فکر نو، حس جدید، رفتاری دیگر [به نظرات جواب داده می شود]

سلام، خوش آمدید!

   پروفایل:1-سایت اندیشوران حوزه 2- سایت بلاگفا 3- وبلاگ دیگرم

 
آدرس فیس بوکم: مصطفی سلیمانی

 
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 3:36 بعد از ظهر | لینک  | 

تربیت از منظر امام رضا علیه السلام


[نیم نگاهی به سیره تربیتی امام رضا علیه السلام]

 

مصطفی سلیمانی

** اشاره:
از ابتدای خلقت انسان تا کنون مقوله تربیت یکی از مهم ترین چالش های پیش روی بشر بوده و ضرورت این امر ایجاب نموده که خدای متعال با خلقت اولین انسان ها، پیامبرانی از سوی خویش برای راهنمایی و هدایت آنها برگزیند و سپس این هدایت را مستمر و در مراحل بعد به تکامل رساند. 
از سوی دیگر افراد بشر با بهره گیری از هدایت الهی و دینی و قوه تعقل و تفکر خدادادی خویش در جوامع مختلف، مکاتب گوناگون تربیتی را پایه گذاری نموده و از زوایای مختلف به موضوع تربیت انسانها پرداخته اند. 
اما بیش از همه دین اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین الهی توسط پیامبر اسلام(ص) و در ادامه توسط ائمه اطهار(ع) پیش تاز تعلیم و تربیت انسان ها بوده و افراد وارسته ای را تربیت نموده اند. امام رضا(ع) به عنوان امام هشتم شیعیان توجه ویژه ای برای تربیت داشته به گونه ای که سیره زندگانی ایشان سراپا الگوی تربیتی جامعی است. 
در این مقاله تلاش بر آن بوده که به زوایای کوچکی از سیرۀ تربیتی امام رضا علیه السلام پرداخته شود. 


برچسب‌ها: تربیت از منظر امام رضا علیه السلام, نیم نگاهی به سیره تربیتی امام رضا علیه السلام
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 4:13 بعد از ظهر | لینک  | 

ای آدمِ قالتاق...!



یه نگاهی به آدما و شخصیت های دور و بَرمون داشته باشیم[چه سیاسیون و چه بزرگ تر هامون] متوجه می شویم که آدما هرچقدر خوب باشند، باز هم هستن کسانی که از این آدم درد دل دارن و یا حتّی می خوان سر به تنش نباشه و آرزو دارن فلانی با گیوتین کارش رو تموم کنن و حتی کار به گیس کشی هم برسه!

اعتقادم اینه که:
ماها باید خودِ ایده آلمون باشیم و درصددِ رضایتِ دیگران نباشیم و نخوایم که خودمون رو تو دلِ دیگران جا کنیم[و خدایی نکرده کار به چاپلوسی برسه و یا به اصطلاح لوطی ها دستمال به دست بشیم!]

یه چیز دیگه بگم؟
اگه آدمی پیدا کردی که همه از اون آدم خوششون می اومد، بدون یارو آدمِ قالتاقی هستش![چون واقعاً نمی شه همه رو راضی کرد!]
از طرفی اگه آدمی رو پیدا کردی که همه از اون آدم بدشون می اومد، بدون یارو آدمِ درستی نیستش!
عُرفِ داستان و طبیعی اینه که: 70% ازمون اوکی باشن و 30% خواستن اوکی و میزون نباشن![حالا با کم و زیادش!]

نتیجه بگیرم:
پس لازم نیست خودمون رو جوری نشون بدیم که همه احساسِ رضایت کنن و دوستمون داشته باشن و به اصطلاح همه رو داشته باشیم![به قولِ رئیس جمهور گاهی باید گفت: به جهنم!]
البته بعضاً سیاستِ کاری و استراتژی با این مسأله که گفتم فرق داره و باید بعضی جاها ملاحظاتی داشت!
-------------------------------------
پ ن:
1- آخ که چقدر حسِّ خوب دارم...!
2- این پست خیلی بهم آرامش می ده! [خودشیفتگی هم حدّی داره]
3- قالتاق ها رو بشناسید!


برچسب‌ها: ای آدمِ قالتاق
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 10:52 بعد از ظهر | لینک  | 

 

چگونه قلبِ شوهر در چنگ زنان باشد...؟!


[تجربیات دیگر را شما اضافه کنید.]
.
کمی در این مسأله دقت کنیم:
وقتی به كسی علاقه داری حتما دوست داری او هم مثل شما همان حس را داشته باشد اما گاهی با همه علاقه و اشتیاقی كه به همسر زندگی‌ات داری متوجه می‌شوی آن طرف سكه خیلی خوشایند شما نیست.
نه تنها او را به سمت خودت جذب نمی‌كنی بلكه از میزان عشق و علاقه او نسبت به‌ خودت آگاهی نداری؛
اما نترس چون اگر واقعا تصمیم بگیری كه دوباره همراه زندگی‌ات را عاشق خودت كنی، می‌توانی این كار را انجام دهی. در همین لحظه همه مشكلات ارتباطت را فراموش كن و با تمركز، كارهایی كه برایت می‌گوییم را انجام بده. معطل نكن!
:::::::::::::::::::::::::
1- توجه بیشتر به ظاهر:
زمانی که همسرتان با شما احساس راحتی و آرامش کند، از دیدن شما لذت ببرد و شما را همواره مرتب و آراسته ببیند به قلمروی عاشقی نزدیک شده اید.
2- حفظ احترام همسر
به همسر خود احترام بگذارید و با او به گونه ای رفتار کنید و سخن بگویید که احساس کند برایش ارزش زیادی قائل هستید.
3- گفتن دوستت دارم:
اگر روزی یک بار به شوهرتان بگویید که «دوستش دارید» باعث می شود احساس خوبی در او ایجاد شود.
4- فرصت جبران دادن به شوهر
همیشه به او برای کسب انرژی دوباره و متعهد بودن در کارهایش فرصت دهید.
5- احترام به حریم شخصی:
این نکته را هیچ گاه فراموش نکنید که باید برای خلوت و تنهایی او احترام قائل شوید، همان طور که شما هم گاهی به تنهایی و خلوت با خودتان نیاز دارید.
6- پیش قدم شدن برای ابراز محبت:
برای محبت کردن، منتظر اقدام شوهرتان نباشید و خودتان پیش قدم شوید.
7- سرزنش و تحقیر ممنوع:
از هرگونه سرزنش و تحقیر شوهرتان در جمع های دوستانه و فامیلی به شدت بپرهیزید، سرزنش و تحقیر او موجب قطع ارتباط کلامی شوهرتان با شما خواهد شد.


برچسب‌ها: چگونه قلبِ شوهر در چنگ زنان باشد
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 10:12 قبل از ظهر | لینک  | 

 

به نظر شما چرا خودکشی و چه باید کرد؟!


[زنگ هشدار خودکشی...!]
.
اگر از اطرافیانت بپرسی که چیزی بیشتر از همه در زندگیشان اهمیت دارد می گویند سلامتی و تندرستی!
معنی حرف آنها نشان از اهمیت زندگی برایشان خبر می دهد.
حالا اینکه چه اتفاقی می افتد که بعضی ها حاضر می شوند با دست های خودشان این با ارزش ترین دارایی را از خودشان دریغ کنند سوالی است که ذهن خیلی ها را به خود مشغول کرده است.
مخصوصا وقتی بدانیم بر اساس آمارها تب و تاب خودکشی هر روز بالا می رود و روز به روز بر تعداد کسانی که به آفرینش خداوند می شورند بیشتر می شود.
ممكن است خودكشی بیشتر مربوط به حوزه روانشناسی شود.
اما چیزی كه آن را تبدیل به موضوعی اجتماعی می كند مسئله بالا رفتن آمار آن و طیف سنی است كه بیشترین اقدام به خود كشی را داشته اند یعنی جوانان بین 19 تا 35 ساله.
.
کمی مکث!
1- در گذشته مردم وقتی سرشان را روی بالش می گذاشتند و با خودشان می گفتند خدا بزرگ است و فردا هم روز خدا ست.
اما حالا جوانان همه چیز را با منطق و عقل ناقص خود حساب و كتاب می كنند و اگر به این نتیجه رسیدند كه جور در نمی آید فكر می كنند همه چیز برایشان تمام شده.
به نظر من تقویت توكل آن هم نه با شعار بلكه با نشان دادن نتیجه های توكل به صورت عینی به جوانان می شود كمی به كاهش امار خودكشی كمك كرد.
2- اگر همه ما سعی كنیم از كنار هم بی تفاوت عبور نكنیم و با شنیدن مشكلات دیگران به سر تكان دادن اكتفا نكنیم به اندازه یك نفر می توانیم در رفع مشكل بی تفاوتی موثر باشیم.


برچسب‌ها: به نظر شما چرا خودکشی و چه باید کرد
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 12:39 بعد از ظهر | لینک  | 

بیایید گناهان را فاش نکنیم...!


.
بر مۆمن واجب است اگر هفتاد تا گناه هم از یک مۆمنی دید بپوشاند.
خدا پوشاندن را دوست دارد. عیب خودت و عیب دیگران را بپوشان:
«الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ»
[شیخ کلینی، الكافی، ج2، ص428]
.
کسی که گناه خودش را می پوشاند خدا هم می گوید:
بپوش من هم ندیده می گیرم می پوشانم. تمام حد ها و تازیانه ها و زندان ها و شلاق ها و عذاب های جهنم مال این است که گناه را افشاء می کنیم و پرده را پاره می کنیم خدا هم ذلیل و خوارمان می کند. خدا پوشاند گناه را دوست دارد:
«أَظْهَرَ الْجَمِیلَ وَ سَتَرَ الْقَبِیحَ»
[شیخ کلینی، الكافی، ج2، ص577]
.
در حالات پیامبر و امیرالمومنین علیهماالسلام است که آدم های گنه کار پیش این ها می آمدند به گناهانی که در خلوت کرده بودند اقرار می کردند.
پیامبر و امیرالمۆمنین علیهماالسلام ناراحت می شدند و می فرمودند:
«چرا پیش ما می آیید و اقرار می کنید. اگر در حق کسی گناهی کردید و یا مالش را خوردید باید پیش همان کس اقرار بکنید و حقش را به خودش بدهید. و اگر در خلوت گناهی کردید نباید به کسی بگویید. هم گناه خودتان را و هم گناه دیگران را هر چقدر که می توانید بپوشانید. خدا ستارالعیوب است و حفظ آبرو را دوست دارد.»
آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند: «الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ»
آن کسی که در خلوت مرتکب گناهی شده است نباید بگذارد احدی گناهش را بفهمد.
[شیخ کلینی، الكافی، ج2، ص428]


برچسب‌ها: بیایید گناهان را فاش نکنیم
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 12:15 بعد از ظهر | لینک  | 

یک سوال مناسبتی



این روز بر دختران دیروز و مادران امروز مبارک...!

یک سوال مناسبتی:
«به نظر شما آیا واقعا روز دختر برای تشکر و احترام به دختران این مرز و بوم است؟!»

چند چرا:
1- چرا مادربزرگم به همه تازه عروسهای فامیل می گفت: «خدا ان شاء الله یک پسر کاکل زری بهتان بدهد!»
2- چرا «پسرا شیرن مثل شمشیرن... دخترا موشن مثل خرگوشن!»
-------------------------------------------------
پ ن:
1- در قرآن کریم مردان و زنان با القاب مساوی و همسان یاد شده اند که بر نقش و جایگاه هر یک در جامعه و مساوی بودن آنان در اصل تکلیف تاکید دارد.

«ان المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤ منات والقانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین لفروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیرا و الذاکرات اعدّ لهم مغفره و اجرا عظیما» احزاب، آیه ۳۵

«ان المصدقین و المصدقات و اقرضوا الله قرضا حسنا یضاعف لهم و لهم اجر کریم» حدید، آیه ۱۸

در بعضی از آیات قرآن می توان به برتری زن بر مرد استنباط نمود که این امر وظایف آنان را نسبت به جامعه سنگین تر می نماید.

2- دختران فرشتگانی هستند از آسمان
برای پر کردن قلب ما با عشق بی پایان
این روز بر دختران دیروز و مادران امروز مبارک...!


برچسب‌ها: یک سوال مناسبتی
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 9:4 قبل از ظهر | لینک  | 

روز دختر مبارک

 

سالروز ولادت حضرت معصومه و روز دختر بر تمام دختران ایران زمین مبارک!
.
نهال اسلام در زمانی جوانه زد که مردمان زمانش، جاهلانه ارزشی برای زن و دختر قائل نبودند؛
همان زنانی که وجودشان مقدمه پدیدآیی مردان بود.
در این زمانه دشوار فرهنگی، یکی از اهداف اساسی رسالت پیامبر اعظم(ص)، تغییر پندارهای نادرست و توجه دادن همگان به جایگاه والای زنان و دختران در جامعه بود.
این تلاش فرهنگی، پس از چند سال به بار نشست و با تولد دختری بهشتی که خداوند به پیامبر هدیه داده بود، به اوج رسید.
دختری که از مردان بسیاری گوی سبقت در فضیلت و کمال ربود و لقبی جاودانه یافت: «برترین زن هستی».
.
از برکت این کوثر الهی و به مدد الگوگیری از آن حضرت، نگاه جامعه اسلامی به زنان و دختران اصلاح شد و پس از آن، دختران دیگری یکی پس از دیگری جاده تکامل و تعالی را سپری کردند و فاطمه­گونه، پای در مسیر عصمت و پاکی نهادند که یکی از آن مهتران، فاطمه معصومه(س) دختر پاک نهاد امام هفتم و خواهر محبوب امام رضا(ع) است که به یمن قدومش، «روز ملی دختران» در ایران اسلامی بسان ستاره­ای در آسمان، در تقویم ملی درخشیدن گرفت.
.
تولدش گرامی باد!


برچسب‌ها: روز دختر مبارک
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 6:42 بعد از ظهر | لینک  | 

در مورد طرح تفکیک جنسیتی در کلاس‌ های دانشگاه...!


یه چیزی بگم؟

نمی دوم پشتِ این اقدام های که صورت می گیره، اندیشه ای هم خوابیده یا همین جوری از اسلام خروار خروار استنباط می کنن و یه نتیجۀ کذایی می گیرن و باعث می شن که آدما روز به روز از اسلام نفرتشون بیشتر بشه؟!
خداوکیلی اینجوری فکر کردین که با جداسازی کلاسای دخترا و پسرا تویِ دانشگاه‌ ها این بحث‌ ها خاتمه پیدا می کنه؟!
زِهی خیالِ باطل! یا به قولِ اون دوستمون: «زِرشک!» یا «زِپلشک!»

می دونی چرا؟ چون این جور مبانیِ تخیّلی، تو همین مسأله توقف نمی کنه که!
بله! بعد از جداسازی کلاسایِ دخترا و پسرا تویِ دانشگاه‌ ها، نوبتِ به بحث دربارۀ جدا سازیِ دخترا و پسرا تویِ کتاب‌ خونه و حیاط و راهرو و امثال اینجا‌ها پیش میاد و بعدش نوبت به ادارات و کارخونه‌ ها و بیمارستان‌ ها می‌ رسه...![این رشته سرِ دراز دارد!]
و در مراحل بعد نوبت به خیابان و بازار می‌ رسه. و لازمۀ این جریان اینه که جامعه ما به وضع صد سال قبل برگرده که محال و غیر ممکنه.
پس باید اذعان کنیم که ما خر گم کردیم،[اونم از اون چهار نعل هاش] و دنبال افسارش می‌ گردیم...!

بذار یه روایت هم برات بخونم تا فردا نگی این مصطفا این حرفا رو از جیبش در میاره!
تویِ حکمت شماره 193 نهج البلاغه اومده که امام علی(ع) فرموده:
«إنّ للقلوب شهوة و اقبالا و إدبارا فأتوها من قبل شهوتها و إقبالها و إدبارها فإن القلب إذا اکره عمی»
ترجمه ش: «دل‌ ها هم اشتها دارند گاهی رو می‌ آورند و گاهی پشت می‌ کنند. پس از جانبِ اشتهای آنها بر آنها وارد شوید چون وقتی با اکراه به کاری واداشته شوند کور و تاریک می‌ شوند.»
--------------------------------------------
پ ن:
1- اصل حلال و حرام یک بحث است و توان اجرائی ما و مصلحت کار در دوران امر بین اصرار بر اجرای فرع و در معرض خطر قرار دادن اصول است؛ که در این صورت حق تقدم با حفظ اصول است. اصل نباید فدای فرع شود بلکه در صورت تزاحم فرع باید فدای اصل شود.

2- عامل اصلی این وضعیت این است که ما نسبت به خود و نظرات و پیشنهادات خود دچار توهم شدید شده و مرتکب اشتباهات بزرگی شده‌ ایم و قیاس به نفس می‌ کنیم و می‌ خواهیم همه مردم کپی ما باشند و اگر نشوند آنها را جاهل یا منافق یا مرتد قلمداد می‌ کنیم.


برچسب‌ها: در مورد طرح تفکیک جنسیتی در کلاس‌ های دانشگاه
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 11:19 قبل از ظهر | لینک  | 

فنج محمدمیثم

 

بگو چی شده؟



پسر کوچکترم «محمدمیثم» دیروز صبح در حیاط خانه یک نعرۀ غول افکن زد که قلبِ ما از دهانمان زد بیرون! گفتیم خدایی نکرده نکنه چیزی شده باشه!
اصلاً نفهمیدم چه طوری رفتم حیاط، اونقدر زود رفتم که میگ میگ هم به پام نمی رسید!
خلاصه سرت رو درد نیارم که دوباره نگی این آخوندا بِرن بالا منبر دیگه پایین آوردنشون کارِ حضرتِ فیله!
دیدم همش داد می زنه که بالأخره فنج کوچولوم تُخم گذاشته!
منم کودکِ درونم رو بیش فعال کردم و گفتم: وااااااای میثم صاحبِ جوجه شد، و شروع کردیم به انجام دادنِ حرکات موزون تا اونجایی که اسلام اجازه داده!

یکدفه میثم همۀ ما رو به سکوت فرا خوند و با حسّی کاملاً متعهدانه و مسولانه رو به مادرش کرد و گفت:
مامان جان! امروز ناهار نذار که همّه تون مهمون منید و می خوام بِترکونم براتون!
[گرچه مامانش مقدمات ناهار رو فراهم کرده بود، ولی به احترام میثم بی خیال شد!]

دیدیم میثم رفت و نیم ساعت دیگه برگشت و تو دستاش پلاستیکی که 5 عدد فلافلِ سه قرصه و یک عدد نوشابۀ خانواده بود.

خودش رفت یه زیرانداز انداخت و سینی رو گذاشت وسط و لیوان و پارچ آورد و آویشن هم به محتویات اضافه کرد.
گفتم: بابا نوشابه ت گرمه ها!
سریع رفت و یه یخ از یخچال در آورد و خواست بشکونه که توی پارچ جا بشه.
آشپزخونه شده بود جبهه از بس ترکش های سرد از خمپارۀ یخ به سمت ما پرت می شد.
............................................
پ ن:
1- برای من دو تا فلافل خریده بود!
2- تزیین سینی و گذاشتن گل کنار فلافل ها و درخواست گرفتن عکس همه ش کارِ خودِ میثم بود!
3- چقدر حسّ و حال خوبی دارند این کودکان


برچسب‌ها: فنج محمدمیثم
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 11:52 قبل از ظهر | لینک  | 

روابط بین زن و مرد

 

نظر من!
باید از خردسالی و تربیت فرزندان به این نکته توجه داشته باشیم که روابط بین زن و مرد، محدود به روابط «عاطفی» و «جنسی» نیست.
زن و مرد فارغ از این دو محور می‌توانند و باید، با هم روابط انسانی داشته باشند و در نگاه اول، همدیگر را یک انسان ببیند. نه یک مرد یا زن.
با ترویج این نوع نگاه و نهادینه شدن آن در ذهن است که خیلی از مسائل و مشکلات اجتماعی که الان گریبانمان را گرفته، حل می‌شود.

البته فضای امروز جای بسی تأمل دارد!
و خیلی احتیاط می طلبد!


برچسب‌ها: روابط بین زن و مرد
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 8:11 بعد از ظهر | لینک  | 

جواب هم صدايي ها پليس زِد شورش نيست!

 

این ترانه را گوش بده...! به من خیلی حسّ داد...!
تصور کن...!
[جواب هم صدايي ها پليس ضد شورش نيست!]
...................................
تصور کن اگه حتي تصور کردنش سخته!
جهاني که هر انساني تو اون خوشبخته خوشبخته!

جهاني که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نيست!
جواب هم صدايي ها پليس ضد شورش نيست!

نه بمب هسته اي داره، نه بمب افکن نه خمپاره!
ديگه هيچ بچه اي پاشو روي مين جا نمي زاره!

همه آزاده آزادن، همه بي درد بي دردن!
تو روزنامه نمي خوني، نهنگا خودکشي کردن!
.
جهاني را تصور کن، بدون نفرت و باروت!
بدون ظلم خود کامه، بدون وحشت و تابوت!

جهاني را تصور کن، پر از لبخند و آزادي!
لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادي!
.
تصور کن اگه حتي تصور کردنش جرمه!
اگه با بردن اسمش گلو پر ميشه از سرمه!

تصور کن جهاني را که توش زندان يه افسانه س!
تمام جنگاي دنيا، شدن مشمول آتش بس!

کسي آقاي عالم نيست، برابر با هم اند مردم!
ديگه سهم هر انسانِ تن هر دونه ي گندم!

بدون مرزو محدوده، وطن يعني همه دنيا!
تصور کن تو مي توني بشي تعبير اين رويا!
....................................
ترانه سرا: يغما گلرويي
آهنگساز: سياوش قميشي
لینک آهنگ:
گزینه 4.
http://www.golotagarg.com/.../دانل.../


برچسب‌ها: جواب هم صدايي ها پليس زِد شورش نيست
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 10:16 قبل از ظهر | لینک  | 

 

آدم بیکار=شایعه ساز...!


.
چند مثال در ابتدا برایتان بزنم:
1- دقت کنید در این مثال:
کشاورزی که حوصله ندارد زمینش را شخم بزند، اگر فکری کند و بگوید توی زمین من گنج هست، کمی که فرصت بدهد برای دهن به دهن چرخیدن این حرف، ممکن است یک روز صبح که از خواب بیدار می‌شود ببیند زمینش شخم خورده و آماده است بذر بپاشد و کلی خوش به حالش ‌شود...!
2- حتماً شما هم مواجه شده اید که:
یک روز صبح بلند شوی و حس کنی سرت گیج می‌ رود و چشم‌ هات سیاهی. یک هفته‌ هم هست که زبان کوچکت یاری نمی‌ کند آب دهنت را قورت بدهی. بعد تلویزیون هم روشن باشد و یک کارشناس شیکِ اتوکشیده بگوید یکی از علائم اختلال در نمی‌ دانم کجای بدن شما، سیاهی رفتن چشم‌ ها و عدم توانای قورت دادن آب دهان است.
بعد تو گمان کنی که لابد همان مریضی را داری و استرس بگیری و باز نتوانی آب دهانت را قورت بدهی و هی فکر و خیال و شایعه به جانت بیفتد.
شایعه تکرار شود و زوم شوی روی آن نقطه و آب دهان‌ هایی که هر روز از زور فکر و خیال سخت‌ تر فرو می‌ روند. اگر به این افکار و شایعه سازی پر و بال بدهی بعید نیست دچار آن عارضه بشوی.
چون مغزت از این شایعه‌ سازی گیج شده و دروغ را از راست تشخیص نمی‌ دهد و ممکن است بزند همان نقطه بدن را ناکار می‌کند.
.
با توجه به این مثال ها می خواستم این را بگویم:
اصلا این شایعه تأثیر عجیبی دارد روی همه چیز.
نباید بهاء داد بهش وگرنه زمینی مفت و بی‌ مزد شخم می‌ خورد بدنی مریض.
حتی در بدن شایعه نینداز.
شایعه درست نکن! بیکاری مگر...؟


برچسب‌ها: آدم بیکار, شایعه ساز
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 9:36 بعد از ظهر | لینک  | 

 

خدایِ اخمو

 

قربة الی الله حالِ همه رو از دین و اسلام و خدا و اهلبیتش بهم زدیم!
یه لحظه گوش بده:
خدا و پیغمبر، اون چیزی نیست که ما ازشون دم می زنیم!

والله با این خدایِ اخمویی که درست کردیم!

ما گمان می کنیم می شود خدا را نشناخت،
با او ارتباطی نداشت و رفیقش نبود؛
در عین حال به دستوراتش عمل کرد!!

اما پیغمبر خدا معتقد بود:
مردم اول باید خدا را بشناسند و با او ارتباط بگیرند و مأنوس شوند و وقتی روی دندۀ رفاقت با او افتادند و او را لایق پرستش و اطاعت یافتند، به حرفش گوش کنند.
اما خدای امروز اخموست و قابلیتِ پرستش ندارد!

فتأمّل که جای تأمل بسیار است!


برچسب‌ها: خدایِ اخمو
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 8:56 بعد از ظهر | لینک  | 

 

یک مکثِ کوتاه...!



اصلا به این نکته دقت نمی ‌کنیم که اگر ما جای او بودیم، اگر شرایط او را داشتیم، اگر خانواده و جایگاه او را داشتیم و مثل او بزرگ شده بودیم، چه می‌کردیم؟
از کجا معلوم که ما رفتار بهتر و معقول‌ تری را دربرخورد با اتفاقات از خودمان نشان می ‌دادیم...!
ما گاهی یادمان می ‌رود که وقتی جای خودمان نشستیم نباید درباره رفتار دیگران، اظهار نظرهای تند داشته باشیم.
----------------------------------------
پ ن:
1- دقت کردین اکثر ما ایرانی ها وقتی می خواهیم فردی را توصیف کنیم اول از ویژگی های منفی و بد او شروع می کنیم؟!
آنقدر از بدی هایش می گوییم و می گوییم که اصلا یادمان می رود فلانی یک ویژگی خوب و مثبت که می تواند خیلی هم مفید باشد دارد.
2- کافی است یک فرد اشتباهی را در زندگی اش انجام دهد تا برای همیشه تصویر منفی از وی در ذهن اطرافیانش راجع به او شکل بگیرد، غافل از اینکه ممکن است پشت این عملکرد اشتباه، هزاران توانائی و قابلیت دیگر وجود داشته باشد که کسی به آن توجه نکرده است.
از کودکی به ما یاد می دهند نیمه پر لیوان را ببینیم، پس این همه نگاه منفی از کجا آمده؟
3- خدایا دستمان را بگیر...!
همین دیگه...!


برچسب‌ها: یک مکثِ کوتاه
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 8:52 بعد از ظهر | لینک  | 

قابل توجه خانم ها...!


چندین ساله که ذهنم رو درگیر این مسأله کردم:

من می گم با توجه به شرائطی که از جهتِ اجتماعی و فرهنگی در عصر امروز داریم که تقریبا هیچی سر جای خودش نمونده، نه در خانه داری و بچه داری و نه در نظافت و پخت و پز و نه در تهیه آب و هیزم و نان و نه بقیۀ کارها.
و با توجه به اینکه اکثر حاج خانم ها در زمانِ خودمان در سواد و معلومات و اطلاعات، کمتر از آقایون نیستند و ورودیِ دانشگاه ها و فضاهایِ علمی این رو نشون می ده!
و با توجه به اینکه تعداد قابل توجهی از خانم ها در مقام کار و کسب تجربه هم کمبودی از آقایون ندارند و همه جور کاری رو در دست گرفتند!
و با توجه به اینکه ارتباطات و فرهنگ جهانی شده و سطح توقعات حاج خانم ها به طوری بالا رفته و جهانی شده که به هیچ راهی قابل کنترل نیست و ما جبراً و قهراً زیر همین سلطۀ همین وضع قرار داریم و هیچ راهی برای کنار کشیدن از این وضعیت نداریم.

حالا با توجه به این اوضاع، یه ایده دارم:
با توجه به این فضاها و جهاتی که داریم می بینیم، اصرار و فشار برای فرار کردن از این شرائط و نگه داشتن زن در شرائط سابق هیچ نتیجه‌ ای جز ایجاد «نفرت نسبت به اسلام» در پی نخواهد داشت.
بنابراین عاقلانه تر و عملی تر از هر چیزی اینه که ما قیّم گونه با مردم برخورد نکنیم و بیشتر از این بر حفظ وضع و اوضاعِ گذشته اصرار نورزیم و مردم را به حال خودشون وا بذاریم که به تشخیص خودشون عمل کنند و مسئولیت خودشون و فرزندانشون رو خودشون به عهده بگیرند.

والسلام
و من الله التوفیق
مصطفا
------------------------------------------
پ ن:
1- [البته این مطلبم در حدّ یه دغدغه بود و دارم روش فکر می کنما]
2- کمکم کن تا اندیشه ام را در این مسأله تصحیح و تدقیق کنم!


برچسب‌ها: قابل توجه خانم ها
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 10:49 قبل از ظهر | لینک  | 

 

حسادتِ بدونِ مرز در انسان ها...!


.
حیوانات برای دستیابی به نعمات مختلف وارد میدان مبارزه و رقابت با یکدیگر می شوند اما این مبارزه جویی هر بار صرفا بر اثر کمبود غذا یا نیاز جنسی رخ می‌دهد.
به طور مثال:
دو خرس گرسنه ممکن است بر سر ماهی‌ ای که از آب گرفته‌ اند با یکدیگر بجنگند ولی همه چیز حاکی از آن است که خرس اگر سیر باشد به ذهنش خطور نمی‌ کند که طعمه را از دهان خرسی دیگر بیرون آورد، به قصد اینکه نگذارد آن دیگری سیر شود و کیف کند.
حال آنکه در مورد انسان ها قضیه فرق می کند؛ نیازهای بشری به لحاظ فیریولوژیکی حد و مرز معینی نمی‌ شناسد، به چشم می‌ بینیم که نزد انسان‌ ها سرنوشت هیچ چیز حد یقف ندارد:
هرگز نه شهرت، نه پول نه موفقیت و نه تحسین و تمجید به هر اندزه که باشد کفایت نمی‌ کند.
البته در تعبیر قرآنی هم داریم که:
«خُلقَ الانسانَ هلوعاً» انسان سیری ناپذیر خلق شده است.
و این سیری ناپذیری برای رسیدن به نامحدود که خدای متعال است، می باشد.
.
لذا همین ظرفیت نامحدود رشد نیازهاست که هم محرک اخلاقیت انسان است وهم مایه بدبختی او. عدم ارضاء نیازها بی‌تردید سرچشمه تلاش‌های خلاق است اما همچنین به احساس کمبود وعقب ماندگی دامن می‌زند.

احساس حسادت دارای دو وجه است که هر دو وجه به طور مشخص انسانی هستند:
1- یک وجه را می توان با این جمله بیان کرد «من هم همان چیزی را می‌خواهم که او دارد»
2- وجه دوم در این جمله خلاصه می‌شود «من نمی‌خواهم که او بیش از من داشته باشد»
تفاوت میان این دو جنبه حسدورزی روشن است ولی معمولاً توأم و تفکیک ناپذیر بروز می‌ کنند.


برچسب‌ها: حسادتِ بدونِ مرز در انسان ها
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 10:28 قبل از ظهر | لینک  | 

 

وقتی با کسی قهر می کنی، برنامۀ بعدیت چیه؟


.
ما بعضی از آدم‌ ها را کنار می‌ گذاریم و از آنها دور می‌ شویم؛ گاهی با اختیار، گاهی از سر ناچاری.
از کسی دشمنی می‌بینیم، ترجیح می‌دهیم از او فاصله بگیریم.
از کسی بدعهدی می‌ بینیم، ترجیح می‌ دهیم دوستی‌ مان را کمرنگ کنیم.
اما چه خوب است که آدم‌ ها را برای همیشه حذف نکنیم؛ هر چند وقت یک بار دوباره برگردیم و یک‌ بار دیگر از کنارشان بگذریم و ببینیم که آیا می‌ توان باز روی رفاقتشان حساب کرد یا نه.
هیچ چیز را برای همیشه کنار نگذاریم و خودمان را از فواید هیچ چیز محروم نکنیم.
شاید این چیزی که امروز یک گوشه‌ اش مایه آزار ماست و هزاران فایده برای ما دارد، چند وقت دیگر این یک گوشه آزاردهنده خود را دور انداخته باشد.
از این گذشته، شاید ما هم تغییر کنیم.
شاید آن خلق و خوی دوستمان که ما را آزرده، و ما چاره‌ای جز جدایی از او نیافته‌ ایم، امروز دیگر ما را نیازارد.
شاید امروز بتوانیم او را همینطور که هست بپذیریم.
شاید بتوانیم بپذیریم که کسی با این همه خوبی و با این همه ویژگی‌ های مثبتی که دارد، چه باک که یک نقطه منفی هم داشته باشد.
طبیعی است که از بعضی آدم‌ ها و بعضی چیزها فاصله بگیریم، اما کاش هیچگاه برای همیشه از کسی یا چیزی فاصله نگیریم و جایی برای بازگشت دوباره، همراهی دوباره، و رفاقت دوباره بگذاریم.
----------------------------------------
پ ن:
1- برای اینکه انسان‌ ها را بشناسیم، به روزهایی که شادند و همه چیز به کامشان است؛ نگاه نکنیم. انسان‌‌ها وقتی زیر و رو شوند، خودشان را نشان می‌ دهند، استحکامشان را و انسان بودنشان را.
در دگرگونی‌ های روزگار است که انسان شناخته می‌ شود.
2- انسان‌ ها وقتی آرام هستند، وقتی با دیگری در صلح و صفا هستند، وقتی منافعشان در خطر نیست، روی لبشان تبسم است و پایبندند به مبادی آداب. همه خوب هستند. انگار همه شبیه هم هستند. اما وقتی که اتفاقی که مطابق میل‌شان نیست رخ می‌ دهد، شبیه هم نیستند. برخی همان آدم قبلی هستند، برخی عصبانی هستند، برخی منصف هستند، برخی بی‌ اخلاق می‌ شوند.


برچسب‌ها: وقتی با کسی قهر می کنی, برنامۀ بعدیت چیه
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 10:25 قبل از ظهر | لینک  | 

 

منابعی برای حقوق والدین بر فرزندان



 حقوق فرزندان بر والدين از ديدگاه اسلام‏
حقوق فرزندان بر والدین در قرآن
وظایف فرزندان در برابر پدر و مادر چیست؟

حقوق والدین بر فرزند

حقوق فرزندان در قرآن

حقوق فرزندان
حق والدین


برچسب‌ها: منابعی برای حقوق والدین بر فرزندان
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 11:13 قبل از ظهر | لینک  | 

ستاره آسمان فقاهت

[به مناسبت سالروز وفات میرزا محمد حسین نائینی غروی]

مصطفی سلیمانی

** اشاره:

در طول تاریخ، نوآورانى ظهور كرده اند كه با ابتکارات خود، ساحت زندگى را پویا و شاداب ساخته و آن را از حالت ایستایى و پژمردگى، به سوى تحول و تكامل رهنمون شده اند.

 در میدان دین و شریعت نیز فقیهان فرزانه اى بوده اند كه با شناخت انسان و نیازهاى او و نیز شناخت پرسشهاى زمان، به سراغ دین و منابع دینى رفته اند و با مهارت، اقدام به پاسخ گویى آن نیازها كرده اند.

میرزاى نائینى، از جمله چهره هاى ماندگار تاریخ حوزه هاست كه توانست در یک برهه تاریخى، موضع مناسب با زمان و موافق با مصلحت دین و دنیاى مردم گزیند و نام خود را در ردیف احیاگران و نوآوران دین و فقاهت به ثبت رساند.

** درخشش نور:

محمدحسین در سال ۱۲۴۰ ش. ۱۲۷۷ ق. در شهر نایین و در خاندانی فاضل و محیطی روحانی و خانه‌ای پر مهر و عطوفت، قدم به عرصه گیتی نهاد و با قدوم مبارک خود آن خانه را رونق و صفایی افزون بخشید.[اعیان الشیعه، سید محسن امین عاملی، ج۶، ص۵۴]

پدر او شیخ الاسلام میرزا عبدالرحیم، از خاندان بزرگ منوچهری بود که در شهر اصفهان پدرانش - پشت به پشت - لقب شیخ الاسلامی داشتند. خاندان نایینی در اصفهان به بهره‌مندی از خوبیها شهره عام و خاص و از نظر علم و دینداری زبانزد همگان بودند و خانه ایشان در زمان بروز مشکلات پناه مستمندان بود.

** تحصیلات و اساتید:

علامه نائینی تحصیلات ابتدایی خود را در همان شهر خود آغاز کرد و بعد از مدتی در سن هفده سالگی به اصفهان رهسپار شد و در آن حوزه بزرگ تحصیل علوم دینی را ادامه داد و دروس عالی فقه، اصول، فلسفه و حکمت را از اساتید بزرگ آن دیار آموخت.

این عالم بزرگ بعد از چندین سال کسب علم از محضر عالمان اصفهان در سال 1303 هجری قمری راهی نجف اشرف شد تا از بزرگان آن سامان نیز کسب فیض کند و پس از مدتی نیز به شهر مقدس سامرّا مشرف شد تا از محضر شیرزای بزرگ استفاده کند.

مرحوم نائینی بعد از رحلت میرزای شیرازی در سال 1314 قمری به کربلا رفته و بعد از دو سال باز به نجف اشرف مشرف شد.

نائینی بزرگ، در طول این مدت از اساتید بزرگی در اصفهان و عراق کسب فیض نمود که برخی از آنها عبارتند از:

ابوالمعالی فرزند حاج محمد ابراهیم کلباسی، شیخ محمد باقر ایوانکی، جهانگیر خان قشقایی، سید محمد طباطبایی فشارکی، سید اسماعیل صدر، میرزا محمد حسن شیرازی که در حدود نه سال از دانش سرشار این عالم بزرگ استفاده کرد، آخوند ملّا حسینقلی همدانی، آخوند خراسانی و دیگر بزرگان.


برچسب‌ها: ستاره آسمان فقاهت, به مناسبت سالروز وفات میرزا محمد حسین نائینی غروی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی سلیمانی در ساعت 3:29 بعد از ظهر | لینک  |