فکر نو، حس جدید، رفتاری دیگر [به نظرات جواب داده می شود]

سلام، خوش آمدید!

   پروفایل:۱- سایت اندیشوران حوزه ۲- سایت بلاگفا 3- وبلاگ دیگرم

نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 3:36 بعد از ظهر | لینک  | 

 

ببیند شما هم خودشیفته اید؟!


خودشیفته ها را می شناسید؟
[خودشیفته های اعصاب خرد کن...!]
بله!
خود شیفتگی هم یکی از مصداق های بد حالی است.
اگر خود شیفته باشید، یعنی نیاز دارید دیده شوید و جایی که دیده نشوید، اعصابتان به هم می ریزد، کاسه کوزه ها را می شکنید و قهر می کنید.
از آن طرف قضیه هم همیشه دنبال این هستید که بهترین شوید، وقت زیادی را برای خود صرف می کنید و مغرورانه به خود می بالید.
مردم تواضع را دوست دارند اما آدم های خودشیفته آنقدر درگیر رسیدن به خودشان هستند که وقتی برای خانواده شان ندارند.
ارزشی برای شنیدن حرف های همسرشان، دیدن آنها و توجه کردن به آنها قایل نیستند و هیچ وقت نیازی به عذرخواهی احساس نمی کنند.
این مردها اعتقاد دارند هر کس آنها را ترک کند ضرر کرده و هیچ وقت از اشتباهاتشان درس نمی گیرند.


برچسب‌ها: ببیند شما هم خودشیفته اید
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 11:53 بعد از ظهر | لینک  | 

 

تکریم دوست و دشمن...!



هنگامی که یزیدبن معاویه عامل جنایت کار خود «مسرف بن عقبه» را به مدینه فرستاد و لشکر وی به قتل و غارت اهل مدینه پرداختند، حضرت زین العابدین(ع) چهارصد نفر از بانوان بی پناه را پناه می داد و در کمال سخاوت و جوانمردی از آنان پذیرایی نمود.
هنگامی که لشکر مسرف بن عقبه از مدینه بیرون رفت، آن بانوان گفتند:
به خدا قسم! در کنار پدر و مادرمان این چنین زندگانی خوش و آرامش روحی و روانی نداشته ایم که در سایه محبّت این مرد شریف(حضرت سجاد)، در این مدت بحرانی این چنین در آرامش و در کمال احترام به سر بردیم...!

منبع: [منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج 2، ص 8]


برچسب‌ها: تکریم دوست و دشمن
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 11:48 بعد از ظهر | لینک  | 

 

کجایی رفیق...؟!

گاهی خسته می شوم خب! هرچه بین کله‌هایی که توی فیس بوک ادشان کرده‌ام می‌گردم و به تماشای عکس‌های این و آن می‌نشینم. هرچه smsهای مانده از دو سه ماه پیش را زیر و رو می‌کنم و جمله‌هایی که روزی دلم را گرم می‌کرد، بارها و بارها می‌خوانم، هر چه توی گوشیم، توی ایمیلم، توی دفتر تلفنم و یا حتی در قسمت‌های خاک گرفته‌ی مغزم، لابه‌لای خاطراتم جستجو می‌کنم، اسمی پیدا نمی‌شود که به درد این روزهای تنهاییم بخورد. کسی نیست انگار ... باتری رفاقتم تمام شده این روزها.

 حوصله‌ام از شما آدم‌های خوش‌گذرانی که دورم را گرفته‌اید سر می‌رود. شما که ادعای دوستیتان می‌شود اما وقتی خودخواهانه از شادی‌هایتان تعریف می‌کنید، حواستان به ناراحتی‌های من نیست و مرا در آنها سهیم نمی‌کنید. برای اعتراض‌ها وعصبانیت‌هایم حقی قائل نیستید، در عوض اگر به کوچکترین بهانه‌ای یکی از ارکان خوش‌گذرانیتان متزلزل شود این منم که باید همیشه باشم برای شما؛ برای نارضایتی‌هایتان.

 از تو خسته‌ام که فکر می‌کنی وقتی مشغول گفتن دروغ‌های آبدارت هستی من باید سرم را به علامت تایید مشتاقانه تکان بدهم و چشم‌هایم را به علامت تعجب گرد کنم. که چی؟ که مبادا این دوستی کسالت آور و مسخره‌ی تو با من تمام شود؟ و البته اگر تمام شود برای تو چه اهمیتی دارد؟ این منم که در تنهایی خودم لابد دلتنگ یکی از همین دروغ‌هایت خواهم شد و تو سر دیگری برای تکان خوردن و باور کردن حرف‌هایت پیدا خواهی کرد.

 حوصله‌ات را ندارم، تویی که مدام پی من می‌گردی تا زحماتی که برای پیدا کردن ایراد دوستان مشترکمان کشیدی، هدر نرود. خسته‌ام از اینکه باید گوش شنوایت باشم و پا به پایت آدم‌ها را دسته بندی کنم. و حتما نظراتم را در مورد تک تکشان اعلام کنم. همیشه از هر سلام وخداحافظی با تو می‌ترسیدم. به دیدارهای بعدیت با دوستان دیگرمان فکر می‌کردم و به اینکه راجع به من چه کشفیاتی کرده‌ای.

 حتی از تو هم خسته‌ام که اصلا حرف‌هایم را نمی‌فهمی. از لبخند‌های احمقانه‌ای که نثار همه چیز و همه کس می‌کنی. از اینکه همیشه باید برای بی‌فکری‌هایت و گیر کردن‌هایت حرص بخورم و از سرخوشی‌ها و زودباوری‌هایت کلافه شوم و مواظب باشم اشتباه نکنی، خسته‌ام! از جوگیرشدن‌هایت و این اعتماد به نفس فوق‌العاده‌ات در صحبت کردن دقیقا پیرامون چیزهایی که نمی‌دانی.

دلم اما برای تو یکی تنگ شده.  تو که بین وقت‌های شلوغ و پلوغت جایی برای من هم پیدا می‌شد. از من بی خبر نمی‌شدی. برای تویی که در اوج صمیمیتمان حواست بود که شوخی‌هایت از دستت در نرود و مرا نرنجانی. دلم برای تو تنگ است که خیلی وقت‌ها خبر خوبی، حرفی، هدیه‌ای ، جایی و یا زمانی برای غافلگیر کردن من داشتی واتفاقا در اجرای ایده‌های غافلگیرکننده‌ات از من سریعتر بودی. دلم برای اشتیاقی که هر دویمان برای شناختن همدیگر داشتیم تنگ شده و اینکه همیشه چیزی کشف نشده باقی می‌ماند... دلم برای احوال پرسی‌ها، "دوستت دارم" ها، "مواظب خودت باش" های واقعی تو تنگ شده! کجایی این روزها؟ من تنهام! دلم برای اینکه کمی با هم قدم بزنیم تنگ شده رفیق!


برچسب‌ها: کجایی رفیق
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 11:48 بعد از ظهر | لینک  | 

 
قلبتان به بخشش نیاز دارد
 
قلب حساس ترین عضو انسان است. زود ناراحت می شود، به خودش می گیرد و می رنجد. دست خودش نیست، خاصیتش همین است.
چیزی که در زندگی زیاد است اذیت و آزار دیگران. برای کسی کاری می کنی و جوابت را با ناسپاسی می دهد. انتظار داری و برآورده نمی شود. اول از همه قلبت است که بهش فشار می آید. می شکند. مات و کدر می شود. قلب کدر هم چیزی را نشان نمی دهد غیر از کینه و خشمی که بر دوشت سنگینی می کند و فرسوده ات می سازد، اما حاضر نیستی برای لحظه ای هم که شده آن را بر زمین بگذاری.

وقتی از دست کسی نارحت شدی، لازم نیست آن را به زبان بیاوری. همان دم او را ببخش. عفو کن! گذشت کن! شب که می‌خوابی تمام انسان هایی را که آن روز با آن ها برخورد داشته ای ببخش! به فاصله ی کمی حس می کنی که چگونه قلبت باز می شود. راحت می شوی. دغدغه هایت را فراموش می کنی.

می توانی به خدا فکر کنی و این که هر لحظه گذشت می کند و می بخشد. می توانی بیاندیشی که اگر کسی را که بدی کرده ببخشی شبیه خدا شده ای.  به جای این که از خودت سوال کنی "فلانی این همه مرا ناراحت کرده و من ببخشمش؟" می توانی پیش خودت بگویی "فلانی این همه مرا ناراحت کرد و من بخشیدمش."

چگونه می‌شود از خطای کسی که نسبت به او بدی کرده ای چشم پوشی کنی و روحت باز شود؟ شاید به خاطر آن که  از آزار دیگران دلتنگ می شوی و دلتنگی یعنی تنگی قلب. یعنی فشرده شدن و کوچک شدنش زیر بار. با بخشش بار برداشته می شود، دور انداخته می شود و هوای تازه جریان پیدا می کند.


برچسب‌ها: قلبتان به بخشش نیاز دارد
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 11:43 بعد از ظهر | لینک  | 

عید فطر مبارک

 

تا بقیه شورشو در نیاوردن،
پیشاپیش عید فطر بر همۀ دوستان مبارک....!

به قول یکی از دوستان:
روزگارمون همیشه عید و همیشه مبارک خواهد شد اگه نگاه ها یکی به آسمان و دیگری به زمین نباشد...!
به یاد این شعر عرفی شیرازی افتادم:
میان مــــــــاه من تا ماه گردون
تفاوت از زمین تا آسمان است!!!
چه ماه رویت بشه و چه نشه عیدتون مبارک دوستان جان!!

1- یک دعا:
پروردگارا؛
یک ذهن آرام...
یک تن سالم...
یک خیال راحت...
یک روز قشنگ...
یک خبر خوش...
یک خوشی از ته دل...
نصیب دوستانم کن...!
آمین

2- خدا رحم کرد که مثلِ جمادی الاول و الثانی و ربیع الاول و الثانی،
رمضان الاول و الثانی نداریم

3- پدرمون در اومد،
خدا دیگه من رو بی خیال شو..!
می دونستید امسال مردم ارومیه روزۀ 18 ساعته می گرفتند و در چابهار 15.5 ساعت
و در عربستان هیچ وقت بیشتر از 13 ساعت روزه نمی گیرند.
هر چه به خطّ استوا نزدیک تر بشید، روزها کوتاه تر می شه!


برچسب‌ها: عید فطر مبارک
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 10:52 بعد از ظهر | لینک  | 

 

شما برای چه در فیس بوک هستید؟



در ابتدا خودم علّتِ حضورم در فیس بوک را می گویم:
من خود برای تبادلِ نظر و تفکر، استفاده از اندیشه های دوستان، چکّش کاریِ نظراتِ خودم و آشنایی با اندیشمندان و دوست داشتنی ها در فیس بوک حضور دارم. (◕‿◕)

تبادلِ نظر یعنی اینکه ممکن است نظرِ من با نظرِ دیگری متفاوت باشد!
نه اینکه حرفِ دیگری را زدم، به به بگویی و خلافِ حرف او را زدم أه أه بگویی...!
نمی دانم چرا بعضی از دوستان، از برخی نظراتِ منِ نوعی ناراحت می شوند؟!

حالا درد دلم را شروع کنم:
دوست من!
یک وجب جا برای نفس کشیدن به من می دهی؟!
برای لحظه ای شادی
کمی بچگی کردن
در دنیای واقعی که جایی نبود
در دنیای مجازی هست؟!!
سنگینی این همه نگاه، این همه قضاوت فرصتی می دهد...؟!
برای بی نقاب بودن؟!
ببین عزیز!
اگر من باید
مثِ تو فکر کنم
مثِ تو بنویسم و بگویم
همسو با میل تو
مث تو لباس بپوشم
مث تو انتخاب کنم
و آنچه باشم که تو می خواهی
اصن چطور است من نباشم؟؟؟
تو که هستی کافیست!!!!
ها؟!
نظرت چیه؟!
بودی حالا...!


برچسب‌ها: شما برای چه در فیس بوک هستید
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 3:30 بعد از ظهر | لینک  | 

 

تکریم مردم...!


[حفظِ آبروی فقیر]


مردي نزد علي (ع) آمد و عرض کرد:
«من حاجتي دارم.»
امام فرمود:
«حاجتت را روي زمين بنويس؛ زيرا که من گرفتاري تو را آشکارا در چهره تو مي بينم.»
مرد روي زمين نوشت: «من فقيري نيازمندم.»
امام به قنبر فرمود:
«با دو جامعه ارزشمند او را بپوشان. » مرد فقير هم، با چند بيت شعر از اميرالمؤمنين (ع) تشکر کرد. حضرت فرمود:
«يکصد دينار نيز به او بدهيد!»
بعضي گفتند: «يا اميرالمؤمنين او را ثروتمند کردي! علي(ع) فرمود:
«من از پيامبر خدا(ص) شنيدم که فرمود: مردم را در جايگاه خود قرار دهيد و به شخصيت آنان احترام بگذاريد.»
آن گاه فرمود:
«من از بعضي مردم درشگفتم. آنان بردگان را با پول مي خرند، ولي آزادگان را با نيکي هاي خود نمي خرند.»
---------------------------------
منبع: [محمود ناصري، داستان هاي بحار الانوار، ج 5، ص 45؛ به نقل از : بحار الانوار، ج 41، ص 34]


برچسب‌ها: تکریم مردم, حفظِ آبروی فقیر
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 1:29 بعد از ظهر | لینک  | 


نقش تعاملات زوجین در تحکیم روابط خانواده

مصطفی سلیمانی
 
مقدمه:
ازدواج نخستین قدم در تکامل انسان است و ضرورت آگاهی زن و مرد از توانمندی‌های یکدیگر به صورت عمیق، همه جانبه و واقع‌بینانه، شناخت آنان از خواسته و نیازهای یکدیگر و آشنایی با حقوق متقابل به ویژه آگاهی از حقوق عاطفی، درک واقعیت‌های زندگی مشترک، آگاهی از زیبایی‌های مادی و معنوی یکدیگر، شناخت فرد نسبت به جایگاه خانواده و شناخت هر یک از زن و شوهر نسبت به عیوب خویشتن در زندگی مشترک بر هیچ‌کس پوشیده نیست؛ شاید بتوان گفت که این ضرورت به اندازه‌ای است که در بیشتر موارد همه شخصیت‌ها و گروه‌های متخصص به خود اجازه می‌دهند تا درباره آن اظهارنظر کنند.
هر زن و شوهري بدون استثناء مي خواهند زندگي مشترک و با صفا و سعادتمندي داشته باشند. و براي يافتن چنين سعادتي به دنبال عوامل خوشبختي مي روند، سؤال مي کنند، مي انديشند، کتاب مي خوانند و مشورت مي کنند تا به مقصود خود برسند.
برقراری ارتباط مهارتی است که شامل گفتار تأثیرگذار و شنیدن فعالانه می باشد. مشکلات زوجین تا حد زیادی در ناتوانایی آنها در برقراری ارتباط ریشه دارد. سازش میان زوجین به درک شخصیت طرف مقابل بستگی دارد. هر اندازه هم که عشق بر رابطه زوجین حاکم باشد اگر آنها نتوانند ارتباط مؤثری با یکدیگر برقرار کنند با مشکلات زیادی مواجه خواهند شد.
روابط بین زوجین بخش با اهمیتی از زندگی مشترک را تشکیل می دهد؛ این روابط و نقش آنها در تحکیم بنیان خانواده و پرهیز از اختلاف در ادیان، مذاهب و مکاتب مختلف سراسر جهان مورد تاکید قرار گرفته است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 0:13 قبل از ظهر | لینک  | 

یک سوال از شما دوستان...!

«به نظر خودتان، خوش اخلاق هستید؟»



در مضامین روایات سه علامت برای حسن خلق بیان شده است:
اول: خوشرویی:
آدم خوشرو، آدمی است که با دیگران به گرمی و صمیمیت برخورد کند.
مثلاً: هنگام دیدن همدیگر، گرم برخورد کند و اخمو نباشد و چهره باز داشته باشد.


دوم: حوصله:
حوصله شنیدن حرف دیگران را داشته باشیم، نه تنها حرف حق دیگران، بلکه حرف باطل دیگران،حرف زاید دیگران، بگذاریم حرفش را بزند. توی حرف دیگران نپریم و دهانش را نبندیم.

سوم: تحمّل:
تحمّل اذیت دیگران را داشته باشیم.
اگر این خصلت را داشتیم، معلوم است که حسن خلق داریم و الاّ حسن خلق نداریم.
تحمل اذیت دیگران؛ یعنی دوست شما و یا همکار شما خلف وعده کرده و یا آدمی تندخویی است و یا بداخلاق است و یا حقّ شما را ضایع کرده، اگر بنا باشد که با کوچک ترین لغزش دیگران، آدم عکس العمل نشان بدهد، دنیا، دنیای دعوا و جنگ می شود و با همه کس و همیشه باید دعوا کرد.
حال اگر کسی به شما حرف تندی زد و شما هم جواب او را دادید، دعوا به همین جا ختم نمی شود و ادامه پیدا می کند؛ اما اگر شما تحمّل کردید و با اخلاق خوش گذشت کردید، همانجا تمام می شود، لذا باید گذشت کرد، در مقابل تندی دیگران، گذشت کنید.
زندگی با گذشت، خیلی لذت بخش تر است تا زندگی با پرخاش و تندی و سر و صدا و دعوا.


برچسب‌ها: «به نظر خودتان, خوش اخلاق هستید, »
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 6:33 بعد از ظهر | لینک  | 

 

یاری مظلوم؛ راهی آسان برای ورود به بهشت...!



شخصى محضر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم مشرف شد.
حضرت به او فرمودند:
آيا مى خواهى تو را به كارى راهنمايى كنم كه به وسيله آن داخل بهشت شوى؟
مرد پاسخ داد:
مى خواهم يا رسول الله!
حضرت فرمودند:
از آن چه خداوند به تو داده است انفاق كن و به ديگران بده!
مرد: اگر خود نيازمندتر از ديگران باشم، چه كنم؟
فرمودند:
مظلوم را يارى كن!
مرد: اگر خودم ناتوان تر از او باشم، چه كنم؟
فرمودند:
نادانى را راهنمايى كن!
مرد: اگر خودم نادان تر از او باشم، چه كنم؟
فرمودند:
در اين صورت زبانت را جز در موارد خير نگهدار!
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
آيا خوشحال نمى شوى كه يكى از اين صفات را داشته باشى و به بهشت داخلت نمايند؟
[بحارالانوار ج71، ص296]
----------------------------------------
ظلم و ستم از مهم‌ترین عوامل خشم الهی است.
امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ به این سؤال که بین آسمان و زمین چه مقدار فاصله است فرمود:
فاصله میان آسمان و زمین به اندازه کشیده شدن یک آه و دعای یک مظلوم است.
[بحارالأنوار، ج10، ص88]

گر ضعیفی در زمین خواهد امان
غلغل افتد در سپاه آسمان


برچسب‌ها: یاری مظلوم؛ راهی آسان برای ورود به بهشت
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 1:48 قبل از ظهر | لینک  | 

 

باید از ظالم کناره گیری کرد...!



احتمالاً این جمله را شنیده اید:
«چرخِ ظالمان، همیشه به واسطه حضور مظلومان می چرخد..!»

در همین زمینه مرحوم آیت الله بهجت، جملات زیبایی دارند:
1- «عمل به قرآن، یعنی اینکه از ظالم کناره گیری کنیم و ظالم را لعن کنیم و از او تبرّی بجوییم!
ولی عمومِ ما مسلمانان، یا خود ظالم هستیم، و یا با ظالم هم پیمانیم...!»

2- «اگر راست می گوییم که قرآن سلاح است، پس چه احتیاج به سلاحِ دیگر؟
اگر به قرآن عمل می شد، آیا این همه بین مسلمانان جنگ و خونریزی می شد؟!
با قیمت نفت سلاح تهیّه می کنیم و به جان هم می افتیم و برادر کُشی می کنیم...!»

منبع:
[در محضر بهجت(ره)، محمدحسین رخشاد، کتاب دوم، نکتۀ 615، ص14-15]
---------------------------------------
پ ن:
1- استاد امجد:
«با دین بازی نکنیم!
از انتقاد بدمان بیاد، مُشرکیم!
رسانه ها باید در اختیار مردم و آزاد باشد!
آیت الله بودن به عمّامه نیست!»

2- متأسفانه دینی درست کردیم که دست و پایِ ما رو برایِ فکر کردن بسته!
در حالی که:
دین اساس و محورش برایِ فکر کردن هست!
اصلاً بندگی یعنی تفکّر...!


برچسب‌ها: باید از ظالم کناره گیری کرد
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 1:35 بعد از ظهر | لینک  | 

 

امیرالمونین(ع) و کمک به همسر...!



امام علي (ع) مي فرمايد:
روزي رسول خدا (ص) داخل منزل شد، در حالي که فاطمه (س) به پختن غذا مشغول بود و من نيز عدس پاک مي کردم.
حضرت رسول خدا (ص) ما را بدين حال ديد و به من فرمود:

1- «اي علي! از من بشنو و من جز آن چه خداوند فرمان داده چيزي نمي گويم. هر مردي که در منزل به زنش کمک کند به عدد هر موي بدنش عبادت يک سال که روزها را روزه گرفته و شب ها را به عبادت مشغول بوده به او داده مي شود و خداوند بزرگ به او پاداش صابرين را عطا مي کند. همانند آن پاداش که به حضرت داود، يعقوب و عيسي عطا نمود.»

2- «اي علي! هر مردي که در منزل به زنش خدمت کند و عبوس نشود، خداوند نام وي را در دفتر شهدا مي نويسد و پاداش شهدا را به وي مي دهد و براي هر شب و روزش، ثواب هزار شهيد نوشته مي شود و خداوند بزرگ در برابر هر گامي که در راه خدمت به همسر خود بر مي دارد، پاداش يک حج و عمره براي او مي نويسد و براي هر قطره عرقي که در راه خدمت به زنش بريزد، يک شهر در بهشت به وي عطا مي کند. »

3- «اي علي! يک ساعت خدمت زن در خانه بهتر است از عبادت هزار سال؛ و هزار حج و عمره؛ و هزار بار جهاد در راه خدا؛ و عيادت هزار مريض؛ و هزار نماز جمعه؛ و هزار تشييع جنازه؛ و سير نمودن هزار گرسنه؛ و پوشانيدن هزار برهنه؛ و انفاق هزار دينار به فقرا؛ و اطعام هزار گوسفند. چنين شخصي از دنيا نمي رود مگر اين که جايگاه خود را در بهشت ببيند. »

4- «اي علي! کسي که در هنگام خدمت کردن به زنش، ترش رو و متکبر نباشد بدون حساب، داخل بهشت مي گردد.»

5- «اي علي! خدمت به زن، کفاره ي گناهان است و غضب خدا را فرو مي نشاند و مهريه ي حورالعين است و حسنات و درجات را زياد مي کند. »

6- «اي علي! خدمت نمي کند به همسر خود، مگر شخصي که خداوند خير دنيا و آخرت را براي او مي خواهد.»

منبع: [جامع الاخبار، فصل59، ص102]
---------------------------------------------
پ ن:
نتیجه گیری:
1- در محيط خانواده بايد زن و مرد به يکديگر کمک کنند و باري از دوش همديگر بردارند تا در زندگي به خوشي و سعادت دست يابند و در آخرت از اثرات اين همکاري بهره ببرند.

2- در روايات مي خوانيم که اگر زني سفره اي را پهن يا جمع کند، خداوند به او نظر رحمت مي کند و جهنم را بر او حرام مي کند، البته به شرط آن که با رفتارهاي تند، سخنان نيشدار و اخلاق بد، درِ بهشت را بر خود نبندد.


برچسب‌ها: امیرالمونین, ع, و کمک به همسر
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 3:22 قبل از ظهر | لینک  | 

 

سوالی که جایِ بسی تأمّل دارد...؟!


[اولین قومی که به امام زمان(عج) ایمان می آورند، کیانند؟!]



شاید همانند من تعجّب کنید که:
«اولین قومی که به امام زمان(عج) ایمان می آورند، جوانانِ مسیحی هستند!»

لابد بعد از خواندن این مطلب دنبالِ منبع و سندِ این کلام هستید؟!

مرحوم آیت الله بهجت می فرمایند:
«در زمانِ ظهورِ دولتِ حقّ و حضرتِ حجّت(عج) اوّل به حسابِ همین مدّعیانِ عمل به قرآن می رسند؛ زیرا این ها از کُفّار معاندترند...!
و نصاری چون می بینند حضرت مسیح(ع) به آن اقتدا می کند، از آن حضرت متابعت می کنند و زودتر از دیگران به اسلام و حضرت مهدی(عج) می گروند!»

[منبع: در محضر بهجت(ره)، محمدحسین رخشاد، کتاب دوم، نکتۀ 615، ص15]
-------------------------------------
پ ن:
1- آنقدر به این سه جلد کتابِ «در محضر بهجت(ره)» وابسته و معتقد هستم که اگر بدانم از شما دوستان واقعاً کسی هست که هر سه جلد را می خواند، حاضرم هدیه دهم!»

2- نمی دانم ما مسلمان ها دقیقاً کجا هستیم که جوانان مسیحی در ایمان آوردن به حضرت(عج) از ما به اصطلاح مسلمانان! سبقت می گیرند!»

3- خدابیامرز آیت الله بهجت، شب 23 رمضان را قوی تر از دیگر شب های قدر می دانست!
التماس دعای شدید دارم...!


برچسب‌ها: سوالی که جایِ بسی تأمّل دارد, اولین قومی که به امام زمان, عج, ایمان می آورند, کیانند
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 11:3 بعد از ظهر | لینک  | 


با این خدای مهربان،

حتّی شیطان امید بخشش دارد...!

شاید برایتان جالب باشد که:
نزدیک به 90 مورد در قرآن، بحثِ فضل و رحمت پروردگار آمده است.
در هر یک از آیاتی از قرآن که واژه فضل الهی آمده، معنای آن با توجه به قرائن آیه مورد نظر معلوم می شود.
چند نکته پیرامون فضل و رحمت خدای مهربان:
1- گستردگی فضل خدا:
روایتی از امام صادق(ع) مشهور است که:
«إذا کانَ یومَ القِیامَةِ نَشَرَ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی رَحمَتَهُ حَتَّی یطمَعَ إبلِیسُ فِی رَحمَتِهِ»
وقتی روز قیامت شود، خداوند رحمتش را پراکنده سازد، تا آنجا که ابلیس نیز در آن طمع کند.
[شیخ صدوق، الامالی، ص205]
شاعر زیبا می گوید:
من نکردم خلق تا سودی کنم
بلکه تا بر بندگان جودی کنم
2- نا امیدی، مرز کفر به خدا:
«إنَّهُ لاییأَسُ مِنْ رَوْحِ اللهِ إلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ»
به درستی که جز گروه کافران، از رحمت خدا ناامید نمی شوند.
[یوسف، آیۀ87]
3- حدود امیدواری به رحمت خدا:
امام صادق(ع) می فرمایند:
«أُرْجُ اللهَ لایجْرِئُکَ عَلَی مَعاصِیهِ وَ خَفِ اللهَ خَوفاً لایۆیسُکَ مِنْ رَحْمَتِهِ»
به خدا امید داشته باش تا جائی که تو را بر گناه و نافرمانی او دلیر نکند و از خدا بترس تا جائی که تو را از رحمتش ناامید نسازد.
[بحار الانوار، ج70، ص384]


برچسب‌ها: با این خدای مهربان, حتّی شیطان امید بخشش دارد
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 5:24 بعد از ظهر | لینک  | 

آزادی در انتخاب دین...!



این بحث شعبه های زیادی دارد که به به برخی از آنها اشاره می کنم، از شما خواستارم که با دقّت بخوانید، همانطور که بحث ها و نوشته های شما را با دقّت خواندم.

من کلام شما را قبول دارم که:
کسی را نمی توان وادار به پذیرش دین اسلام کرد، اما اگر کسی با تحقیق و بررسی عالمانه آن را پذیرفت به نظر می رسد که حق ندارد به گونه ای عمل کند، مطلبی بگوید و یا چیزی بنویسد که باعث وهن و بی اعتباری این دین قلمداد شود.

در اسلام اگر کسی با  شناخت و آگاهی اسلام را پذیرفت و سپس با ترک آن، دست به اقدام عملی در جهت تضعیف باورها و ضدیت با اسلام زد، مرتد محسوب شده است.
پس احكام ارتداد با اصل آزادی عقیده منافات ندارد، بلكه در راستای تأمین امنیت اعتقادی پیروان دین می‎ باشد.

نکتۀ مهمِ مسأله این است که:

اسلام پیش از آن كه كسى را به عنوان پیرو بپذیرد، ابتدا از او مى‏خواهد تا درباره آیینى كه در صدد پذیرش آن است آزادانه بیندیشد؛ چنانچه از لحاظ عمق و استدلال روحش را قانع ساخت (که قانع مى‏سازد) در شمار پیروانش در آید و گرنه حق دارد هر چه بیشتر درباره‏ اش تحقیق و بررسى كند.
در نهایت اگر او را قانع نكرد و مجذوب اصالت و واقعیت خود نساخت، نمی توان او را مجبور به پذیرش کرد و این معنای همان آیه است که می فرماید: «لا اِكراهَ فِى الدِّینِ»
ولى اگر با تحقیق و آگاهی از قوانین اسلامی، مسلمان شد، دیگر نمى‏تواند از آن باز گردد.

اما در مورد مجازات مرتد خدمتتان عرض کنم که:
مجازات مرتد براى استفاده بهینه از آزادى مذهبى و ایجاد فضاى سالم براى بهره‏ بردارى شایسته از آن است؛ نه محدود ساختن آزادى مذهبى.
با توجه به شرط تحقق ارتداد و شرط تحقق جرم آن که اشاره شد، مجازات مرتد در واقع اقدامى شایسته و بازدارنده است تا کسی دین را امرى بی ارزش و تشریفاتى تلقی نکند و علاوه بر آن راه سودجویى را بر مغرضان و دشمنان كینه توز اسلام مى‏بندد تا نتوانند از راه تظاهر به اسلام و بعد کفر به آن، آیین میلیون‏ ها مسلمان را بازیچه امیال شوم خود قرار دهند و در انظار عمومى آن را از اعتبار ساقط كنند.
اما حكم ارتداد كه موجب شبهه گشته است، به خاطر منع از تفكر و تعقّل نيست، بلكه حكمت‎هاي ديگري دارد!
مرتد به كسي گفته مي‎شود كه بعد از قبول اسلام، با بلوغ و سلامت عقل و از روي عمد و اختيار، به گفتار و كرداري در جامعه دست بزند كه بيانگر تكذيب، استهزا و تبليغ عليه اسلام و ضروريّات دين باشد.
احكام ارتداد عليه كساني است كه آشكارا اعلام ارتداد نموده، اصول مسلّم دين را انكار كنند و يا نسبت دروغ به آن بدهند و به تبليغ و استهزا عليه آن بپردازند.

*** و در آخر چند نکته بگویم:
1- هر شخص مسلمانی، با توجه به سطح دانش و معلومات خود می تواند تمام مسائل مطرح شده در این دین آسمانی را مورد بحث و بررسی خود قرار دهد و تا زمانی که با دلیل مناسبی اقناع نشده باشد، شک و تردیدی که در درون او به وجود می آید، به دینداری و اسلام او آسیبی وارد نخواهد نمود.

2- باید پذیرفت که موضوع ارتداد، دیگر از محدودۀ آزادی ادیان که مورد تأیید اسلام بود، خارج شده و به روشی سیاسی برای تضعیف و به شکست کشاندن اسلام تبدیل شده بود و طبیعتاً می باید چاره ای برای آن اندیشید.

3- اگر شخصی تردیدهایی نسبت به این دین مقدس داشته و یا حتی بدون اعلام ارتداد و بدون انکار صریح موازین دینی، یکایک اصول و فروع دین را به نقد و چالش کشیده و خواستار پاسخی مناسب شود، نمی توان او را مجازات نمود!

4-  این مجازاتی که مطرح می شود و به نظر من در اجتماعِ پُر شبهۀ امروز نمی توان به کسی أنگ و برچسیب زد، بیشتر جنبۀ بازدارنده داشته و اثبات ارتداد نیز امری دشوار و حتّی در فضای امروز کالمحال بوده، و یقیناً شامل افرادی که تردیدهای جدی در دین اسلام دارند، اما تردیدشان به مرحلۀ انکار صریح نرسیده،  نخواهد شد، و به همین دلیل نباید این بحث را به صورت غلیظ مطرح کرد!
اثبات حكم ارتداد و اجراي آن، همانند ديگر احكام جزايي اسلام، منوط به تحقّق شرايطي است و در عمل، در موارد بسيار محدودي، اين احكام به اجرا مي‎رسند و شايد سالياني بگذرد و موضوعي براي آن يافت نشود؛ لذا كارآيي اين حكم را نبايد فقط به لحاظ مجازات يك فرد نگريست، بلكه اين احكام ناظر به مصالح جامعه هستند و اصل وجود چنين احكامي جامعه را از آسيب حفظ نموده، اثرهاي رواني و اجتماعيِ مطلوبي به جاي مي‎گذارد كه در جهت تعالي جامعه به كار مي‎آيد.

5- ضمناً چه بسا كسانى كه توانايى شناخت حقانيت اسلام را داشته‏اند، ولى به آسانى از كنار شناخت حق گذشته‏اند...!
اما زندگى مسالمت‏آميز پيروان اديان مختلف، بدون اشكال و زیباست.

6- قطعاً قبول دارید که:
هر شخص برای تغییر دین خود باید از منطقی برخوردار باشد، اما شما با مروری در افکار و عقاید اشخاصی که از دین اسلام برگشته­اند، به ندرت به افرادی برخورد می نمایید که برای این تغییر و نیز پذیرش آیین جدید و یا بی دینی مطلق، به مطالعۀ عمیق و پرسش و پاسخ پرداخته و دلایل به ظاهر منطقی؛ هر چند نادرست! برای ارتداد خود ارائه نموده باشند، و به این نکته پی خواهید برد که اکنون نیز، اعلام صریح ارتداد، بیش از آن که از پایه های فکری برخوردار باشد، ناشی از انحرافات سیاسی و یا بداخلاقی است!
البته بحث در این نیست که این شخص چگونه به این مسأله گرایش پیدا کرده است!


برچسب‌ها: آزادی در انتخاب دین
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 12:11 بعد از ظهر | لینک  | 

 

شب قدری متفاوت از شب های پیش...!



زمان هایی در زندگی انسان وجود دارد که انسان با بهره جستن از آن می تواند بهترین هایی، برای باقی روزهای زندگی خویش رقم زند. یکی از این اوقات، لیالی قدر است. شاید شما نیز در زمره افرادی باشید که به دنبال بهترین عمل و عبادت در طول این ایام هستند تا بدین واسطه نهایت استفاده را از این شب ها ببرید.

بهترین عمل در این شب ها عبادت همراه با بینش است،
اگر قرآنی می خوانیم،
دعایی می خوانیم،
یادمان باشد که در فلسفه همه این ها بیندیشیم!
در شبی که عبادتش بهتر از هزار سال است بیاییم به بنیان های فکری خود هم نظمی دهیم بیاییم با خداوند عهد کنیم من بعد همه کارهای ما حرف زدن های ما، رفتار ما همه و همه همراه با تعقل و تفکر باشد.

اولین جاده رسیدن به خدا معرفت است و بهترین عمل در شب قدر کسب معرفت الهی است.

دوستان عزیز بیاییم این شب ها را مغتنم بدانیم و اگر دعایی را زمزمه می کنیم قدری بر شرح آن نیز تأمل کنیم اگر قرآنی تلاوت می نماییم زمانی را نیز اختصاص به تفسیر آن دهیم تا از چشمه معرفت الهی نیز سیراب گردیم...!


برچسب‌ها: شب قدری متفاوت از شب های پیش
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 11:14 بعد از ظهر | لینک  | 

 

دروغ و خیانت؛ دو برادرِ تنی...!


[راه درمان دروغگویی چیست؟]



پیامبر خدا(ص) می فرماید:
« دروغ گو دروغ نمي گويد مگر به سبب پستي نفسش»[اختصاص مفيد، ص232]

دوست من!
تا به حال دقت کرده ای؟!
دروغ برادر خیانت است و خیانت برادر دروغ است.
این دو، برادران تنی هستند که از یک پدر و مادر زاده شده‌اند.
پدرشان ناحقی و مادرشان، سستی شخصیت است.
ناحقی یعنی ادا نکردن حق؛ هرچیزی و هر کسی و هر پدیده‌ای در این جهان حقی بر عهدۀ تو می‌گذارد اگر با آن مواجه شوی...!

برای توضیح بیشتر باید بگویم:
عدل از کسی بر می‌ آید که شخصیتی معتدل و متعادل داشته باشد.
تو دروغ می‌گویی چون حقی را ناحق کرده یا می‌ خواهی حقی را ناحق کنی، حق کاری را ادا نکرد ه ای و داد آن کار را نداده‌ ای.
اما مادرِ این دو برادر تنی، یعنی خیانت و دروغ، سستی شخصیت است.

شاعر می گوید:
زنیرو بود مرد را راستی
زِ سستی کژی زاید و کاستی...!

اگر شخصیت قوی داشته باشی، نه دروغ می‌ گویی نه خیانت می‌ کنی.
بیخود نبوده‌ است که پادشاهان، خائنان به رقیب‌ شان را با این که اگر خیانت آن‌ ها نبود هرگز بر رقیب پیروز نمی‌ شدند، به محض پیروزی در اولین فرصت می‌ کشتند؛
زیرا اعتمادی به آن‌ ها نداشتند و آن‌ ها را قابل اتکا نمی‌ دانستند:
«این که به ولی نعمت خودش خیانت کرد، به من رحم می‌کند؟»

حال مقداری با الفاظ آشنا شویم:
اعتماد با عمود، یعنی ستون هم خانواده است، و اتکا با «متکا» که پشت به آن می‌ دهیم، هم خانواده است.
در بُن معنی این هر دو مصدر، محکم بودن و راست بودن وجود دارد.
بی اعتمادی و غیرقابل اتکا بودن «خائنان» به خاطر سستی شخصیت آن‌ هاست.
دروغ هم از سستی شخصیت مایه می‌ گیرد.
اگر خلافی کرده‌ ای، شجاعت داشته‌ باش و سرت را بالا بگیر و توبه کن.
دروغ و خیانت هر دو «لاپوشانی» دارند، متنها دروغ معمولا لاپوشانی بعد از ناحقی است و خیانت «لاپوشانی» پیش از ناحقی است.
آری!
دروغ و خیانت، دو براد تنی هستند که از یک پدر و مادر زاده شده‌ اند...!


برچسب‌ها: دروغ و خیانت؛ دو برادرِ تنی
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 11:56 بعد از ظهر | لینک  | 


کرامت انسانی؛ حلقۀ مفقودۀ حکومت ها

[تأملی کوتاه بر جایگاه انسانی در حکومت علوی]

قابل توجه دوست عزیزم: هادی همکار؟

 

مصطفی سلیمانی


*** اشاره:
انسان دوستی و مفاهیم مرتبط با آن، از جمله مباحثی است که در طول تاریخ بشر، مورد توجه بوده و از اهمّیت ویژه‌ای در روابط انسانی برخوردار است. مفهوم انسان دوستی و مسائل مرتبط با آن، بار‌ها از سوی صاحب‌ نظران و اندیشمندان مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
البته این مفهوم، از گستره معنایی وسیعی برخوردار است و بحث و بررسی تمامی مسائل مربوط به آن، از این نوشتۀ کوتاه خارج است. اما از جمله مباحثی که مستقیماً به مفهوم انسان دوستی مربوط است و در حقیقت زیرمجموعه آن قرار می‌ گیرد، مسئله نحوه تعامل حکومت با مردم و حفظ کرامت و جایگاه انسانی شهروندان جامعه توسّط دولتمردان می‌باشد.
مقالة حاضر به بررسی این امر مهم در سیره پرداخته و تلاش می‌کند برخی اصول انسان دوستی را که دولتمردان، ملزم به رعایت آن در قبال مردم هستند، از دیدگاه امام علی(ع) مورد بررسی قرار دهد.
جلوه های کرامت انسانی از بسیاری از سخنان گهربار مولای متقیان می ‌درخشد. آن حضرت به کرامت ذاتی انسان‌ها باور داشت و بر اساس کرامت انسان، با مردم رفتار می‌ کرد. همچنین بر این باور بود که حکومت مبتنی بر کرامت انسانی نمی ‌تواند اخلاق و اصول آن را در برخورد با مردم زیر پا نهد. امام علی علیه السلام یکایک جلوه‌ های کرامت انسان را تبیین می‌ کند تا مردم و زمامداران از آن سرمشق بگیرند.


*** واژه كرامت و مفهوم آن:
1- مفهوم کرامت انسانی:
كرامت در فارسی به معنای بزرگي ورزیدن وبزرگواري و بخشندگي است و در لغت عرب برگرفته از ریشه «کرم» بوده و بر بزرگواری، شرافت و نفاست شیء دلالت می‌ کند که به معنای امر خارق العاده و معجزه و یا عزت، شرافت، احترام و بزرگی به كار می رود، كه قطعا معنای دوم كه مختص انبیا و اولیای الهی نیست و یكی از اوصاف انسانی است، مد نظر می باشد.
این واژه در مقابل لفظ «هوان» و «لؤم»؛ به معنای پستی و ذلت قرار دارد.
نكته مهم این است كه احترام به آزادی و كرامت انسان، حاصل رشد شعور اجتماعی و وجدان انسان ‌هاست.
عزت و كرامت انسانی، در عرصه سیاسی- اجتماعی نمود بارزی دارد كه عبارت است از بهره مندی از حقوق بشر آزاد و برابر، برای پیگیری سعادت و كمال خویش و رهایی از اسارت دیگران؛ این سعادت در مدینه فاضله حاصل شده و عضویت در چنین مدینه ای حقوق و وظایفی را برای افراد فراهم می آورد كه از آن تعبیر به حق شهروندی می شود.
بدین‌ ترتیب، كرامت انسانی در اندیشه اسلامی و آموزه و حکومت علوی خاستگاهی الهی دارد؛ انسان نه بر محور انسان‌ مداری، بلكه بر مدار خدامداری به كرامت و بزرگواری می ‌رسد و میان افزایش تقرّب به درگاه الهی و مماثلت با آن و افزایش كرامت‌ های انسانی رابطه مستقیمی وجود دارد.
2- قرآن و کرامت انسانی:
انسان، به عنوان برترین مخلوق الهی، دارای کرامت ویژه نسبت به دیگر موجودات است. خدای متعال، در بزرگداشت و برتری این مخلوق فرموده است:
«وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنْ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً» ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا (بر مرکب‌های راهوار) حمل کردیم و از انواع روزی‌های پاکیزه به آن ها روزی دادیم و آن ها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده‌ایم برتری بخشیدیم.
مظهر کرامت انسان، دارا بودن روحی خدایی است: «وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» این سخن، جلوه کرامت الهی و مظهر و نمود عقل و برتری انسان است.
به سبب دارا بودن این کرامت‌ ها، انسان به مقام خلافت الهی رسیده و گوی سبقت را از دیگران ربوده است:
«وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً»
جلوۀ دیگر تکریم الهی نسبت به انسان، آن است که او را بر دیگران بزرگی بخشید و به مقام شناخت و دانش الهی رساند:
«وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا» مقامی که حتی فرشتگان نیز فاقد آن بودند.
و در نهایت به سبب دارا بودن این ویژگی‌ها و خصوصیات بود که انسان مسجود ملائک قرار گرفت:
«وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنْ الْکَافِرِینَ»
امام علی(ع) با اشاره به این واقعه، سجده بر آدم را سبب گرامیداشت مقام انسان می‌شمارد:
«واستأدی الله سبحانه الملائکه ودیعته لدیهم وعهد وصیته إلیهم فی الإذعان بالسجود له والخشوع لتکرمته فقال سبحانه: اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ»  خداوند از فرشتگان خواست که ودیعه الهی و پیمان او را با سجود بر انسان و قبول کرامت و بزرگی او ادا کنند. آن جا که فرموده است: بر آدم سجده کنید و آنان هم سجده کردند مگر ابلیس.[سیدمحمد کاظم طباطبایی، اصول و مبانی کرامت انسان، ج3، ص58]


برچسب‌ها: کرامت انسانی؛ حلقۀ مفقودۀ حکومت ها, تأملی کوتاه بر جایگاه انسانی در حکومت علوی, واژه كرامت و مفهوم آن, پاسداشت حقوق و کرامت اقشار پایین ‌دست, رفاه و معیشت همگانی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 10:38 بعد از ظهر | لینک  | 

نخونی از دستت رفته رفیق! (◕‿◕)

«اجبار و زور در دین دار کردنِ مردم...!»


[مردم را نمی شود به زور به دین و معنویت سوق داد]

علامه طباطبایی در تفسیر وزین «المیزان» می فرماید: «ظاهرِ دین وقتی از حقیقتِ دین جدا شود، با هر کُفری جمع می شود...!»

بگذارید مقداری بحث را همانطور که یکی از اساتید و سیّدِ بزرگوارِ ما فرمودند، با مقدمات خدمتتان عرض کنم:

1- ما در قرآن کریم آیات فراوانی داریم که از چند جهت و به صراحت به این مسالۀ مورد بحث اشاره کرده است که:
مردم را نمی شود به زور به دین و معنویت سوق داد و یا اصطلاحاً به بهشت برد...!

چند نمونۀ قرآنی:
الف- قرآن کریم یک جا به پیامبر می گوید:
«و ما انت علیه بالجبار» ای پیغمبر تو جبار نیستی!
یعنی تو مجبور کننده و سلطه جو نیستی که بخواهی از سلطه و قدرتت استفاده کنی و بخواهی مردم را به راه دین بکشانی.

ب- یا در سورۀ «ق» می گوید:
«و لست علیهم بمسیطر» یعنی تو سیطره جو نیستی که بخواهی بر این مبنا کاری بکنی!

ج- همینطور در سورۀ «یونس» آیۀ ۹۹ می گوید:
«اگر خدا بخواهد همه مردم را مومن می کند اما مشیت خدا بر این نیست. آیا تو می خواهی مردم را با اجبار مومن کنی؟!»

2- در واقع تعبیر عامیانه این است که:
اگر خدا می خواست، خودش همه را مؤمن می کرد!
حالا تو می خواهی از «پاپ کاتولیک تر شوی؟»
اراده خداوند بر چنین چیزی نیست که مردم را به زور وادار به پذیرش دین کند و مشیت خدا به این تعلق نگرفته است.

البته این را بگویم که:
در جای دیگری در سوره زمر می گوید که خدا دوست ندارد مردم کافر شوند.

اما در عین حال مشیّت خدای متعال هم این نیست که بخواهد از راه زور مردم را مؤمن کند.

در سوره بقره می فرماید:
«هیچ اصراری در دین نیست وظیفه ما این است که به مردم توضیح بدهیم و آگاه و روشنشان کنیم تا مردم خودشان راه را انتخاب کنند.»

3- این بیشتر یک نوع بینش و نگرش نسبت به آیات قرآن است.
اگرنه قرآن در این زمینه صراحت دارد.
بینشی است که فکر می کنند اگر این کارها را بکنند و اگر جامعه را آزاد بگذارند چنین و چنان می شود.
در حالی که این سی سال تجربه کردیم و دیدیم که نه تنها آن روش ها و زور و اجبار جواب مثبتی نمی دهد بلکه مردم را بیشتر ترسانده است.

یعنی در دورانی که ما از طریق زور و جبر عمل نکردیم مردم بیشتر به سمت دین سوق پیدا می کنند تا وقتی که ما آن ها را بترسانیم و با روش های خشونت آمیز بخواهیم به نتیجه برسیم.
این عده فکر می کنند با حمله کردن و گروه فشار راه انداختن و یا گرفتن و برخورد کردن و یا با به هم ریختن کنسرت ها یا امثال این ها می توانند مردم را از مسیری که انتخاب کرده اند باز بدارند در حالی که این کارها نه تنها پاسخ نمی دهد، بلکه آن ها را به سمت ماهواره ها و یا به کار بردن روش های زیر زمینی و برنامه های غیر مجاز می کشاند.
به هر حال اگر روش های به کار گرفته شده در حوزه دین و فرهنگ به صورت تعریف شده و در قالب های معین و در چارچوب قانون باشد بیشتر اثر می گذارد تا اینکه از روش های خشونت آمیز استفاده شود.

4- دوستان عزیز!
این نگاه معتدلانه ای که عرض کردم، مهجور نشده است.
حتی در میان روحانیون هم فضای حاکم استقبال از زور و اجبار در حوزه دین و فرهنگ نیست.
عده محدودی از قدرت های خودشان استفاده می کنند و چندتایی طرفدار دارند و تعدادشان هم زیاد نیست.
بعید می دانم حتی در میان علما و مراجع روش های زور و اجبار را پسندیده باشد.
آن روش ها مردم را به سمت دین و معنویت سوق نمی دهد.

برای مثال در رابطه با مسئله حجاب؛
همه دوست داریم مردم حجاب را رعایت کنند اما عملا آن روش ها و اجبار به کار گرفته شده سمت و سویی به سمت رعایت حجاب ندارد. بلکه سمت و سوی آن به سمت ریاکاری و تظاهر دارد.
به همین دلیل می بینید که در ایران استفاده از لوازم آرایشی رواج بیشتری دارد و یا شگردهایی که برای فرار از قانون است بیشتر به کار گرفته می شود.
بنابراین این روش ها نتیجه ای نمی دهد و کسانی که از شانتاژ و غوغاسالاری و روش های ترساندن مردم استفاده می کنند باید بدانند که این روش ها در فضاهای دینی و معنوی هم نتیجه مطلوب نمی دهد چه برسد در فضاهای دیگر.

5- حرف ما این نیست که در زمینه مسائل فرهنگی نباید دغدغه داشته باشیم.
بلکه سوال ما این است که چه روش هایی باید به کار گرفته شود که نتیجه آن در نهایت دیندار شدن جامعه باشد.
باید اشکال کار را پیدا کرد که چرا طی این سی سال به چنین نتیجه ای نرسیده ایم...!
------------------------------------
پ ن:
1- گمان می کنیم می شود خدا را نشناخت، با او ارتباطی نداشت و رفیقش نبود و در عین حال به دستوراتش عمل کرد...!
اما پیامبر(ص) معتقد بود مردم اول باید خدا را بشناسند و با او ارتباط بگیرند و مأنوس شوند و وقتی روی دندۀ رفاقت با او افتادند و او را لایق پرستش و اطاعت یافتند به حرفش گوش کنند...!
او با این اندیشه بود که سال های سال انحراف مردم را دید اما امر و نهی نکرد چون باور داشت که امر و نهی قبل از تعلیم و تعلّم روی مخ مردم راه رفتن است نه کار کردن!!
امر و نهی قبل از تعلیم و تعلّم روی مخ مردم راه رفتن است!!!

2- وقتی مردم، اسلام واقعی و با محتوا رو تو رفتار و اعمال ببینن، خیالتون راحت، هم علاقه مند می شن و هم اینقدر حرص خوردن نداره تا شیرِ آدم خشک بشه...
با زور و زندان و ترسوندن مردم، بی تعارف فاتحه و چهلم و سالگردِ اسلام رو باید خوند!
تمام حدود و مجازات های اسلام، بعد از تقویت اعتقاد و ایمان مردم، اثر داره نه قبلش که سر از مشکلات بی شمار در میاره...
بابا، باید رو مُخ مردم کار کرد، نه اینکه راه رفت...!
راه پیاده شدن اسلام راه پلیس و زندان نیست!!

3- از بیانات اساتید استفاده بردم برای این متن


برچسب‌ها: «اجبار و زور در دین دار کردنِ مردم, »
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 2:35 قبل از ظهر | لینک  |