سه شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۲

پست ثابت

سلام، خوش آمدید!

   پروفایل:۱- سایت اندیشوران حوزه ۲- سایت بلاگفا 3- وبلاگ دیگرم

سایتهای پیشنهادی:  ۵روز دانشجویان اندیشه سبز جماران سایت های مفید  روزنامه  جملات زیبا 

نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۱۵:۳۶ بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه ۱۳۹۴/۰۴/۲۶

مقایسه خودتون با دیگران

مقایسه خودتون با دیگران

یکی از عوامل ناخشنودی است

فیسبوک، اینستاگرام و سایر شبکه های اجتماعی باعث شده هرکسی که یک اتفاق براش میفته، بچه دار میشه، یک خرید بزرگ انجام میده، به یک تعطیلات فوق العاده میره یا یک غذای عالی می خوره، شما به صورت اجتناب ناپذیر از اون فورا مطلع بشین! این نوع روابط اجتماعی فقط باعث میشه شما خودتون رو مقایسه کنین و حس ناخشنودی بهتون دست بده. پس خودتون رو با جلوگیری از مقایسه با دیگران، همین امروز از این حس های بد نجات بدین! و یادتون باشه که شما هیچ وقت تمام حقیقتی رو که در واقعیت پشت این عکس های زیبا و فریبنده اتفاق میفته رو نمی بینید!

مردم حقیقت رو پنهان می کنند

 

ما خودمون رو می ترسونیم، محدود می کنیم و تحت فشار قرار می دیم برای اینکه ایده آل باشیم! ما خود واقعیمون نیستیم چون از اون وحشت داریم، چون می ترسیم شایسته ما نباشه، چون می خوایم اونی باشیم که همه می پسندن. پس ما پنهان کاریم و یا شاید فریبکار!

 

نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۱۹:۲۵ بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه ۱۳۹۴/۰۴/۲۶

مشاوره: [معجزه یادداشت]

مشاوره: [معجزه یادداشت]


تا حالا به همسرت نامه نوشتی؟!
.
یک روز کاغذی در جیب شوهرش گذاشت روی آن نوشته بود: «رزها قرمزند، بنفشه ها آبیند، من با تو بودن را دوست دارم، لطفا ساعت دو به خانه بیا»
یک روز انتهای لیست خرید اینگونه نوشت: «سس مایونز، آبلیمو، دو تا نون
شکل ماه خودت» یا «یک کیلو سیب به علاوه رویِ ماه خودت»
.
نمی دانم شما چطور به هم محبت می کنید! هر طور که خودتان بلدید، همینطوری یک پیام محبت آمیز بنویسید. از پیام های دیگران و پیام های آماده استفاده نکنید. خودتان بنویسید راحت و با محبت، خوبی اش این است که رو در رو نیستید. بنویسید و سخت نگیرید.
خانمی روی کادوی همسرش نوشته بود: «تقدیم به خوبم، مهربانم، عزیزم، یارم، غمخوارم، بلاخره همسرم و سایه ی بالای سرم.» اما برایش سخت بود کادو را به همسرش بدهد و قرار گرفتن در این شرایط را لوس و جِلف می دانست. کادو را در کُمد همسرش گذاشت و او را زیر نظر گرفت. وقتی همسرش کادو را دید برای چند دقیقه با لبخندی حاکی از رضایت و شوق به نوشته نگاه می کرد. سپس آن نوشته را درآورد و در آلبوم گذاشت. انقدر که حواسش به نوشته بود به خود کادو نبود. او آن روز تا شب بسیار با حوصله و خوش اخلاق شده بود.

همین امشب غنیمت است همین امشب را دریابید. اگر همین حالا توانایی داشته باشیم با یک پیامک یا یک جمله قشنگ به هم عشق بورزیم در آینده به احتمال بیشتری خواهیم توانست به خوشبختی های بزرگتری برسیم.
_____________________________________
پ ن:
1- اگر اوضاعتان اینطور است که هر گفتگویی بین شما به تلخی تمام می شود و کار به گلایه و بهانه گیری می کشد، یک مدت با پیامکهای قشنگ اوضاع را سر و سامان دهید. مقدمه خوبی با این کار ایجاد می شود.
2- اگر هم دوست دارید یک گفتگوی عاشقانه و بدون هیچ تلخی را مدیریت کنید یکی از خوبیهای همسرتان را به یاد بیاورید آن را خیلی خوب و به قول معروف با آب و تاب تعریف کنید، و در حین این خاطره از اخلاق و خوبی هایش به طور کلی هم تعریف هایی بکنید. خواهید دید که قلبش کم کم نرم می شود و لبخند خواهد زد.
3- اگر از این مطلب استقبال کردی، حتماً به دیگر متأهلان هم برچسب بزن تا در ایجاد صمیمت خانواده ها تأثیرگذار باشی!


برچسب‌ها: مشاوره, [معجزه یادداشت]
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۱۶:۳۶ بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۱

مذاکره با همسر طردکننده...!

مذاکره با همسر طردکننده...!

همسرم مرا طردد می کند!
آیا برای شما هم اتفاق افتاده که همسرتان با نگاهی، کلامی یا حرکتی شما را از خود براند؟ یا از ابراز صمیمیت به شما اجتناب کند؟
اگر هم هرگز برایتان اتفاق نیفتاده (که البته بعید به نظر می رسد)، تصور کنید که برای مدتی همسرتان نسبت به شما رفتاری طرد کننده را پیش بگیرد. حتی تصور آن هم تلخ است چه رسد به تجربه اش. اما خب چه می شود کرد، این آفتی است که هر رابطه بلند مدتی را دست کم یک بار گرفتار خواهد کرد، زندگی مشترک که دیگر جای خود دارد.
هر چند طرد شدن از سوی همسر معمولاً ناگهانی و کامل اتفاق نمی افتد اما همین روند آهسته و پیوسته آن نیز آنقدر موذی و آزارنده هست که جسم و روان زوج طرد شده را بیمار کرده و اساس رابطه را با خطر مواجه نماید.
.
هفت راه حل:
1. به همسرتان بگویید نیاز دارید ساعتی را در خلوت و بدون مزاحم به گفتگو بنشینید.
2. با استفاده از عباراتی که با «من» شروع می شوند تأثیر عاطفی رفتار همسر را برای او بازگو کنید. باز هم مهم است به او فرصت بدهید تا میزان آگاهی خود نسبت به رفتارش را مورد بررسی قرار دهد.
مثال:
«من احساس می کنم مانند سابق برای تو جذاب نیستم. به خاطر این احساس، عزت نفس من واقعاً آسیب دیده است.»
«من احساس رنجش، خشم و ناامنی می کنم.»
3. برای اینکه مطمئن شوید تلاش مشترک تان برای تغییر ادامه دار است با همسرتان بر سر داشتن یک دوره چک کردن متفاوت و منظم توافق حاصل کنید.
مثال:
«بیا هر چند هفته یک بار این مسئله را چک کنیم تا از روند تغییر آن بیشتر مطلع شویم. من دلم می خواهد تو شروع کننده این کار باشی، این طوری احساس می کنم برای تو مهم هستم.»
4. درباره گام های مشترکی که هر دوی شما باید برای بهبود بخشیدن به رابطه تان برمی دارید گفتگو کنید. گمان نکنید که همه تغییرات باید از جانب همسر باشد. سعی کنید درباره تغییرات کوچکی که انجام آن همین حالا برای هر دوی شما مقدور و ممکن است به توافق برسید و بعد گام به گام به سمت جلو حرکت کنید.

5. اگر نحوه برخورد همسر شما نسبت به پیشنهاد و یا درخواست تغییر، دفاعی است ببینید آیا هستند چیزهایی که ناراحتی از آنها رفتار دفاعی یا احساس کراهت از تغییر را در او تشدید کرده باشد؟
ممکن است او احساساتی را در خود سرکوب کرده باشد که منشأ اصلی رفتارهای طرد کننده وی باشند. از او بخواهید تا نحوه نگرش خود را نسبت به مسئله پیش آمده توضیح دهد، یا برای بهتر کردن وضعیت پیشنهاد بدهد.


برچسب‌ها: مذاکره با همسر طردکننده
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۱۸:۲۳ بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۳۰

همه خوبیم، وقتی منافعمان در خطر نیست...!


رفاقت به سبک جوجه تیغی!

همه خوبیم، وقتی منافعمان در خطر نیست...!

1- دقت کردی به این حالت؟
انسان‌ ها وقتی آرام هستند، وقتی با دیگری در صلح و صفا هستند، وقتی منافعشان در خطر نیست، 
روی لبشان تبسم است و پایبندند به مبادی آداب. 
همه خوب هستند. انگار همه شبیه هم هستند. 

2- دقت کردی به این حالت؟
اما وقتی که اتفاقی که مطابق میلشان نیست رخ می‌ دهد، شبیه هم نیستند.  برخی همان آدم قبلی هستند، برخی عصبانی هستند، برخی منصف هستند، برخی بی‌ اخلاق می‌ شوند.
برای این‌که انسان‌ ها را بشناسیم، 
به روزهایی که شادند و همه چیز به کامشان است؛ نگاه نکنیم. انسان‌‌ ها وقتی زیر و رو شوند، خودشان را نشان می‌ دهند، استحکامشان را و انسان بودنشان را. 

در دگرگونی‌ های روزگار است که انسان شناخته می‌ شود. در زمین خوردن ها و...
------------------------------------------
پ ن:
1- این روزها، هوا بس ناجوانمردانه است...!
2- بعضي جمله ها و كلمه ها، بو دارند...
طعم دارند...
مزه مزه شان كه مي كني تلخت مي كند...
انقدر كه بغض مي كني!
دو سه قطره اي حتي...

برچسب‌ها: رفاقت به سبک جوجه تیغی
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۱۹:۵۷ بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۹

اطاعت سگی...!

اطاعت سگی...!


هیچگاه از این نترسید که مخالفِ دیگران فکر کنید.
لاأقل امروزه موارد زیادی را می بینیم که دیگران اشتباهات زیادی انجام داده اند.
مهم این است که با استدلال و عقل و منطق به نکته ای برسید.
اگر ما درمورد تصمیماتی که خلاف معمول و عرف می گیریم، دلایل محکم و منطقی داشته باشیم، با کمی جسارت و شجاعت می‌ توانیم رأی خود را به خوبی بیان کنیم.
وقتی که دیگران رسیدن ما را به مقصد نهایی ببینند، آرام آرام به راهی که یافته‌ ایم، ایمان پیدا می‌کنند و حتی می‌ خواهند این راه جدید را تجربه کنند.
تنها نکته مهم این قضیه، شجاعت برداشتن اولین قدم است.
دل به دریا زدن قدم اول برای بوجود آمدن یک رودخانۀ جدید است.
----------------------------------------
پ ن:
1- باید باور کنیم که:
هر حرکت جدید و بدیع در ابتدا با حرف و حدیث‌ های بسیاری همراه است؛ پس باید آنها را به جان و دل خرید...!
2- دل به دریا زدن قدم اول برای بوجود آمدن یک رودخانه جدید است.


برچسب‌ها: اطاعت سگی
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۰:۹ قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۸

امان از دینِ سلیقه ای...!

امان از دینِ سلیقه ای...!

تو فضای امروز با وجود مشکلاتی که توسط متصدیان امور مذهبی و دینی ایجاد شده،
اگه جوانی از اسلام برگشت،
باید دست و پایش را بوسید!

نگو که حاج آقا این چه حرفیه که می زنی؟!

چون در واقع اسلام حالِ احدُ الناسی رو بهم نمی زنه!
این جوونا از منِ طلبه، مذهبی و دینِ سلیقه ای که ارایه دادیم، بر می گردند!

آی پیغمبر خدا!

کاش بودی تا هممون می دیدیم که اسلام چه طعمی داشت!

---------------------------------------------------

پ ن:

دیدگاه یکی از مخاطبین این وبلاگ پیرامون این پست:



برچسب‌ها: امان از دینِ سلیقه ای
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۱:۷ قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۷

گفتگو با دکتر عرفان نظرآهاری

گفتگو با دکتر عرفان نظرآهاری
 مصاحبه گر: مصطفی سلیمانی

**** به عنوان اولین سوال، علت اصلی اینکه به این مسیر قدم گذاشته اید را برای ما بفرمایید.

نمی دانم منظورتان از این مسیر کدام مسیر است. آنچه در آن به سر می بریم مسیر زیستن است و پایانی جز او ندارد. سفری که مبدا و مقصدش اوست. ما هر کدام مسافرانی هستیم که علت حضورمان لطف اوست.

تو مسافری روان کن، سفری به آسمان کن        تو بجنب پاره پاره، که خدا دهد رهایی

به مقام خاک بودی، سفر نهان نمودی            چو به آدمی رسیدی، هله تا به این نپایی

من هم یکی از این خیل مسافرانم که در پیچ و خم این مسیر در حرکتم. در جستجوی نوری و نشانه ای...


برچسب‌ها: گفتگو با دکتر عرفان نظرآهاری
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۰:۱۵ قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۶

انسانِ خواستنی...! ♥


انسانِ خواستنی...! ♥

تا شیرین و خوردنی نشویم، چگونه ما را حلوا حلوا کنند؟!
آنچه که انسان را خواستنی می کند، حِلم و صبر و بردباری است...
مگر آیه قرآن نداریم:
«إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»
یعنی تا وقتی صبر کنیم، با خدا هستیم!

ولی عزیز من!
چرا تا می بینیم که شخصی مخالفِ عقایدِ ماست و روحیاتش با ما نمی خواند، تکفیرش می کنیم؟!
البته همیشه راه بازگشت هست!
و البته طبیعی است که از انسان های بزرگ، اشتباهات بزرگ ناشی شود!

با خودم هستم:
تحملِ قول مخالف آدمی را بزرگ می کند! :)


برچسب‌ها: انسانِ خواستنی,
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۱۴:۴۱ بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه ۱۳۹۲/۱۱/۲۵

همین جوری؛ ولنتاین مبارک!


همین جوری؛ ولنتاین مبارک!

[روز عشاق: ولنتاین یا سپندارمذگان]


کاری به مباحثِ جانبی این روز ندارم، ولی عقیده ام بر اینه که می شه یه چیزایی بهانه ای برای ابراز دوستی و محبت باشه...

** چند جور حرف برای چند مُدل مخاطب در این روز:

1- آدمِ کُـودَن بـه نـدرت تنهـا مـی مانـد!
٠•●ஜ ســـاموئل بکـــت ஜ●•٠

2- وقتی که عشقت خداست!
کادوی ولنتاینتم با بقیه فرق داره...

3- همانطورکه خوردن شراب حرام است، خوردن غصه هم حرام است و خوردن هیچ چیز مثل خوردن غصه حرام نیست؛
اگر ما فهمیدیم که جهان دار عالم اوست دیگر چه غصه ای باید بخوریم!
«استاد الهی قمشه ای»
----------------------------------------------
پ ن:
1- خوشحالی یعنی کادوی ولنتاین می گیری و می دی!


برچسب‌ها: همین جوری؛ ولنتاین مبارک, روز عشاق, ولنتاین یا سپندارمذگان
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۱۱:۳۰ قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۴

عموماً این مشکل رو داریم...!


عموماً این مشکل رو داریم...!


[خودم آروم شدم با این تأمّل!]

1- دقت کردین اکثراً از زندگی ناراضی هستیم!
یکی از دلایل اصلی اش اینه که دائماً خودمون را با دیگران داریم مقایسه می کنیم. اما حواسمون نیست که با این مقایسه ها در واقع داریم زیرآبِ خودمون رو می زنیم.
اگه متوجه این تناقض بشیم، کلی خنده مون می گیره از خودمون!
2- وقتی من خودم را با یکی دیگه مقایسه می‌ كنم و آرزو می‌ کنم كه ای كاش من هم داشتم آنچه او دارد،
معنی‌ اش این نیست كه من آنچه خود دارم، برای او هم آرزو می‌ كنم و آنچه او دارد را برای خودم.
همچنین تو این مقایسه، من هیشوقت حاضر نیستم از چیزی که خودم دارم چشم بپوشم، بلكه می‌ خوام علاوه بر داشته‌ های خودم، داشته او هم مال من باشه.
3- حالا یکی نیست بگه که برادر من! خواهر من!
خب؛ اگر بنا بر مقایسه باشه، اون هم حق مقایسه داره و اون هم متقابل آرزویی مشابه آرزوی من رو در سر می‌ پزه. اون هم می‌ خواد هر آنچه پسندش می‌ افته به «تسخیر و تصرف» خودش در بیاره. او نیز همه را با هم می‌ خواد.

** می دونی اونوخت نتیجه چی می شه؟!
این می‌ شه كه هیچ‌ كس، هیچ چیزی نداشته باشد یا اینكه همه، همه‌ چیز داشته باشن و خلاصه همه شبیه هم بشن. در چنین صورتی دیگه چه كسی خود را با چه كسی مقایسه كنه؟
و چه آرزویی بمونه تا مایه برانگیختن و تاختن بشه؟
به عبارت دیگر مقایسه كردن خودش نقض خودش است.
---------------------------------------
پ ن:
1- امروز تهرانم


برچسب‌ها: عموماً این مشکل رو داریم, مقایسه
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۱۰:۴ قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۴

مشخص نکن کجا را نشانه رفته ای...!


مشخص نکن کجا را نشانه رفته ای...!

بعضی ها اگر بدانند کجا را نشانه رفته ای و می خواهی چه کنی، چوب لایِ چرخت خواهند گذاشت!
آدمِ زیرک و باهوش هیچ وقت مقصدِ نهایی خودش را اعلام نمی کند.
در روایاتی از امیرالمونین(ع) داریم:
1- «طوبی لعبد نعمه» خوش به حال بنده ای که نعمه است. نعمه یعنی چه؟
فرمودند: «الذی لا یدر الناس ما فی نفسه» هیچکس نمی داند در این فرد چیست. درونش را هیچ کس نمی فهمد. هیچ کسی نمی داند این فرد کجا می رود و کجا را نشانه گرفته است. چه نقشه هایی در سر دارد.
ما که خودمان را سریع لو می دهیم.
2- «من عقل الرجل الا یتکلم به جمیع ما احاطبه علم» یکی از علامت ها برای این که معلوم شود چه کسی عاقل است، این است که هرچه بلد است نگوید.
هرچه اطلاعات دارد بیرون نریزد. تمام معلومات خود را در صحبت هایش منعکس نکند. چون خسارت می بیند.
---------------------------------------
پ ن:
1- باید حرف زد، اما ته به گونه ای که به مقصد نرسی!


برچسب‌ها: مشخص نکن کجا را نشانه رفته ای
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۹:۴۵ قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۱

عالیه این جمله

عالیه این جمله


معذرت خواهی همیشه به این معنا نیست که تو اشتباه کردی و حق با یکی دیگه است معذرت خواهی یعنی: اون رابطه بیشتر از غرورت برات ارزش داره


برچسب‌ها: عالیه این جمله
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۱:۱۵ قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۰

مصاحبه با آیت الله شیخ محمود امجد

مصاحبه با آیت الله شیخ محمود امجد

 

شجاعت اخلاقی امام

حرف مرد دوتاست!


استاد محمود امجد: حضرات معصومین(ع) به حضرت امام خمینی مبتهج بودند

 

 مصاحبه گر: مصطفی سلیمانی

** لید مصاحبه:

اینبار متفاوت از همیشه در ایام گرامیداشت معمار بزرگ جمهوری اسلامی با یکی از سالکان الی الله و یکی از شاگردان معنوی امام، علامه طباطبائی، آیه الله حاج آقا رضا بهاء الدینی و آیه الله بهجت به گفت و گو نشستیم.

آنچه فراروی شماست متن مصاحبه ای است که به مناسبت دهه فجر با آیت الله استاد شیخ محمود امجد، در خصوص مبانی و سیره عملی و شاخصه های شخصیتی امام خمینی صورت گرفته است.


برچسب‌ها: مصاحبه با آیت الله شیخ محمود امجد, شجاعت اخلاقی امامحرف مرد دوتاست, آیت الله شیخ محمود امجد
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۲۲:۱۸ بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۰

خدایا پاکم کن...!

خدایا پاکم کن...!


بخواهیم یا نخواهیم:
روزی فرا خواهد رسید که جسمِ بی حرکتِ من، زیر ملحفۀ سفیدِ پاکیزه‌ ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می‌ گیرد و آدم‌ هایی که سخت مشغول زنده‌ ها و مرده‌ ها هستند از کنارم می‌ گذرند.
اگر تصور کنیم، خیلی اتفاق ها می افتد...!
آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.
در چنین روزی، اگر اعتقادی به عالمِ غیب و تو داشته باشم، دیگر نیازی بَه بَه و چَه چَه دیگران نخواهم داشت...!
---------------------------------------------
پ ن:
1- تا نزد خود حضور نداشته باشی و هوش و حواست جمع خودت نباشد، توفیق پاییدن خود را نخواهی یافت.
2- خدایا! خیلی ضعیف هستم، نگاهم کن!


برچسب‌ها: خدایا پاکم کن
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۲۲:۱۳ بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۰

خدایِ طمع انگیز...!

خدایِ طمع انگیز...!

خدایِ خوب!
این رو مطمئنم که هر خرابه ای هم باشم، فقط کارِ خودته که اصلاحم کنی!
اصلاً می دونی چیه؟
نعمت هات اونقدر زیاده که شورش در اُومده دیگه!
من که نمی فهمم! درک و شعورِ درست درمون هم که ندارم!
پس دلت به چی خوشه، ها؟!
تو یه جوری به هر کدومِ ما می پردازی که انگاری بندۀ دیگه ای نداری!
هیچ معلومه تو چی هستی!
بابا قاطی کردیم، یه خودنمایی بکن دیگه...
این خدایی که بعضی ها تعریف می کنن، بدجوری آبِ دهنِ ما رو راه انداخته ها!
خدایی که از دعایِ «ابو حمزه و عرفه» در میاد، بدجوری طمع انگیزه ها...


برچسب‌ها: خدایِ طمع انگیز
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۲۲:۱۲ بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۰

متن یکی از دوستان در نظرات

متن یکی از دوستان در نظرات
سلام

من فکر می کنم گاهی پیش میاد مشکل دقیق جای دیگری است و ما داریم جای دیگری دنبال علت می گردیم
فی المثل می تونه دقیق علت مشکلات در شخص خود من باشه ولی به علت نگرش خود محور و غلطم که از میل به نفس شخصی حادث شده دنبال مشکل در وجود دیگران می گردم یعنی اصل مقصر در روابطم با خودم هست اما این میل به نفس باعث میشه از این حقیقت یا عمدا و یا متاسفانه سهوا غافل بشم و در چرخه باطلی از افکار و اشتباهات مکررا دور خودم بپیچم و به خودم تار بتنم ...
البته این برداشت یه دوست از بیرون است ولیکن همیشه الله اعلم بهترین جواب هاست و من الله التوفیق . ضمنا معتقدم خوب بودن و مطلب مذهبی نوشتن با ارتفاع و قاعده محاسن سنجیده نمیشه بلکه معیار صحیح تر به نحوه تفکر و تعقل بر میگرده تا عرض و طول وجنات مذهبی ! و مقدار درس خارج و داخل ! خوندن .... عقل و تفکر بیشتر بایدت ....! ضمنا 1 ساعت تفکر برتر از هفتاد سال عبادت را هر که گفته خیلی حالیش بوده ها !! یعنی شاید کسی بیشتر از دیگری اندیشه کند و دیگری وجناتش مذهبی تر باشد حالا این شد دلیل که مثلا مذهبی بودن انسان ها با نوع لباسشان و یا فرضا قواعد ظاهری محاسنشان سنجیده شود!!!!!!

حقیقتا با برخی متدینین !!! بسیار اختلاف دیدگاهی دارم ... ! و باز حقیقتا ترجیح حتی عقلیم به سمت بی ریش بودن با ریشه بودن است تا با ریش بی ریشه ...! البته صرفا ذکر مثال منظور بود وگرنه ریشه داری یا عدمش را الله میداند و بس ! یعنی امکان این هست که یک فرد باریش کاری را کند که یک فرد بی ریش عمرا بکند !!!!!!

قصد نوشتن نداشتم اما دیدم بنویسم شاید به درد کسی خورد!

یا حق


برچسب‌ها: متن یکی از دوستان در نظرات
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۲۱:۵۳ بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه ۱۳۹۲/۱۱/۱۸

امان از آدم هایِ بد قِلق!


امان از آدم هایِ بد قِلق!


ببین بد می گم؟
می گم: ما هیچ وقت نمی تونیم همۀ جامعه و آدما رو همراه و هم‌ سوی خودمون کنیم.
همانطور که:
خود ما هیچ وقت آنطور که دیگران می‌ خوان نیستیم...!
چه تو فضایِ سیاسی، چه اجتماعی و چه مسایل اخلاقی و معرفتی...
پس بهتر نیست؟
به جای کلنجار رفتن با اطرافیان، شیوۀ پاسخ دهی خودمون رو با شرایط و موقعیت‌ ها تغییر بدیم و عینِ برجِ زهرمار نباشیم.
درگیری با دوستان و همکارانِ نافُرم و بدقِلق، نهایت چیزی که برای ما می‌ گذاره، یک ذهن بدبین و یک فکر نا آرام است.
یک راه حل:
خیلی از موقعیت‌ ها، هر چند هم آزار دهنده، با سکوت و صبر و نوشیدن یک لیوان چای به ثانیه‌ ای از ذهن ما عبور می‌ کنن و اصلاً مهم نیستن!
----------------------------------------
پ ن:
1- هیچ کدوم از ما آدما نمی‌ تونیم ادعا کنیم که می‌ تونیم کاری کنیم که دیگران همیشه آنگونه که ما می‌ خواهیم با ما رفتار کنند یا هرگز ناراحتمان نکنند یا اینکه هرگز خودمان را در موقعیت آزاردهنده قرار نمی‌ دهیم.
2- قابل توجه دوستان: جلسه استاد امجد، عصر امروز برقرار است.


برچسب‌ها: امان از آدم هایِ بد قِلق
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۱۲:۴۶ بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۶

یه چیزی بگم خیالت رو نسبت به خودم راحت کنم؟


یه چیزی بگم خیالت رو نسبت به خودم راحت کنم؟

اگه از نظرت:
طلبگی یعنی اُمّلی، متحجّر بودن، مُفت خوری و از این مدل حرف ها؛
پس خیلی وقتت رو تو این صفحه و به اصطلاح «فِرند بودن» با ما نگذرون!
یعنی نخونی و نمونی بهتره!
آخه من دوست ندارم هیچکدوم از این ها باشم.
-------------------------------------------
پ ن:
1- شاید خیلی ها خوششون نیاد
بعضی ها هم بگن عالیه
هر چی باشه من می نویسم


برچسب‌ها: یه چیزی بگم خیالت رو نسبت به خودم راحت کنم
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۱۴:۴۱ بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۵

خدایِ اخمو ...!

خدایِ اخمو ...!

ما گمان می کنیم می شود خدا را نشناخت،
با او ارتباطی نداشت و رفیقش نبود؛
در عین حال به دستوراتش عمل کرد!!

اما پیغمبر خدا معتقد بود:
مردم اول باید خدا را بشناسند و با او ارتباط بگیرند و مأنوس شوند و وقتی روی دندۀ رفاقت با او افتادند و او را لایق پرستش و اطاعت یافتند، به حرفش گوش کنند.
اما خدای امروز اخموست و قابلیتِ پرستش ندارد!

فتأمّل که جای تأمل بسیار است!


برچسب‌ها: خدایِ اخمو
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ۲۳:۲۳ بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر