات مي خوانيم که اگر زني سفره اي را پهن يا جمع کند، خداوند به او نظر رحمت مي کند و جهنم را بر او حرام مي کند، البته به شرط آن که با رفتارهاي تند، سخنان نيشدار و اخلاق بد، درِ بهشت را بر خود نبندد.


برچسب‌ها: امیرالمونین, ع, و کمک به همسر
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 3:22 قبل از ظهر | لینک  | 

کودکانه 127

کاردستی

[نیمکت پارک با چوب های بستنی]

 

این یک ایده ی جالب برای درست کردن یک نیمکت پارک است پس وسایل مورد نیاز را تهیه کنید و با ما همراه شوید.

** وسایل مورد نیاز:

6 عدد چوب بستنی

ماژیک یا مداد رنگی

ورقه های فومی یا مقوا

قیچی

** دستورالعمل:

ابتدا به کمک ماژیک یا مداد رنگی چوب های بستنی را رنگ آمیزی کنید. همزمان با خشک شدن رنگ ها، شما می توانید لبه های نیمکت را آماده کنید. شما باید الگوهای داده شده را روی مقوا و یا فوم پیاده کنید و بعد به کمک قیچی آن ها را جدا کنید.

 

 

سپس چوب بستنی ها را داخل شکاف های لبه های نیمکت قرار دهید و مطمئن شوید که هر چوب بستنی در امتداد شکاف روبه رویش به صف می شود.

امیدوارم از کاردستی امروز لذت برده باشید.

 

یکی بود یکی نبود

[روزی که استخوان مریض شد]

 

استخوان حالش خوب نبود. همه جایش درد می کرد. با خودش می گفت من که دائما د استراحت می کنم از جایم حرکت نمی کنم پس چرا همه ی بدنم درد می کند. از فرق سرم تا نوک پایم تیر می کشد.

از دکتر رفتن خوشش نمی آمد. مدتی در رختخواب خوابید و از این طرف به آن طرف غلطید اما بالاخره درد، کلافه اش کرد. مجبور بود پیش دکتر برود. با خودش فکر کرد که حالا اگر هم دکتر آمپول داد، آمپول را که به من نمی زنند. به ماهیچه می زنند. به من چه، خوب بزنند!

بالاخره تصمیمش را گرفت و رفت پیش دکتر. دکتر تا استخوان را دید گفت آخر من چقدر بگویم باید شیر بخوری، باید سبزیجات بخوری . وگرنه انقدر ضعیف می مانی که هر روز یک جایت درد می گیرد. اگر اینطوری پیش بروی شاید یک روز خورد بشوی. مجبور می شوی سرتا پایت را با گچ، آتل ببندی.

تا اسم گچ و آتل بندی آمد، تن استخوان از ترس لرزید. گفت نه نه ... گ...گ...گچ نمی خواد ... آتل نمی خواد. شیر می خورم سبزیجات می خورم.

استخوان رفت و به دستور دکتر عمل کرد و حسابی استراحت کرد. اما نصفه شب دوباره دردهایش شروع شد. از فرق وسط سرش تیر می کشید تا همه جایش می رسید. دیگر صدای داد و فریادش بلند شد. هر چه سعی کرد دکتر نرود نشد. با خودش گفت هر کاری که می خواهد بکند بکند. باید خوب شوم.

رفت پیش دکتر و دوباره ماجرا را گفت. دکتر از شنیدن حرفهای استخوان تعجب کرد. گفت چطور ممکن  است با خوردن شیر و سبزیجات باز هم ضعیف باشی؟ شیر و سبزیجات ،پر از کلسیم هستند و کلسیم باید حال استخوان را خوب کند!

دکتر مدتی فکر کرد و بعد گفت ببینم تو از صبح تا شب چکار می کنی؟

استخوان گفت بیشتر وقتها روی صندلی می نشینم و کامپیوتر بازی می کنم. اصلا از جایم تکان نمی خورم.

دکتر با تعجب نگاهی کرد و گفت بله بله حالا فهمیدم.

اگر از صبح تا شب یک جا بنشینی و حرکت نکنی هرچه شیر و کلسیم بخوری هیچ فایده ای به حالت ندارد. یک استخوان وقتی حالش خوب می شود که از صبح تا شب حرکت و بازی کند، ورزش کند. فقط با حرکت و بازی و ورزش است که کلسیم های شیر استخوان را قوی می کند وگرنه همه ی آنها هدر می روند و هیچکدامشان به دردت نمی خورد.

استخوان فهمید برای قوی شدن هم غذای خوب لازم است هم بازی و حرکت و ورزش.

 

شگفتی ها
[دنیای قورباغه ها]

رایج ترین دوزیستان جهان قورباغه ها و وزغها هستند. نوع بالغ قورباغه ها عموماَ بدون دم و چمباته زده هستند ، آنها پاهای بلند عقب برای پریدن و زبان بلند چسبناک برای گرفتن طعمه ، دارند . معمولاَ قورباغه ها بدن نرم و مرطوب دارند و در نزدیکی آبها زندگی می کنند . وزغها پوست خشک و زگیل مانند دارند و عمدتاَ روی خشکی زندگی می کنند.

 قورباغه درختی:

بعضی از قورباغه های مناطق گرم با زندگی روی درختان و بوته ها سازگاری پیدا کرده اند . بعضی از گونه ها هرگز درختان را ترک نمی کنند و حتی روی درختان ،تولید مثل می کنند . بیشتر قورباغه های درختی دارای انگشتان بلند و دست و پا هستند که روی آنها صفحه های چسبناکی برای گرفتن شاخه ها و برگهای نرم وجود دارد. بعضی از قورباغه ها با استفاده از انگشتان پرده دارشان که به عنوان بال پرواز به کار می برند ، از این درخت به آن درخت می پرند. قورباغه درختی در حالی که روی شاخه ها راه می رود ، حشرات را شکار می کند. این نوع قورباغه درختی بخاطر رنگ و فرم بدن بخوبی روی برگها استتار می نماید. 

 قورباغه سبز:

این قورباغه معمولی کناره رودخانه ها و آبگیرها ، ممکن است به رنگ قهوه ای ، برنزه یا سبز باشد . قورباغه های سبز بالغ حقیقتاَ دوزیستی هستند ، یعنی هر مقدار از زندگیشان را که در آب می گذرانند ، به همان مدت روی خشکی زندگی می کنند . آنها نیز مثل بقیه قورباغه ها، هر غذای زنده ای را که بتوانند قورت دهند ، می خورند.

 صدای یک قورباغه مثل صدای ترکیدن چیزی است که در مورد آن می گویند مثل صدای سیمی است که محکم کشیده شده و رها گردد.  رژیم غذایی این قورباغه ها عمدتاَ حشرات ، عنکبوتها و سخت پوستان است.

 

 

آیا می دانید؟

[شوره زار چیست؟]

 

شوره زارها نواحی وسیع و مسطحی در خشکی ها هستند که زمانی بستر دریاچه ای بوده اند.

شوره زارها با نمک و سایر مواد معدنی پوشیده شده اند و به خاطر وجود نمک، اغلب سفید به نظر می رسند. شوره زارها معمولاً در بیابان ها و دیگر مکان های خشک و در جاهایی که بدنه های بزرگ  آبی در طول بیش از هزاران سال خشک شده اند و نمک و دیگر مواد معدنی از خود باقی گذاشته اند تشکیل شده اند. شوره زارها در سراسر جهان وجود دارند.

استان بوشهر شوره‌زارهای بسیار زیادی دارد که در زمان رویش گیاه کامل، مردم نقاط مختلف استان به این شوره‌زارها می‌روند تا بتوانند کاکل برای خود تهیه کنند.

گیاه کاکل از گیاهان خوشمزه‌ای است که طرفداران خیلی زیادی در استان بوشهر و دیگر استان‌های جنوبی استان بوشهردارد و در زمان رویش این گیاه بسیاری از مردم در پی به دست آوردن آن هستند.

گیاه کاکل، گیاه شور مزه‌ای است که پس از اولین بارش باران پاییزی به صورت خودرو در شوره‌زارهای استان بوشهر و مناطق جنوبی کشور رشد می‌کند که سرشار از ید، سدیم، پتاسیم و فیبر و دارای طبع سرد است.

 

دانستنی ها
[دانستنیهایی از پرندگان]

 

آیا بزرگترین، کوچکترین و سریعترین پرندگان دنیا را می شناسید  ، آیا از نظر دانشمندان در مورد قدمت پرندگان و انواع آنها  اطلاعی دارید؟ اگر میخواهید پاسخ این سۆال ها را بدانید پس مطلب زیر را مطالعه کنید.

1- پرندگان پر و دم دارند، وهمچنین تخم گذار و خون گرم هستند.

2- در تمام دنیا در حدود 10000 نوع پرنده مختلف وجود دارد.

3- شترمرغ بزرگترین پرنده در دنیاست. تخم شتر مرغ نیز بزرگترین تخم پرنده در دنیاست .همچنین  شترمرغ سریعترین دونده دربین پرندگان است(97 کیلومتر در ساعت(

4- دانشمندان معتقدند قدمت پرندگان به دوران دایناسورها می رسد.

5- استخوان پرندگان پوک است و همین  مسئله به پرندگان کمک می کند تا بتوانند پرواز کنند.

6- برخی از پرندگان باهوش هستند و می توانند ابزار بسازند و چیزهای جدید خلق کنند.

7- مرغ رایج ترین پرنده در دنیا است.

8- مرغ  مگس خوار کوچکترین پرنده در دنیاست و طول بدنش به 5 سانتی متر می رسد این پرنده حتی می تواند عقب عقب پرواز کند.

9- در حدود 20 درصد پرندگان هر سال به مناطق دور مهاجرت می کنند.

10- کبوتران نامه بر طوری پرورش می یابند که می توانندبرای رساندن پیام  مسیر ی طولانی را طی کنند و هزاران سال است که برای انتقال پیام  ها از آنها استفاده می شود.

 

چگونه زیستن
[بهترین بابا]

 

همه باباها خوب و مهربان اند و توی دل بچه ها جا دارند. یکی از باباهای خوب و به یادماندنی، امام علی علیه السلام است که پسرهای بزرگی چون امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام را داشت. امام علی علیه السلام ، هم بچه های خود و هم بچه های دیگر را دوست داشت؛ همانطوری که بچه ها، او را دوست داشتند و از دیدن او خوشحال می شدند. الان هم، بچه ها از شنیدن نام آن امام شجاع و مهربان شاد می شوند و از این که چنین رهبری دارند، افتخار می کنند و با گفتن «یا علی» یاد او را همیشه بر زبان ها زنده نگه می دارند.

 ** در کلاس امام علی(ع):

ما همیشه می توانیم در کلاس درس امام علی علیه السلام شرکت کنیم. شاید بپرسید چگونه؟ پاسخ آن آسان است، با خواندن سخنان امام علی علیه السلام ، در واقع شاگرد آن امام می شویم و بعد از سال ها از گذشتن زمان آن صحبت ها، هنوز می بینیم که آن سخنان الآن هم در زندگی ما به کار می روند.

** کار امروز را به فردا نسپار!

بعضی از روزها کارهایمان زیاد می شود. گاهی وسوسه می شویم که قسمتی از آن کار را روز بعد انجام دهیم؛ ولی وقتی روز بعد فرا رسید، متوجه می شویم که اشتباه کرده ایم؛ چون همان روز هم کارهای مخصوص خودش را دارد. امام علی علیه السلام هم به ما یک نصیحت زیبا در این باره دارد و می فرماید: " در هر روز کار همان روز را انجام بده؛ چون فردا کارهای خودش را به همراه دارد".

 


برچسب‌ها: کودکانه 127
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 3:14 بعد از ظهر | لینک  | 

 

سوالی که جایِ بسی تأمّل دارد...؟!


[اولین قومی که به امام زمان(عج) ایمان می آورند، کیانند؟!]



شاید همانند من تعجّب کنید که:
«اولین قومی که به امام زمان(عج) ایمان می آورند، جوانانِ مسیحی هستند!»

لابد بعد از خواندن این مطلب دنبالِ منبع و سندِ این کلام هستید؟!

مرحوم آیت الله بهجت می فرمایند:
«در زمانِ ظهورِ دولتِ حقّ و حضرتِ حجّت(عج) اوّل به حسابِ همین مدّعیانِ عمل به قرآن می رسند؛ زیرا این ها از کُفّار معاندترند...!
و نصاری چون می بینند حضرت مسیح(ع) به آن اقتدا می کند، از آن حضرت متابعت می کنند و زودتر از دیگران به اسلام و حضرت مهدی(عج) می گروند!»

[منبع: در محضر بهجت(ره)، محمدحسین رخشاد، کتاب دوم، نکتۀ 615، ص15]
-------------------------------------
پ ن:
1- آنقدر به این سه جلد کتابِ «در محضر بهجت(ره)» وابسته و معتقد هستم که اگر بدانم از شما دوستان واقعاً کسی هست که هر سه جلد را می خواند، حاضرم هدیه دهم!»

2- نمی دانم ما مسلمان ها دقیقاً کجا هستیم که جوانان مسیحی در ایمان آوردن به حضرت(عج) از ما به اصطلاح مسلمانان! سبقت می گیرند!»

3- خدابیامرز آیت الله بهجت، شب 23 رمضان را قوی تر از دیگر شب های قدر می دانست!
التماس دعای شدید دارم...!


برچسب‌ها: سوالی که جایِ بسی تأمّل دارد, اولین قومی که به امام زمان, عج, ایمان می آورند, کیانند
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 11:3 بعد از ظهر | لینک  | 


با این خدای مهربان،

حتّی شیطان امید بخشش دارد...!

شاید برایتان جالب باشد که:
نزدیک به 90 مورد در قرآن، بحثِ فضل و رحمت پروردگار آمده است.
در هر یک از آیاتی از قرآن که واژه فضل الهی آمده، معنای آن با توجه به قرائن آیه مورد نظر معلوم می شود.
چند نکته پیرامون فضل و رحمت خدای مهربان:
1- گستردگی فضل خدا:
روایتی از امام صادق(ع) مشهور است که:
«إذا کانَ یومَ القِیامَةِ نَشَرَ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی رَحمَتَهُ حَتَّی یطمَعَ إبلِیسُ فِی رَحمَتِهِ»
وقتی روز قیامت شود، خداوند رحمتش را پراکنده سازد، تا آنجا که ابلیس نیز در آن طمع کند.
[شیخ صدوق، الامالی، ص205]
شاعر زیبا می گوید:
من نکردم خلق تا سودی کنم
بلکه تا بر بندگان جودی کنم
2- نا امیدی، مرز کفر به خدا:
«إنَّهُ لاییأَسُ مِنْ رَوْحِ اللهِ إلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ»
به درستی که جز گروه کافران، از رحمت خدا ناامید نمی شوند.
[یوسف، آیۀ87]
3- حدود امیدواری به رحمت خدا:
امام صادق(ع) می فرمایند:
«أُرْجُ اللهَ لایجْرِئُکَ عَلَی مَعاصِیهِ وَ خَفِ اللهَ خَوفاً لایۆیسُکَ مِنْ رَحْمَتِهِ»
به خدا امید داشته باش تا جائی که تو را بر گناه و نافرمانی او دلیر نکند و از خدا بترس تا جائی که تو را از رحمتش ناامید نسازد.
[بحار الانوار، ج70، ص384]


برچسب‌ها: با این خدای مهربان, حتّی شیطان امید بخشش دارد
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 5:24 بعد از ظهر | لینک  | 

آزادی در انتخاب دین...!



این بحث شعبه های زیادی دارد که به به برخی از آنها اشاره می کنم، از شما خواستارم که با دقّت بخوانید، همانطور که بحث ها و نوشته های شما را با دقّت خواندم.

من کلام شما را قبول دارم که:
کسی را نمی توان وادار به پذیرش دین اسلام کرد، اما اگر کسی با تحقیق و بررسی عالمانه آن را پذیرفت به نظر می رسد که حق ندارد به گونه ای عمل کند، مطلبی بگوید و یا چیزی بنویسد که باعث وهن و بی اعتباری این دین قلمداد شود.

در اسلام اگر کسی با  شناخت و آگاهی اسلام را پذیرفت و سپس با ترک آن، دست به اقدام عملی در جهت تضعیف باورها و ضدیت با اسلام زد، مرتد محسوب شده است.
پس احكام ارتداد با اصل آزادی عقیده منافات ندارد، بلكه در راستای تأمین امنیت اعتقادی پیروان دین می‎ باشد.

نکتۀ مهمِ مسأله این است که:

اسلام پیش از آن كه كسى را به عنوان پیرو بپذیرد، ابتدا از او مى‏خواهد تا درباره آیینى كه در صدد پذیرش آن است آزادانه بیندیشد؛ چنانچه از لحاظ عمق و استدلال روحش را قانع ساخت (که قانع مى‏سازد) در شمار پیروانش در آید و گرنه حق دارد هر چه بیشتر درباره‏ اش تحقیق و بررسى كند.
در نهایت اگر او را قانع نكرد و مجذوب اصالت و واقعیت خود نساخت، نمی توان او را مجبور به پذیرش کرد و این معنای همان آیه است که می فرماید: «لا اِكراهَ فِى الدِّینِ»
ولى اگر با تحقیق و آگاهی از قوانین اسلامی، مسلمان شد، دیگر نمى‏تواند از آن باز گردد.

اما در مورد مجازات مرتد خدمتتان عرض کنم که:
مجازات مرتد براى استفاده بهینه از آزادى مذهبى و ایجاد فضاى سالم براى بهره‏ بردارى شایسته از آن است؛ نه محدود ساختن آزادى مذهبى.
با توجه به شرط تحقق ارتداد و شرط تحقق جرم آن که اشاره شد، مجازات مرتد در واقع اقدامى شایسته و بازدارنده است تا کسی دین را امرى بی ارزش و تشریفاتى تلقی نکند و علاوه بر آن راه سودجویى را بر مغرضان و دشمنان كینه توز اسلام مى‏بندد تا نتوانند از راه تظاهر به اسلام و بعد کفر به آن، آیین میلیون‏ ها مسلمان را بازیچه امیال شوم خود قرار دهند و در انظار عمومى آن را از اعتبار ساقط كنند.
اما حكم ارتداد كه موجب شبهه گشته است، به خاطر منع از تفكر و تعقّل نيست، بلكه حكمت‎هاي ديگري دارد!
مرتد به كسي گفته مي‎شود كه بعد از قبول اسلام، با بلوغ و سلامت عقل و از روي عمد و اختيار، به گفتار و كرداري در جامعه دست بزند كه بيانگر تكذيب، استهزا و تبليغ عليه اسلام و ضروريّات دين باشد.
احكام ارتداد عليه كساني است كه آشكارا اعلام ارتداد نموده، اصول مسلّم دين را انكار كنند و يا نسبت دروغ به آن بدهند و به تبليغ و استهزا عليه آن بپردازند.

*** و در آخر چند نکته بگویم:
1- هر شخص مسلمانی، با توجه به سطح دانش و معلومات خود می تواند تمام مسائل مطرح شده در این دین آسمانی را مورد بحث و بررسی خود قرار دهد و تا زمانی که با دلیل مناسبی اقناع نشده باشد، شک و تردیدی که در درون او به وجود می آید، به دینداری و اسلام او آسیبی وارد نخواهد نمود.

2- باید پذیرفت که موضوع ارتداد، دیگر از محدودۀ آزادی ادیان که مورد تأیید اسلام بود، خارج شده و به روشی سیاسی برای تضعیف و به شکست کشاندن اسلام تبدیل شده بود و طبیعتاً می باید چاره ای برای آن اندیشید.

3- اگر شخصی تردیدهایی نسبت به این دین مقدس داشته و یا حتی بدون اعلام ارتداد و بدون انکار صریح موازین دینی، یکایک اصول و فروع دین را به نقد و چالش کشیده و خواستار پاسخی مناسب شود، نمی توان او را مجازات نمود!

4-  این مجازاتی که مطرح می شود و به نظر من در اجتماعِ پُر شبهۀ امروز نمی توان به کسی أنگ و برچسیب زد، بیشتر جنبۀ بازدارنده داشته و اثبات ارتداد نیز امری دشوار و حتّی در فضای امروز کالمحال بوده، و یقیناً شامل افرادی که تردیدهای جدی در دین اسلام دارند، اما تردیدشان به مرحلۀ انکار صریح نرسیده،  نخواهد شد، و به همین دلیل نباید این بحث را به صورت غلیظ مطرح کرد!
اثبات حكم ارتداد و اجراي آن، همانند ديگر احكام جزايي اسلام، منوط به تحقّق شرايطي است و در عمل، در موارد بسيار محدودي، اين احكام به اجرا مي‎رسند و شايد سالياني بگذرد و موضوعي براي آن يافت نشود؛ لذا كارآيي اين حكم را نبايد فقط به لحاظ مجازات يك فرد نگريست، بلكه اين احكام ناظر به مصالح جامعه هستند و اصل وجود چنين احكامي جامعه را از آسيب حفظ نموده، اثرهاي رواني و اجتماعيِ مطلوبي به جاي مي‎گذارد كه در جهت تعالي جامعه به كار مي‎آيد.

5- ضمناً چه بسا كسانى كه توانايى شناخت حقانيت اسلام را داشته‏اند، ولى به آسانى از كنار شناخت حق گذشته‏اند...!
اما زندگى مسالمت‏آميز پيروان اديان مختلف، بدون اشكال و زیباست.

6- قطعاً قبول دارید که:
هر شخص برای تغییر دین خود باید از منطقی برخوردار باشد، اما شما با مروری در افکار و عقاید اشخاصی که از دین اسلام برگشته­اند، به ندرت به افرادی برخورد می نمایید که برای این تغییر و نیز پذیرش آیین جدید و یا بی دینی مطلق، به مطالعۀ عمیق و پرسش و پاسخ پرداخته و دلایل به ظاهر منطقی؛ هر چند نادرست! برای ارتداد خود ارائه نموده باشند، و به این نکته پی خواهید برد که اکنون نیز، اعلام صریح ارتداد، بیش از آن که از پایه های فکری برخوردار باشد، ناشی از انحرافات سیاسی و یا بداخلاقی است!
البته بحث در این نیست که این شخص چگونه به این مسأله گرایش پیدا کرده است!


برچسب‌ها: آزادی در انتخاب دین
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 12:11 بعد از ظهر | لینک  | 

 

شب قدری متفاوت از شب های پیش...!



زمان هایی در زندگی انسان وجود دارد که انسان با بهره جستن از آن می تواند بهترین هایی، برای باقی روزهای زندگی خویش رقم زند. یکی از این اوقات، لیالی قدر است. شاید شما نیز در زمره افرادی باشید که به دنبال بهترین عمل و عبادت در طول این ایام هستند تا بدین واسطه نهایت استفاده را از این شب ها ببرید.

بهترین عمل در این شب ها عبادت همراه با بینش است،
اگر قرآنی می خوانیم،
دعایی می خوانیم،
یادمان باشد که در فلسفه همه این ها بیندیشیم!
در شبی که عبادتش بهتر از هزار سال است بیاییم به بنیان های فکری خود هم نظمی دهیم بیاییم با خداوند عهد کنیم من بعد همه کارهای ما حرف زدن های ما، رفتار ما همه و همه همراه با تعقل و تفکر باشد.

اولین جاده رسیدن به خدا معرفت است و بهترین عمل در شب قدر کسب معرفت الهی است.

دوستان عزیز بیاییم این شب ها را مغتنم بدانیم و اگر دعایی را زمزمه می کنیم قدری بر شرح آن نیز تأمل کنیم اگر قرآنی تلاوت می نماییم زمانی را نیز اختصاص به تفسیر آن دهیم تا از چشمه معرفت الهی نیز سیراب گردیم...!


برچسب‌ها: شب قدری متفاوت از شب های پیش
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 11:14 بعد از ظهر | لینک  | 

 

دروغ و خیانت؛ دو برادرِ تنی...!


[راه درمان دروغگویی چیست؟]



پیامبر خدا(ص) می فرماید:
« دروغ گو دروغ نمي گويد مگر به سبب پستي نفسش»[اختصاص مفيد، ص232]

دوست من!
تا به حال دقت کرده ای؟!
دروغ برادر خیانت است و خیانت برادر دروغ است.
این دو، برادران تنی هستند که از یک پدر و مادر زاده شده‌اند.
پدرشان ناحقی و مادرشان، سستی شخصیت است.
ناحقی یعنی ادا نکردن حق؛ هرچیزی و هر کسی و هر پدیده‌ای در این جهان حقی بر عهدۀ تو می‌گذارد اگر با آن مواجه شوی...!

برای توضیح بیشتر باید بگویم:
عدل از کسی بر می‌ آید که شخصیتی معتدل و متعادل داشته باشد.
تو دروغ می‌گویی چون حقی را ناحق کرده یا می‌ خواهی حقی را ناحق کنی، حق کاری را ادا نکرد ه ای و داد آن کار را نداده‌ ای.
اما مادرِ این دو برادر تنی، یعنی خیانت و دروغ، سستی شخصیت است.

شاعر می گوید:
زنیرو بود مرد را راستی
زِ سستی کژی زاید و کاستی...!

اگر شخصیت قوی داشته باشی، نه دروغ می‌ گویی نه خیانت می‌ کنی.
بیخود نبوده‌ است که پادشاهان، خائنان به رقیب‌ شان را با این که اگر خیانت آن‌ ها نبود هرگز بر رقیب پیروز نمی‌ شدند، به محض پیروزی در اولین فرصت می‌ کشتند؛
زیرا اعتمادی به آن‌ ها نداشتند و آن‌ ها را قابل اتکا نمی‌ دانستند:
«این که به ولی نعمت خودش خیانت کرد، به من رحم می‌کند؟»

حال مقداری با الفاظ آشنا شویم:
اعتماد با عمود، یعنی ستون هم خانواده است، و اتکا با «متکا» که پشت به آن می‌ دهیم، هم خانواده است.
در بُن معنی این هر دو مصدر، محکم بودن و راست بودن وجود دارد.
بی اعتمادی و غیرقابل اتکا بودن «خائنان» به خاطر سستی شخصیت آن‌ هاست.
دروغ هم از سستی شخصیت مایه می‌ گیرد.
اگر خلافی کرده‌ ای، شجاعت داشته‌ باش و سرت را بالا بگیر و توبه کن.
دروغ و خیانت هر دو «لاپوشانی» دارند، متنها دروغ معمولا لاپوشانی بعد از ناحقی است و خیانت «لاپوشانی» پیش از ناحقی است.
آری!
دروغ و خیانت، دو براد تنی هستند که از یک پدر و مادر زاده شده‌ اند...!


برچسب‌ها: دروغ و خیانت؛ دو برادرِ تنی
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 11:56 بعد از ظهر | لینک  | 


کرامت انسانی؛ حلقۀ مفقودۀ حکومت ها

[تأملی کوتاه بر جایگاه انسانی در حکومت علوی]

قابل توجه دوست عزیزم: هادی همکار؟

 

مصطفی سلیمانی


*** اشاره:
انسان دوستی و مفاهیم مرتبط با آن، از جمله مباحثی است که در طول تاریخ بشر، مورد توجه بوده و از اهمّیت ویژه‌ای در روابط انسانی برخوردار است. مفهوم انسان دوستی و مسائل مرتبط با آن، بار‌ها از سوی صاحب‌ نظران و اندیشمندان مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
البته این مفهوم، از گستره معنایی وسیعی برخوردار است و بحث و بررسی تمامی مسائل مربوط به آن، از این نوشتۀ کوتاه خارج است. اما از جمله مباحثی که مستقیماً به مفهوم انسان دوستی مربوط است و در حقیقت زیرمجموعه آن قرار می‌ گیرد، مسئله نحوه تعامل حکومت با مردم و حفظ کرامت و جایگاه انسانی شهروندان جامعه توسّط دولتمردان می‌باشد.
مقالة حاضر به بررسی این امر مهم در سیره پرداخته و تلاش می‌کند برخی اصول انسان دوستی را که دولتمردان، ملزم به رعایت آن در قبال مردم هستند، از دیدگاه امام علی(ع) مورد بررسی قرار دهد.
جلوه های کرامت انسانی از بسیاری از سخنان گهربار مولای متقیان می ‌درخشد. آن حضرت به کرامت ذاتی انسان‌ها باور داشت و بر اساس کرامت انسان، با مردم رفتار می‌ کرد. همچنین بر این باور بود که حکومت مبتنی بر کرامت انسانی نمی ‌تواند اخلاق و اصول آن را در برخورد با مردم زیر پا نهد. امام علی علیه السلام یکایک جلوه‌ های کرامت انسان را تبیین می‌ کند تا مردم و زمامداران از آن سرمشق بگیرند.


*** واژه كرامت و مفهوم آن:
1- مفهوم کرامت انسانی:
كرامت در فارسی به معنای بزرگي ورزیدن وبزرگواري و بخشندگي است و در لغت عرب برگرفته از ریشه «کرم» بوده و بر بزرگواری، شرافت و نفاست شیء دلالت می‌ کند که به معنای امر خارق العاده و معجزه و یا عزت، شرافت، احترام و بزرگی به كار می رود، كه قطعا معنای دوم كه مختص انبیا و اولیای الهی نیست و یكی از اوصاف انسانی است، مد نظر می باشد.
این واژه در مقابل لفظ «هوان» و «لؤم»؛ به معنای پستی و ذلت قرار دارد.
نكته مهم این است كه احترام به آزادی و كرامت انسان، حاصل رشد شعور اجتماعی و وجدان انسان ‌هاست.
عزت و كرامت انسانی، در عرصه سیاسی- اجتماعی نمود بارزی دارد كه عبارت است از بهره مندی از حقوق بشر آزاد و برابر، برای پیگیری سعادت و كمال خویش و رهایی از اسارت دیگران؛ این سعادت در مدینه فاضله حاصل شده و عضویت در چنین مدینه ای حقوق و وظایفی را برای افراد فراهم می آورد كه از آن تعبیر به حق شهروندی می شود.
بدین‌ ترتیب، كرامت انسانی در اندیشه اسلامی و آموزه و حکومت علوی خاستگاهی الهی دارد؛ انسان نه بر محور انسان‌ مداری، بلكه بر مدار خدامداری به كرامت و بزرگواری می ‌رسد و میان افزایش تقرّب به درگاه الهی و مماثلت با آن و افزایش كرامت‌ های انسانی رابطه مستقیمی وجود دارد.
2- قرآن و کرامت انسانی:
انسان، به عنوان برترین مخلوق الهی، دارای کرامت ویژه نسبت به دیگر موجودات است. خدای متعال، در بزرگداشت و برتری این مخلوق فرموده است:
«وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنْ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً» ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا (بر مرکب‌های راهوار) حمل کردیم و از انواع روزی‌های پاکیزه به آن ها روزی دادیم و آن ها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده‌ایم برتری بخشیدیم.
مظهر کرامت انسان، دارا بودن روحی خدایی است: «وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» این سخن، جلوه کرامت الهی و مظهر و نمود عقل و برتری انسان است.
به سبب دارا بودن این کرامت‌ ها، انسان به مقام خلافت الهی رسیده و گوی سبقت را از دیگران ربوده است:
«وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً»
جلوۀ دیگر تکریم الهی نسبت به انسان، آن است که او را بر دیگران بزرگی بخشید و به مقام شناخت و دانش الهی رساند:
«وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا» مقامی که حتی فرشتگان نیز فاقد آن بودند.
و در نهایت به سبب دارا بودن این ویژگی‌ها و خصوصیات بود که انسان مسجود ملائک قرار گرفت:
«وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنْ الْکَافِرِینَ»
امام علی(ع) با اشاره به این واقعه، سجده بر آدم را سبب گرامیداشت مقام انسان می‌شمارد:
«واستأدی الله سبحانه الملائکه ودیعته لدیهم وعهد وصیته إلیهم فی الإذعان بالسجود له والخشوع لتکرمته فقال سبحانه: اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ»  خداوند از فرشتگان خواست که ودیعه الهی و پیمان او را با سجود بر انسان و قبول کرامت و بزرگی او ادا کنند. آن جا که فرموده است: بر آدم سجده کنید و آنان هم سجده کردند مگر ابلیس.[سیدمحمد کاظم طباطبایی، اصول و مبانی کرامت انسان، ج3، ص58]


برچسب‌ها: کرامت انسانی؛ حلقۀ مفقودۀ حکومت ها, تأملی کوتاه بر جایگاه انسانی در حکومت علوی, واژه كرامت و مفهوم آن, پاسداشت حقوق و کرامت اقشار پایین ‌دست, رفاه و معیشت همگانی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 10:38 بعد از ظهر | لینک  | 

نخونی از دستت رفته رفیق! (◕‿◕)

«اجبار و زور در دین دار کردنِ مردم...!»


[مردم را نمی شود به زور به دین و معنویت سوق داد]

علامه طباطبایی در تفسیر وزین «المیزان» می فرماید: «ظاهرِ دین وقتی از حقیقتِ دین جدا شود، با هر کُفری جمع می شود...!»

بگذارید مقداری بحث را همانطور که یکی از اساتید و سیّدِ بزرگوارِ ما فرمودند، با مقدمات خدمتتان عرض کنم:

1- ما در قرآن کریم آیات فراوانی داریم که از چند جهت و به صراحت به این مسالۀ مورد بحث اشاره کرده است که:
مردم را نمی شود به زور به دین و معنویت سوق داد و یا اصطلاحاً به بهشت برد...!

چند نمونۀ قرآنی:
الف- قرآن کریم یک جا به پیامبر می گوید:
«و ما انت علیه بالجبار» ای پیغمبر تو جبار نیستی!
یعنی تو مجبور کننده و سلطه جو نیستی که بخواهی از سلطه و قدرتت استفاده کنی و بخواهی مردم را به راه دین بکشانی.

ب- یا در سورۀ «ق» می گوید:
«و لست علیهم بمسیطر» یعنی تو سیطره جو نیستی که بخواهی بر این مبنا کاری بکنی!

ج- همینطور در سورۀ «یونس» آیۀ ۹۹ می گوید:
«اگر خدا بخواهد همه مردم را مومن می کند اما مشیت خدا بر این نیست. آیا تو می خواهی مردم را با اجبار مومن کنی؟!»

2- در واقع تعبیر عامیانه این است که:
اگر خدا می خواست، خودش همه را مؤمن می کرد!
حالا تو می خواهی از «پاپ کاتولیک تر شوی؟»
اراده خداوند بر چنین چیزی نیست که مردم را به زور وادار به پذیرش دین کند و مشیت خدا به این تعلق نگرفته است.

البته این را بگویم که:
در جای دیگری در سوره زمر می گوید که خدا دوست ندارد مردم کافر شوند.

اما در عین حال مشیّت خدای متعال هم این نیست که بخواهد از راه زور مردم را مؤمن کند.

در سوره بقره می فرماید:
«هیچ اصراری در دین نیست وظیفه ما این است که به مردم توضیح بدهیم و آگاه و روشنشان کنیم تا مردم خودشان راه را انتخاب کنند.»

3- این بیشتر یک نوع بینش و نگرش نسبت به آیات قرآن است.
اگرنه قرآن در این زمینه صراحت دارد.
بینشی است که فکر می کنند اگر این کارها را بکنند و اگر جامعه را آزاد بگذارند چنین و چنان می شود.
در حالی که این سی سال تجربه کردیم و دیدیم که نه تنها آن روش ها و زور و اجبار جواب مثبتی نمی دهد بلکه مردم را بیشتر ترسانده است.

یعنی در دورانی که ما از طریق زور و جبر عمل نکردیم مردم بیشتر به سمت دین سوق پیدا می کنند تا وقتی که ما آن ها را بترسانیم و با روش های خشونت آمیز بخواهیم به نتیجه برسیم.
این عده فکر می کنند با حمله کردن و گروه فشار راه انداختن و یا گرفتن و برخورد کردن و یا با به هم ریختن کنسرت ها یا امثال این ها می توانند مردم را از مسیری که انتخاب کرده اند باز بدارند در حالی که این کارها نه تنها پاسخ نمی دهد، بلکه آن ها را به سمت ماهواره ها و یا به کار بردن روش های زیر زمینی و برنامه های غیر مجاز می کشاند.
به هر حال اگر روش های به کار گرفته شده در حوزه دین و فرهنگ به صورت تعریف شده و در قالب های معین و در چارچوب قانون باشد بیشتر اثر می گذارد تا اینکه از روش های خشونت آمیز استفاده شود.

4- دوستان عزیز!
این نگاه معتدلانه ای که عرض کردم، مهجور نشده است.
حتی در میان روحانیون هم فضای حاکم استقبال از زور و اجبار در حوزه دین و فرهنگ نیست.
عده محدودی از قدرت های خودشان استفاده می کنند و چندتایی طرفدار دارند و تعدادشان هم زیاد نیست.
بعید می دانم حتی در میان علما و مراجع روش های زور و اجبار را پسندیده باشد.
آن روش ها مردم را به سمت دین و معنویت سوق نمی دهد.

برای مثال در رابطه با مسئله حجاب؛
همه دوست داریم مردم حجاب را رعایت کنند اما عملا آن روش ها و اجبار به کار گرفته شده سمت و سویی به سمت رعایت حجاب ندارد. بلکه سمت و سوی آن به سمت ریاکاری و تظاهر دارد.
به همین دلیل می بینید که در ایران استفاده از لوازم آرایشی رواج بیشتری دارد و یا شگردهایی که برای فرار از قانون است بیشتر به کار گرفته می شود.
بنابراین این روش ها نتیجه ای نمی دهد و کسانی که از شانتاژ و غوغاسالاری و روش های ترساندن مردم استفاده می کنند باید بدانند که این روش ها در فضاهای دینی و معنوی هم نتیجه مطلوب نمی دهد چه برسد در فضاهای دیگر.

5- حرف ما این نیست که در زمینه مسائل فرهنگی نباید دغدغه داشته باشیم.
بلکه سوال ما این است که چه روش هایی باید به کار گرفته شود که نتیجه آن در نهایت دیندار شدن جامعه باشد.
باید اشکال کار را پیدا کرد که چرا طی این سی سال به چنین نتیجه ای نرسیده ایم...!
------------------------------------
پ ن:
1- گمان می کنیم می شود خدا را نشناخت، با او ارتباطی نداشت و رفیقش نبود و در عین حال به دستوراتش عمل کرد...!
اما پیامبر(ص) معتقد بود مردم اول باید خدا را بشناسند و با او ارتباط بگیرند و مأنوس شوند و وقتی روی دندۀ رفاقت با او افتادند و او را لایق پرستش و اطاعت یافتند به حرفش گوش کنند...!
او با این اندیشه بود که سال های سال انحراف مردم را دید اما امر و نهی نکرد چون باور داشت که امر و نهی قبل از تعلیم و تعلّم روی مخ مردم راه رفتن است نه کار کردن!!
امر و نهی قبل از تعلیم و تعلّم روی مخ مردم راه رفتن است!!!

2- وقتی مردم، اسلام واقعی و با محتوا رو تو رفتار و اعمال ببینن، خیالتون راحت، هم علاقه مند می شن و هم اینقدر حرص خوردن نداره تا شیرِ آدم خشک بشه...
با زور و زندان و ترسوندن مردم، بی تعارف فاتحه و چهلم و سالگردِ اسلام رو باید خوند!
تمام حدود و مجازات های اسلام، بعد از تقویت اعتقاد و ایمان مردم، اثر داره نه قبلش که سر از مشکلات بی شمار در میاره...
بابا، باید رو مُخ مردم کار کرد، نه اینکه راه رفت...!
راه پیاده شدن اسلام راه پلیس و زندان نیست!!

3- از بیانات اساتید استفاده بردم برای این متن


برچسب‌ها: «اجبار و زور در دین دار کردنِ مردم, »
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 2:35 قبل از ظهر | لینک  | 

 

آدم باس با احساس باشه...!

 

خیلی خودمونی عرض کنم:
دوست ندارم در تکلّفِ واژه ها گیر بیفتم
و قامتِ الفاظ تویِ رسوندن مطلب برام کوتوله باشه
یه چیزی صاف و ساده بگم:
به نظرم خودکشی، همه مُدلش از گوشتِ سگ حروم تره
خصوصاً که ماه رمضون هم هست!
می دونی برا چی؟
خودکشی که فقط این نیست که
سوسول بازیت گُل کنه و
تیغ و چاقو بزنی به رگ و شاهرگ و وزیر رگ و سرباز رگ!
به جونِ خودم که می خوام سر به تنش نباشه
یه وقتایی همین که قید و بند و بیلِ احساست رو
خط خطی می کنی،
بزرگ ترین خودکشیه!
می گی نه؟!
واقعاً که!
بابا، آدم از احساساتشه که آدمه!
اگه نباشه که به قول عرب ها می شه: «حَجَر!»
خلاصه بگم:
آدم باس قلمبۀ احساس باشه!
مُلتفتی؟!
ایول
یا علی....!
«آق مصطفا»


برچسب‌ها: آدم باس با احساس باشه
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 7:0 بعد از ظهر | لینک  | 

من مقصرم...!

 


[تا حالا اینجوری فکر کرده بودی؟]

یه سوال:
آخرین باری که خودتو نیشگون گرفتی کی بوده؟ 
نخند!  
جدّی پرسیدم. 
یعنی تا حالا نشده خودتو نیشگون بگیری یا محکم بکوبی توی دهن خودت؟[البته بگم؛ منم خیلی موافق برخورد فیزیکی نیستم. ولی خب شاید گاهی لازم باشه]
باورم نمیشه بگی: «نه»!
فکر کنم داری شوخی می‌کنی. 
اگه هیچ‌ وقت خودتو تنبیه نکرده باشی پس چطور با خودت دعوا می‌کنی؟ 
چطور بابت اشتباهی که کردی، خودتو سرزنش می‌کنی؟ 
یا چطور یادت می‌ مونه دیگه اون اشتباه رو نکنی؟

آخه می دونی چرا این سوالو پرسیدم؟
چون:
مومن مشکلات رو در درون خودش جستجو می کنه یعنی اهل فرافکنی نیست.
امیرالمومنین(ع) می فرماید:
«المومن نفسه عنده ظنو» مومن به خودش بسیار بد گمانه!

این بد گمانی موجب میشه آدم به تفحص عیوب خودش بپردازه.
این حالت که انسان همیشه خودش رو مقصر بدونه نقطۀ شروع اصلاحات اخلاقی و رفتاریه.
دعای زیبای امام باقر(ع) برای جابر خیلی تامل برانگیزه:
«یا جابر لا اخرجک الله من النقص و التقصیر» ای جابر خدا تو را از حالت مقصر بودن و کمبود خارج نکند.

امام کاظم(ع) می فرماید:
«اللهم لا تخرجنی من التقصیر» خدایا مرا از حال مقصر بودن خارج مکن.
ما هم هنگام ناکامی ها فراوان می گیم: 
«خودم کردم که لعنت بر خودم باد!»
اما معمولا زبان قالمان است نه حالمان، چون بلا فاصله به زمین و زمان بد و بیراه می گیم.
حالا یه دعا کنم، بلند آمین بگو:
خدایا! نرم افزار تقصیر رو، تو وجود ما هم نصب کن! 


برچسب‌ها: من مقصرم
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 5:49 بعد از ظهر | لینک  | 

 

نیّت مهمه! دلت پاک باشه...!


[«محشور شدن بندگان با نیّات»]

رسول خدا(ص) فرمود:
خدا به صورت و عمل شما نگاه نمی کند بلکه به قلب های شما نظر می کند.
[بحار، ج70، ص248]

حضرت صادق(ع) فرمود:
خدای متعال، مردم را در قیامت بر طبق نیت هایشان محشور می کند.
[بحار، ج70، ص209]

نیت نیز در واقع محصول بینش ما و محصول باورهای ماست که در قرآن به عنوان شاکله از آن یاد می شود.
ریشه عمل، پایگاه عمل و روح و جان و حقیقت عمل همان نیت است که خداوند نیز ما را به آن توجه داده است.
نیت، آیینه حقیقت وجود ما، ملکوت و برزخ ماست به طوری که پیامبر اکرم(ص) فرمودند که مردم حشرشان با نیت است یعنی هر کس با نیت هایش محشور خواهد شد.

این نیت است که به اعمال ما روح می دهد و در قلب تولید می شود و نیت در حقیقت طرح سؤالی است که مدام انسان باید با خودش آن را تکرار کند که چرا من فلان کار را انجام داده ام و یا می خواهم انجام دهم.
ما یک چهره درونی و باطنی داریم که در حقیقت آن چهره، چهره نیّات ماست.
کسی نمی تواند چهره درونی فرد دیگری را ببیند مگر اولیاء خدا که نگاه فراتری دارند و می توانند سیرت را ببینند اما هر کسی می تواند خودش را در آیینه نیت خود ببیند.
-----------------------------
امّا:

این که خداوند متعال فرموده است که نیت مهم است، بدین معنا نیست که با نیت خوب همۀ احکام خدا تعطیل می‌ گردد.
بلکه بدین معناست که حتی کار خوب نیز با نیت بد، فایده‌ ای برای دنیا و آخرت شما ندارد. مثل کسی که به نیت ریا نماز بخواند و یا حتی به نیت ظلم با کسی ازدواج کند، اگر چه ازدواج آنها کاملاً مشروع باشد و به یک دیگر نیز محرم باشند.
اگر قرار بود که فقط نیت مهم باشد، خداوند متعال سایر احکام را وضع و ارسال نمی‌نمود و فقط می‌فرمود که بروید نیت‌های خود را اصلاح کنید.
و چقدر غیر منطقی است اگر گمان کنیم صرف نیت خوب کافیست و با نیت خوب هر کسی می‌ تواند هر کاری که دلش خواست به هر روشی که دلش خواست انجام دهد.
در ضمن دقت شود که ظهور و اثبات «نیت خوب» در انجام عمل طبق حکم خداوند متعال است.


برچسب‌ها: نیّت مهمه, دلت پاک باشه
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 1:21 بعد از ظهر | لینک  | 

 

تربیت جنسی...!

 


[چگونگی بحث در حیطه های خجالت آور]
به سوالات جنسی کودکانتان چگونه پاسخ می دهید؟
چه پیشنهادی دارید؟

غریزه جنسی از قوی ترین غریزه های آدمی می باشد، که از کودکی همراه فرزندمان است. 
هر چند که در نوجوانی، ویژگی های جنسی اولیه وثانویه بروز می کند؛ از این رو نوجوان، بیشتر به آموزش صحیح جنسی از سوی مربیان و والدین نیاز دارد.

هدف تربیت جنسی، حذف وسرکوب کردن غریزه جنسی یا تغییر دادن و دگرگون ساختن ساختار جنسی نیست، بلکه هدف تأمین نیاز جنسی است تا برای تعدیل وهدایت تمایل جنسی راهی درست انتخاب شود و زمینه پروردن نسل سالم ایجاد گردد. 
براین اساس، می توان گفت اهداف کلی وغایی تربیت جنسی، از اهداف اصل تربیت جدا نیست، اما اهداف میانی وجزیی آن نیاز به توضیح دارد.
[فیض کاشانی، محمد بهشتی ،ص190]

در خصوص تربیت جنسی نوجوان، والدین، دو وظیفه کلی واساسی دارند:
1- یکی این که او را با حقایق صحیح جنسی بیولوژیک، آشنا کنند تا او بداند دستگاه های جنسی چگونه کار می کنند وتأمین بهداشت آنها چگونه امکان پذیر است. 
2- دیگر این که یاد بدهند، نوجوان چگونه میل جنسی خود را با توجه به ارزش های اخلاقی وفرهنگی جامعه خود ارضاء کند و در نتیجه، از انحراف وپیدایش اضطراب وعوارض روانی دیگر، در امان باشد.
[تربیت جنسی، علی نقی فقیهی، ص130]


برچسب‌ها: تربیت جنسی
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 0:20 قبل از ظهر | لینک  | 

 

پُر گناه ترین عضو انسان...!

 


[در روایت آمده بیشترین افرادی که به جهنم می روند به خاطر زبانشان است.]

راحت‌ ترین راه برای روشن کردن آتش این است که مقداری خار و خاشاک پیدا کنی و بگذاری روی تل هیزم‌ هایی که جمع کردی.
خار حتی با شعله کوچک کبریت یا جرقه سنگ چخماق هم گُر می‌گیرد، زبانه می‌ کشد و آتش را مهیا می‌ کند.
چوب‌ های تنومند که به این راحتی‌ ها آتش نمی‌ گیرند.
اگر کمی هم تَر باشند که باید قید آتش را زد مگر در مواردی که تَر و خشک با هم می‌ سوزند!

بعضی‌ ها خار زبانشان همیشه آماده است تا روی دل آدم بنشیند و آتشی به پا کند که زبانه شعله‌ هایش تمام جانت را می‌ سوزاند.
مردم از آدم‌ های بدزبان دوری می‌ کنند.
می‌ ترسند مبادا خار زبان آنها روی دل‌ شان بنشیند و با کوچک ترین اشاره‌ ای آتش به جانشان بیاندازد.
آتشی که قادر است ذره ذره، تنومندترین کُنده‌ ها را هم خاکستر کند.
بعد هم تامدت‌ ها زیر این خاکستر پنهان بماند و آماده شعله کشیدن.
اگر هم به موقع خاموشش کنی، باز جای زخم‌ اش تا مدت‌ ها آزارت می‌ دهد. می‌ شود نشانی و هر از چندگاهی که نگاهت بهش می‌ افتد، داغت تازه می‌ شود.

خار، کُنده‌ ها را آتش می‌ زند و خودش هم در این آتشی که به پا کرده، می‌سوزد...!
آری زبان، پُر گناه ترین عضو انسان است!

در حدیث شریف کافی از حضرت رسول(ص) منقول است:
«المسلم من سلم المسلمون من یده و لسانه»
مسلمان کسی است که مسلمانان سالم باشند از دست و زبان او.
[چهل حدیث امام خمینی،ص 137 و 138]

همچنین پیامبر(ص) فرمود:
«لا یستقیم ایمان عبد حتی یستقیم قلبه و لا یستقیم قلبه حتی یستقیم لسانه»
ایمان بنده محکم و درست نمی شود مگر آن که قلبش درست شود و قلبش درست نمی شود مگر آن که زبانش درست شود.
[میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج 4، ص 2776]


برچسب‌ها: پُر گناه ترین عضو انسان
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 0:18 قبل از ظهر | لینک  | 

 

گفت و گوی اختصاصی 

با جعفرابراهیمی(شاهد)  

جعفر ابراهیمی (شاهد)
نویسنده و شاعر کودک و نوجوان
به مناسبت «روز ادبیات کودکان و نوجوانان»

 مصاحبه گر: مصطفی سلیمانی

لید مصاحبه:

جعفر ابراهیمی(شاهد) برای کودکان و نوجوانان کتاب‌ خوان نامی آشناست. با این حال آن دسته از بچه‌ ها که کتاب نمی‌ خوانند هم او را می‌ شناسند؛ چون شعرهایش را در کتاب‌ های مدرسه خوانده‌اند و حفظ کرده‌ اند و داستان هایش را در مجله ها دیده ‌اند.

او، در سال ۱۳۳۰ در اردبیل به دنیا آمد و دوران نوجوانی را مثل اغلب نویسندگان و هنرمندان به سختی گذراند تا این‌ که توانست بیش از ۱40 عنوان کتاب شعر و داستان برای خردسالان، کودکان و نوجوانان منتشر کند که از آن جمله می‌ توان به «یک سنگ و یک دوست، آواز پوپک، آسمان ابری نیست، خورشیدی اینجا خورشیدی آنجا و در کوچه‌های خیس اشاره کرد.

دبیری پنج دوره جشنواره مطبوعات کودک و نوجوان، مدیریت شورای شعر کانون پرورش فکری، سردبیری مجله آیش و کسب جوایز مختلف همچون کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از جمله فعالیت‌ها و افتخارات ابراهیمی است.

شعر دریا از این شاعر هنرمند در کتاب فارسی کلاس اول ابتدایی چاپ شده است.

در فضایی صمیمی و لذّت بخش، میهمان قلب مهربان او بودیم و این مصاحبه را به مناسبت «روز کودکان و نوجوانان» خدمت بینندگان تقدیم می داریم


برچسب‌ها: گفت و گوی اختصاصی نشریه «حریم امام» با جعفرابراهی, شاهد, جعفرابراهیمی, چگونگی شاعر و نویسنده شدن جعفرابراهیمی, مصاحبه با جعفر ابراهیمی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 12:54 بعد از ظهر | لینک  | 

ازدواج و موانع...!


در ابتدا باید عرض کنم که:
بايد مسئولان فرهنگي جامعه تلاش كرده و در زمينۀ مشکلات ازدواج جوانان، علت يابي كرده و مشكل را رفع كنند.

اما توصیه ای را آیت الله امینی پیرامون ازدواج جوانان بیان می کنند که خواندنی است:
گاهی پدران و مادران و دیگر مسئولان در امر ازدواج جوانان کوتاهی می‌کنند و آن را با بهانه‌های بی‌جا به تأخیر می‌اندازند، در این گونه مواقع، خودِ جوانان باید پیش‌قدم شوند و به پدر و مادرشان تذکر دهند و آنان را به این کار خداپسندانه تشویق کنند.
جوان باید به سعادت دنیوی و اخروی خود بیندیشد و بداند که ازدواج او را به سوی پاکیزگی و موفقیت پیش می‌برد.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:

هر کس دوست دارد پاک و پاکیزه خدا را دیدار کند، با همراه داشتنِ همسری به دیدارش رود.

همان بزرگوار صلی الله علیه و آله در حدیث دیگری فرمود:

هر جوانی که در دوره جوانی خود ازدواج کند، شیطانش فریاد برآورد که: وای بر او، دین خود را از گزند من حفظ کرد.

برای جوان چه چیزی بهتر از آن که پاک و پاکیزه، خدا را دیدار کند، شیطان را از خود، دور نماید و دو رکعت نماز او برتر از هفتاد رکعت نمازِ فرد مجرد باشد. امام صادق علیه السلام فرمود:

دو رکعت نمازی که ازدواج کرده می‌خواند، برتر از هفتاد رکعت نمازی است که فرد عزب بخواند.

در این احادیث و ده‌ها حدیث دیگر به جوانان توصیه می‌شود که اگر به سلامت جسم و جان و دین و اخلاق خود می‌اندیشند باید در سنین مناسب که احساس نیاز به ازدواج کردند، خود وارد عمل شوند و مقدمات ازدواج را فراهم سازند.

اگر دیدند پدر و مادرشان به این موضوع، توجهی ندارند خجالت را کنار بگذارند و در فرصت مناسب، به طور کنایه یا صریح به آن‌ها بگویند.
اگر وعده اقدام و عمل دادند چه بهتر، ولی اگر نتیجه نگرفتند خواسته خود را تکرار کنند و با اصرار توأم با احترام، نظر آن‌ها را جلب نمایند.

ممکن است عذر بیاورند که تو هنوز شغل و درآمدی نداری، خانه نداری، یا می‌خواهی درس بخوانی، یا این‌که برای مراسم ازدواج و تهیه مقدمات آن، پول نداریم، صبر کن تا امکانات فراهم شود، چون آبرو داریم و باید شئون ما حفظ شود و امثال این بهانه‌ها.

ولی ما همیشه گفته‌ایم که برای حل این مشکل و رفع این بهانه‌ها می‌توان بین ازدواج شرعی و قانونی و عروسی و تشکیل زندگی مستقل خانوادگی فاصله انداخت.
در این فاصله که می‌تواند یک یا دو سال یا بیشتر و کمتر باشد زن و شوهر می‌توانند با هم ارتباط مشروع داشته باشند و این وضع ادامه داشته باشد تا زمانی که اسباب و مقدمات عروسی و تشکیل زندگی مستقل برای‌شان فراهم شود.

پیشنهاد فوق، کاملًا ممکن است و در صورتی که پدران و مادران و جوانان خواستار آن باشند، به صورت یک فرهنگ اجتماعی درمی‌آید.

معمولًا خانواده عروس و داماد به سبب چشم و هم‌چشمی با چنین ازدواجی موافق نیستند، ولی جوانان می‌توانند آن را به والدین خود پیشنهاد کنند و در این مورد، اصرار نمایند.

[ر.ک: امينى، ابراهيم، ازدواج، موانع و راه حلها]


برچسب‌ها: ازدواج و موانع
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 3:59 بعد از ظهر | لینک  |