قالب وبلاگ
آپاندیسِ قلم[مصطفی سلیمانی]
فکر نو، حس جدید، رفتاری دیگر (PEN'S APPENDIX)
لينک دوستان
پيوندهاي روزانه

سلام، خوش آمدید!

   پروفایل:1-سایت اندیشوران حوزه 2- سایت بلاگفا 3- وبلاگ دیگرم

 
آدرس فیس بوکم: مصطفی سلیمانی

 
:: سه شنبه 1391/10/12 :: :: 3:36 بعد از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::

منبرک: «حجاب چشم+حجاب تن»


.
خدای مهربان زن را ریحانه خلق کرد و مرد را عماد.
زن را گلی برای مرد و مرد را ساقه ‌ای برای زن آفرید.
زن به مرد جلال و شکوه بخشید و مرد به زن راست‌قامتی و ایستادگی؛ و هر دو مایه‌ی آرامش هم شدند.
زن رنگ شد و عطر شد تا مرد خواستنی و دیدنی شود و مرد خار شد و ریشه شد تا زن از گزند باد و بید در امان باشد.
زن جلوۀ احساس شد و مرد نماد اقتدار.
آنچه که از موهبت حیا و عفت و حجب در کاسۀ دل زن ریخته شد بیش از مرد بود. به درون رگ مرد نیز رشک و تعصب و غیرت تزریق شد.
زن در کلاس صبر و ناز و انتظار شاگرد اول شد و مرد در کلاس تمنّا و نیاز و تلاش برای وصال.
زن آموخت که چگونه دل برباید و مرد آموخت که چگونه دل به دست آرد.
بشر موجود شریفی بود. رشد و تربیت این شرافت به زن سپرده شد و صیانت و حمایت از آن به مرد.
انسان معصوم بود. عصمت در درون زن رشد یافت و مرد نگهبان خدا برای حفظ این معصومیت گماشته شد.
.
پس از خلق بشر، هر آنچه که رحمان آفرید از جنس محبت بود. از جنس عشق، از جنس زیبایی. آدمی آموخت که نیم خود را با این محبت و مهر می‌تواند به نیم دیگر پیوند زند. بشر فهمید که کمال از جنس مهربانی است و کامل بودن جز با عشق حاصل نمی‌شود.
اما مرد عصیانگر بود و سرکش. نگاه به هر سو داشت و میل به کشف و ادارک. پس حجاب چشم بر او واجب شد تا نگاهش فقط به سوی محبوب خود باشد. زن نیز چون لطیف بود و زیبا، میل به خودآرایی و نمایانگری داشت. پس حجاب تن بر او واجب شد. این شد که خداوند اول بار حجاب چشم را به سوی مرد نازل کرد و سپس حجاب تن را برای زن آفرید.
حجاب نیز آفرینشی از جنس محبت بود، چون با حجاب تمنای مرد از زن بیش از پیش شد. مرد خواهان آن چیزی بود که سهل ‌الوصول نباشد و پوشیدگی زن را دوست می ‌داشت. برای مرد آن چیزی ارزشمند بود که با تلاش و کوشش به دست آید.
اینگونه بود که در جنت‌ المأوی زن ارزشمند شد و مرد قدردان.
.
برداشت و تلخیصی از یک نوشته در «چارقد»


برچسب‌ها: منبرک, «حجاب چشم, حجاب تن»
:: سه شنبه 1393/12/05 :: :: 8:48 بعد از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::

ما مذهبی ها اسلام نیستیم...!


[به دادِ اسلام برسید]
.
بیاییم واقعا اسلام را از مسلمانی تفکیک کنیم و بیش از این به نام دین تیشه به ریشه اسلام نزنیم.
ما بنابر چه مستند شرعی یا عقلی اینگونه خود را به اسلام گره زده‌ایم، انتقاد به خود را انتقاد از اسلام معرفی می‌کنیم، معترضین به خود را معترض به اسلام و مقدسات اسلامی معرفی می‌کنیم.
در محضر خداوند چگونه ضرباتی که اینگونه به اسلام زده‌ایم را پاسخگو خواهیم بود.
.
باید دست از ادعای عصمت برداشت، باید تا دیر نشده است با مسالمت و روندی آرام شرایطی فراهم کنیم که عملکرد ما مورد نقد آزاد قرار گیرد.
اگر با سماجت بر اشتباهات خود پای فشردیم و اقشار قابل توجهی از جامعه را بیشتر از این عصبانی کردیم، آینده به نفع هیچ کس نیست.
چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید احساس می‌شود برای بسیاری از جوانان خیلی از مسایلی که برای عده ای حیثیتی است، تقدسی ندارد.
این روز‌ها هنگامی که با بسیاری از جوانان که گفتگو می‌ کنیم، خشم و نفرت آنان را نسبت به نحوه عملکرد سیاسی برخی متولیان دین را در سخنان آنان به سرعت احساس می‌کنیم.
.
اسلام به ذات خود ندارد عیبی/هر عیب که هست در مسلمانی ماست.
خداوند عالم، قادر مهربانِ مبرا از هر عیب، دینی معیوب در اختیار بشر نمی ‌گذارد.
هر عیب که هست یا از برداشت ما از آن اسلام حقیقی است و یا در عمل ماست.
اگر در باور‌هایمان صادق باشیم، عمل ناپسندی است که ناشی از برداشت‌های غیر قطعی و معیوب ما ناشی شده است و اگر صادق نباشیم آنها اعمالی است که مبتنی بر هواهای نفسانی ماست و ما خود آن را به اسلام نسبت می‌دهیم. پس بپذیریم که دیانت ما آدمیان متوسط نسبی است و هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند آنچه من از اسلام می‌فهمم و عمل می‌کنم عین اسلام است.
همه عیوب، کاستی‌ها، بد عهدی‌ها و بد اخلاقی‌هایی که انجام می‌شود کار ماست نه کار دین. ما انسانهای متوسطیم و هیچیک معصوم نیستیم. باورها، احساسات، خواسته‌ها و رفتار ما با اسلام حقیقی فاصله‌ای بسیار دارد.
.
تلخیصی از سخنان دکتر محمد نصر اصفهانی


برچسب‌ها: ما مذهبی ها اسلام نیستیم
:: شنبه 1393/12/02 :: :: 1:21 قبل از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::

اعمالِ جاهلان = نتیجۀ معکوس!


.
اگر نگاهی به تاریخ و معارفِ گذشته بیندازید، خواهید دید که:
اسلام یا به عبارت بهتر دین و دینداری همیشه از جانب جاهلان در خطر بوده است.
برخی از این افراد که به زعم خویش دغدغه دین و صیانت از دین دارند، با جهالت و نابخردی های خویش دست به انجام اعمالی می زنند که به گمان خویش به پیشبرد معنویت و اسلام در جامعه کمک می کند حال آنکه با دستان خویش تیشه به ریشه اسلام می زنند.
.
اینان نادانانی هستند که با جهل خود به چاه افتاده و عده کثیر دیگری را نیز با خود به قعر چاه می برند.
پیغمبر فرمود:
«خدا به بندگانش چیزى بهتر از عقل نبخشیده است، زیرا خوابیدن عاقل از شب بیدارى جاهل بهتر است و در منزل بودن عاقل از مسافرت جاهل (به سوى حج و جهاد) بهتر است.»[اصول کافی ترجمه مصطفوی ج1]
.
یکی از قوانین و چهارچوب های اسلام برای صیانت و حفظ ارکان دین، امر به معروف و نهی از منکر است، این امر خطیر شرایط ویژه ای دارد که برای عامل آن، آگاهی از این شرایط از اهم واجبات است و تخطی و سهل انگاری در اِعمال آن خسارات جبران ناپذیری با خود به همراه داشته و ممکن است نتیجه ای معکوس دهد.


برچسب‌ها: اعمالِ جاهلان, نتیجۀ معکوس
:: سه شنبه 1393/11/21 :: :: 10:32 بعد از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::
منبرک دوم دعا


تا پازلِ دعا ردیف نشه، اجابت معنا نداره


.
به نام او که درست و حسابی نمی شناسیمش!
خدای باحال و مهربون، هیچ وقت سرعتِ در برآورده شدنِ حاجات رو فدای به هم ریختنِ مصلحت و نظم زندگی بنده اش نمی کنه. یعنی تحتِ احساسات و جوّی که ما می دیم قرار نمی گیره و اون چیزی که برامون خیر باشه رو ردیف می کنه.
هر وقت سرعتِ در برآورده شدنِ حاجات با مصلحتی که خدا برای کلِّ جریان زندگی و پازل زندگی ما آدم ها در نظر گرفته، تناقض داشته باشه و جور در نیاد، اجابت شکلش عوض می شه؛ یعنی یا به تأخیر می افته یا نوعش عوض می شه...!
.
حالا اگه اجازه بدید می خوام دست رویِ چند تا نکتۀ مهم بذارم:
1- شرایط رو ok کن بعد!
خودت یه نگاه بکن! بعضی از دعاها که هنوز وقتش نرسیده، سریع اجابت نمی شن. زمان لازمه تا به بهترین شکلِ ممکن و در عالی ترین شرایط و زمان ها محقق بشه. یعنی گاهی اجابتِ دعا تویِ همون لحظه مشکلاتِ دیگه ای رو برای آدم درست می کنه و بهتره که در زمان خودش مستجاب بشه و به همین دلیل اجابت مدتی عقب می افته.
مثلاً یه جوون 20 ساله که یه زانتیا می خواد، خبر نداره که براش زوده این ماشین!
.
2- حواسمون باشه که برآورده شدنِ حاجات، مثلِ یه پازل می مونه که باید همۀ قطعه ها کنارِ هم جور بشن تا بشه گفت که تصویر کامله.
قضیۀ همون بنده خداست که تویِ بانک حساب باز نکرده بود و همش دعا می کرد که تویِ قرعه کشی برنده شه! ‎grin emoticon‎
.
3- شرطِ مهم اجابت دعا، ایمان به قدرت خدایِ متعال در برآورده شدن حاجات هستش. یعنی باید یقین داشته باشیم که خدا از پَسِ دعاهایِ ما بر میاد! خلاصه باید این دعا کننده که توقع اجابت داره، به خدا و قادر بودنش ایمان داشته باشه.
به جونِ خودم یقین داشته باشی که خدا برآورده می کنه، کار تمومه!
.
و آخرین مطلب هم اینکه:
نباید فراموش کنیم که یه وقتایی برآورده شدن برخی حاجات، به نفع ما نیستش و این لطف خداست که برخی دعاهای ما را مستجاب نمی‌ کنه! حتماً برایِ شما هم پیش اومده یه جاهایی که گفتید: خدا جون دمت گرم که اون خواستۀ منو ندادی!
.
این منبرک هم تموم شد! همه رو دعوت می کنم به شیر بستنیِ خوشمزه!


برچسب‌ها: تا پازلِ دعا ردیف نشه, اجابت معنا نداره
:: شنبه 1393/11/18 :: :: 0:23 قبل از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::
منبرک اول دعا


چرا دعاهامون مستجاب نمی شه؟!


.
خب می خوام دوباره در موردِ یه موضوعِ خاص، پنج تا منبرک بنویسم.
موضوعی که قراره پنج شب خدمتتون باشم، در مورد دعاست.
برای امشبم می خوام در مورد این جوابِ به ظاهر کلیشه ایِ «مصلحت و حکمت» یه چیزایی عرض کنم.
این سوال رو زیاد ازم می پرسن که: «حاج آقا! می خواستم بپرسم چرا خدا گاهی اوقات دعامون رو مستجاب نمی کنه!؟»
.
خب منبرک امشب رو یه مقدار باز کنم تا مطلب بیاد دستتون.
ببین یه وقتایی دیدی که از بابا جونت یه چیزی می‌ خوای اما به خاطرِ اینکه مقدور نیستش و یا مصلحت نیستش، براتون فراهم نمی‌ کنه؛
ولی در عین حال حواستون به جوابِ مهربونانۀ بابا هستش و می‌ دونید که به شما توجه داره و این خودش خیلی مغتنمه...!
حالا وقتی ما از خدای مهربون چیزی می‌ خوایم، باید بدونیم که خواسته و سوال ما رو می‌شنوه و جوابِ مهربونانه اش کمتر از پدرمون نیست و اگه احیاناً دعا و درخواستی رو اجابت نمی‌ کنه، حکمت و مصلحتی تویِ کارش هستش؛ یعنی زمان و امکانات دیگه ای که باید برای رسیدن به اون مقصد فراهم شه، فراهم نشده...!
یا ممکنه موانع دیگه ای بر سر راه اجابت دعا باشه که اونا رو باید درستش کنیم.
لازم نیست قاطی کنیم و به خدا بگیم که: «مگه ازت چیزی کم می شه فلان چیز رو بدی!!» بلکه باید بهش بگیم: «اگه صلاحم بود و حکمتت گذاشت، بهم بده!!»
.
یه داستان واقعی بگم! یه بار پسرم میثم کلید کرده بود که برای پوست کندنِ سیب، خودم باید با چاقو به جونش بیفتم! مامانش گفت دستتش رو می بُره نمی خواد!
منم مثلاً خواستم به بچه استقلال داده باشم، گفتم بی خیال، باشه خودش پوست بکنه!
چشتون روز بد نبینه، دستش رو چنان بُرید که...!
گذشت! میثم دوباره از مامانش چاقو خواست ولی مامانش دیگه بهش چاقو نداد! و از نگاهِ میثم، اون یه مامانِ بد بود! ضمناً قاطی کرده بود و خونه داد می زد: «من دیگه این مامانو نمی خوام! باید به بابا بگم که یه مامان دیگه بخره!!» ‎kiki emoticon‎
.
خب فکر کنم برای امشب و شروع بحث کافی باشه.
بفرمایید قهوۀ تلخ!


برچسب‌ها: چرا دعاهامون مستجاب نمی شه
:: چهارشنبه 1393/11/15 :: :: 11:35 بعد از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::
برای خوندش دوست دارم وقت بذاری و فکر کنی!


[منبرک انتخاب دین!]


اشتباهِ افتضاح بهتر از انتخابِ دیکتاتوری...!


.
داشتم خودم رو سرزنش می کردم که چرا چند روزه هیچ پستی نذاشتم که یهویی به ذهنم خطور کرد یه بحثی از شهید مطهری رو در مورد «انتخاب راه و آزادی» خدمتتون تقدیم کنم:
ببینید! اینکه بزرگان می فرمایند که: نباید شخصی رو برای قبول کردنِ دینِ خاصی مجبور کرد، منظورشون این نیست که بقیۀ ادیان و مسلک ها حقّ یا حجّته!
حرف سرِ اینه که باید برای آزادیِ آدما تویِ انتخابِ دین ارزش قایل شد و مبادا که انگ و برچسبی زده بشه و الفاظِ آلرژی زایِ بی موقعِ «حرام و جایز نیست و کافر و مرتد و مفسد و...» گفته بشه!
چون خداوکیلی سرِ هر مسأله ای وقتی پایِ اجبار میاد، آدم هنگ می کنه و یه جوری می خواد از زیرِ قضیه دَر بره! و تاریخ برایِ هممون ثابت کرده که اجبار هیچ وقت ثمرۀ خوبی برامون نداشته! اصلاً انسانی که اختیار نداشته باشه، از دایرۀ آدمیزاد جماعت خارجه!
.
شهید مطهری تویِ مجموعه آثار، ج1 (عدل الهى)، ص277 می فرماد که:
«درست است كه در دين، اكراه و اجبارى نيست؛ «لا إِكْراهَ فِى اَلدِّينِ»، ولى اين سخن به اين معنا نيست كه دين خدا در هر زمانى، متعدد است و ما حق داريم هر كدام را كه بخواهيم، انتخاب كنيم؛ چنين نيست. در هر زمانى، يك دين حق وجود دارد و بس. هر زمان پيغمبر صاحب شريعتى از طرف خدا آمده، مردم موظف بودهاند كه از راهنمايى او استفاده كنند و قوانين و احكام خود را چه در عبادات و چه در غير عبادات، از او فراگيرند؛ تا نوبت به حضرت خاتمالانبياء رسيده است. در اين زمان، اگر كسى بخواهد به سوى خدا راهى بجويد، بايد از دستورات دين او راهنمايى بجويد.»
.
اما اون چیزی که برایِ امشبت دارم جملۀ دیگه ای از شهید مطهری هستش که انصافاً جایِ تأمل داره! ایشون تویِ یادداشت هاش، جلد1 صفحۀ 208 می فرماد که:
«معتقدیم اگر بشر راه و هدف خود را با آزادی انتخاب کند؛ هرچند صدی، پنجاه و یک (51%) بلکه صدی، نود و نه و نیم (99/5%)، اشتباه کند، ترجیح دارد بر اینکه دیکتاتور، ولو دیکتاتور صالح، صد درصد مصلحت او را برای او انتخاب کند.»
______________________________
پ ن:
 فتأمل که جای تأمل بسیار است!


برچسب‌ها: اشتباهِ افتضاح بهتر از انتخابِ دیکتاتوری
:: پنجشنبه 1393/11/09 :: :: 11:43 بعد از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::
منبرک «زندگی»(1)


«دوستت دارمِ» یه مرد

 

هیچ وقت از دل زنش بیرون نمی‌ ره


نظرت رو نه من، بلکه بقیه هم می خونن و استفاده می کنن!


.
می خوام بگم که گاهی یه سری فرمایشات از پیغمبر و اهلبیت می شنویم، ولی روشون تأمل نمی کنیم و بعضی وقتا نعوذبالله فکر می کنیم یه کلامِ سطحی هستش!
قبل از اینکه بدونی در موردِ چی می خوام حرف بزنم، چد تا سوال ازتون می پرسم. دوست دارم یه مقدار روشون زوم شی تا با همدیگه به سر منزلِ مقصود برسیم:
ببین!
به نظرت می‌ شه هسته را از أتم جدا کنی و انفجار صورت نگیره؟!
می‌ شه ریشه رو از خاک بیرون بیاری و گُل خشک نشه؟!
می‌ شه پوست رو طوری از بدن جدا کرد که خون جاری نشه؟!
می‌ شه از آدم سایه رو گرفت، مگر اینکه بمیره و بی‌ جسم شه؟!
می‌ شه اکسیژن رو از آب گرفت و هنوز انتظار آب بودن ازش داشت؟!
می‌ شه دل رو از سینه بیرون بیاری و باز توقع پُمپاژِ خون داشته باشی توی رگ‌ ها؟!
می‌ شه یخ رو گذاشت جلوی خورشید و خواست که تبخیر و نابود نشه؟!
.
خب حتماً تو دِلت می گی که: «حاج آقا! داری غِیب می گی یا قاطی کردی!!»
بله منم با همۀ بیلمَزیم اینا رو می دونم که جوابِ همۀ این سوالا: «نمی شه!» هستش!
پس قبول داری که بعضی چیزا را نمی‌ شه از بعضی چیزا جدا کرد و بیرون برد!
حالا بذار یه سخن از اهلبیت برات بگم:
رسول گرامی اسلام فرمودند: اگر مردی به زنش بگوید دوستت دارم، این جمله تا ابد از دل زن بیرون نمی رود...!
پس آهای آقایون!
«دوستت دارمِ» یه مرد هیچ وقت از دل زنش بیرون نمی‌ ره...
حالا اگه دوستت دارم رو گفتی، وقتی بخوای اون رو پس بگیری انگار بخوای هسته‌ ای رو از اتم جدا کنی، ریشه‌ ای رو از خاک، پوستی رو جدا کنی، سایه رو بگیری و...!
همین الآن اقدام کن...! بهش بگوووووووووووووووو: «دوستت دارم!»


برچسب‌ها: «دوستت دارمِ» یه مرد هیچ وقت از دل زنش بیرون نمی‌
:: جمعه 1393/11/03 :: :: 11:25 قبل از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::
منبرک زنان:


زَجرِ تاریخیِ زنان که منجر به عقایدِ افراطی

 

 

مخالفِ فطرتِ زنان می گردد...!


[داری مطلبو؟!
این روزا طرفدارایِ حقوق زن ها یه جوری حرف می زنن که انگاری در طول تاریخ هیشکی به فکر زنان نبوده!]
.
یه بحثی هست که خیلی وقته ذهنم رو داره مُور مور می کنه و اون اینه که:
اگه یه نگاهِ نه چندان عمیق به نظریاتِ روانشناسیِ امروز و به قولی نوین داشته باشیم، متوجه می شیم که این حرفایِ مثلاً سوسولیِ روشنفکرانه، خیلی وقت پیش ها، توسط بزرگان دینی مون بیان شده و اگر از اونها بی خبریم و یا اجراش نمی کنیم، مقصر خودمون هستیم و بس...!
خب حالا می خوام به چند تا از اون حرفایِ اون بزرگواران اشاره کنم:
1- دوست دارم این جمله رو با دقت بخونید:
«عشق به همسر گرما بخش و انرژی زاست، با اِعلام این عشق به او، قلب وی را تسخیر کنید. دوستت دارم، جمله ای که هیچ گاه از قلب زن بیرون رفتنی نیست، همسر خود را از این کلام آتشین محروم نسازید!»[وسایل الشیعه، ج14، ص10]
حالا این جمله رو قبل از اینکه بدونی مالِ کی هست، بیاید با همدیگه تحلیل و بازش کنیم:
انصافاً کسی که این جمله را گفته، روان شناسی زنان رو حرفه ای می دونه و تأثیر ابراز محبت تویِ ماندگاری یه رابطۀ زناشویی رو می شناخته.
داداش من! خواهر من!
این جمله متعلق به یه مکتب روان شناسی نوظهور نیستش که! جمله ایه که پیغمبر مهربانی ها، هزار و اندی سال قبل دربارۀ برخورد با همسر، به مردان سفارش کرده.
2- اصلاً یه مثال دیگه برات می زنم:
جونِ من به این سوالا تویِ ذهنِ خودت جواب بده!
تعریف شما از بهترین مرد چیه؟ مردی که درآمد خوبی داشته باشه؟ مهربان باشه؟ به خانواده اش توجه کنه؟ موقعیت اجتماعی خوبی داشته باشه؟ چقدر یا این حرف ها موافقی؟!
می دونی نظرِ اسلام در این مورد چیه؟
خب یه چند تاشو می گم برات:
الف- «بهترین مردان امّت من كسانى هستند كه نسبت به خانواده خود خشن نباشند و اهانت نكنند و دلسوزشان باشند و به آنان ظلم نكنند.»[مكارم الأخلاق، ص216]
ب- «بهترین شما كسى است كه براى خانواده اش بهتر باشد، و من از همه شما براى خانواده ام بهترم. زنان را گرامى نمى دارد، مگر انسان بزرگوار و به آنان اهانت نمى كند مگر شخص پَست و بى مقدار.»[ نهج الفصاحه، ص472، ح1520]
ج- «نشستن مرد پیش زن و فرزندنش، نزد خداوند محبوب تر است از اعتکاف در این مسجد من.»[وسائل الشیعه، ج15، ص175]
.
آخرشم بگم که:
با یه نگاه ساده به این چند تا جمله، می تونیم به یه نتیجه گیری کاملاً منطقی برسیم:
جملات بزرگان ما و کتاب دینی ما تنها برای خواندن نیستن، مثل نسخۀ پزشک که اگه از روش بخونی، بیماریت درمون نمی شه. باید بخونی، داروها را بخری و به موقع مصرف کنی.
حرف خیلیه! فعلاً همین دیگه!


برچسب‌ها: زَجرِ تاریخیِ زنان که منجر به عقایدِ افراطیِ مخالف
:: یکشنبه 1393/10/28 :: :: 1:54 قبل از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::

جزوه اخلاق و تربیت اسلامی

 

*** آسیب های دوستی قبل ازدواج:

یكی از انگیزه های ارتباط پسران و دختران جوان قبل از ازدواج، ایجاد فرصتی برای شناخت بیشتر از یکدیگر است. آنها تصور می کنند که این دوستی فرصت مناسبی برای شناخت کامل فرد مقابل و در نتیجه موفقیت در ازدواج و زندگی آینده شان است در حالی که در اکثر موارد در کنار این ویژگی های به ظاهر خوب مشکلات عدیده ای برای افراد درگیر در آن به خصوص برای دختر و پسر پدید می آورد که در ذیل به بررسی برخی از آنها می پردازیم.

- وابستگی
 نیاز به محبت ورزیدن و مورد محبت واقع شدن در دوران جوانی به اوج خود می‌رسد. از این رو افراد در این دوران به سرعت عاشق می‌شوند. پس از مدتی علاقه ابتدایی بین دو نفر شدت می‌یابد و كم‌كم دو طرف به یكدیگر وابسته می‌شوند. این وابستگی در بسیاری از موارد، آفت بزرگی برای زندگی آن‌هاست. برای نمونه به علت وابستگی شدید آن‌ها در تمام اوقات شبانه روز در فكر فرد مقابل هستند.


ادامه مطلب
:: یکشنبه 1393/10/21 :: :: 0:18 قبل از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::
منبرکِ سوم: «تربیت فرزند»


[تنبیه بدنی کودکان = بی اعتباری والدین]


.
خب به نام خدایی که در موردش فقط بد حرف زدیم و می زنیم!
حتماً شماها هم مثلِ من دیدید والدینی رو که دستِ بِزن دارن و حسابی دست رویِ بچه هاشون بلند می کنن!
وقتی پایِ درد و دلِ اینجور مامان و باباها می شینیم، می گن که: «تنها راهِ تربیتِ بچه ها، تنبیه و کتک کاری هستش!»
اما حرفم اینه که می شه به جای تنبیه و کارهایِ خشونت آمیز(سیلی، مُشت و لگد، کمربند زدن، قاشق داغ زدن)، راه بهتری رو پیدا كرد. چون تنبیه بدنی عوارض زیادی تویِ رفتار و روحیۀ بچه ها یادگاری بجا می ذاره!
.
اما این رو بگم که خیلی از والدین، عمداً دست به تنبیه بدنی نمی زنن. معمولاً اون موقعی دست بکار می شن كه كنترل خودشون رو از دست می دن یا احساس ناامیدی می کنن!
.
حالا یه آمار بهتون می دم که:
عمدۀ والدین حداقل یه بار هم که شده دست بکار شده و یه حالی به گوش و صورت بچه هاشون دادن! و فرزندشون رو تنبیه بدنی كردن یا اقلّکندِش احساس كردن که بچه شون به یه فقَره كتك مفصل احتیاج داره.
اما حالا خداوکیلی چرا این قدر پدر و مادرها از تنبیه بدنی استفاده می كنن؟ شاید بگید که: چون مؤثره! ولی واقعیت اینه كه اگه تنبیه بدنی مؤثر باشه، فقط و فقط تویِ كوتاه مدت تأثیرگذاره و بس...!
.
داشتم در این زمینه کتاب می خوندم که دیدم: یه تحقیق وسیع در مورد آثار و عوارض تنبیه به عمل اومده که خلاصه ش می گه:
«هر قدر که كودك بیشتر تنبیه بشه، احتمال بروز رفتار پرخاشگرانه در او بیشتر می شه. ضمناً اینجور بچه ها، خیلی موقع ها رفتارهای نادرستی مثل دروغگویی، حقه بازی و آزار و اذیت دیگران رو از خودشون نشون می دن! تازه بچه هایی كه با تنبیه بزرگ شدن كمتر درست و نادرست رو از هم دیگه تشخیص می دن!»
.
آی باباها و مامانا!
منم درک می کنم که خیلی غیر طبیعی نیستش مادری یا پدری بعد از یه روزِ پرکار تویِ خونه یا سرِ کار، از رفتارِ بدِ بچه هاش، عصبانی و خشمگین بشه و از کوره در بره!
اما نکتۀ این منبرکم اینه که: خشونت از دیدگاه روان شناسی یعنی ناتوانی تویِ کنترل خشم. باید قبول کنیم که: خشونت و تنبیه بدنی، نمایانگر ضعف و درماندگیِ ماها در مقابله با مشکلات و کنترل خودمونه و بدیهیه کسی که از کنترل حالات خودش ناتوانه، فرد قدرتمند و موفقی تویِ زندگی نمی شه!
.
آخرش بگم که:
خیلی از محققان این حرف رو قبول کردن که: بچه هایی که در دوران جنینی با مادری آرام، شاد و بامحبت زندگی کرده، تویِ مراحل بعدی زندگیشون، افرادی بودن که کمتر با خلاء های شخصیتی مواجه شدن.
نکته رو گرفتی؟!
وقتی کارشناسان بر این عقیده هستن که نوزاد تویِ دوران جنینی، معنایِ کلمات محبت آمیز و معنای خشم و عصبانیت رو حس می کنن، حتماً باید توجه داشت که بعد از تولد یه نوزاد و تویِ دوران کودکی، چگونه باید باهاش رفتار کرد....!
.
خب برایِ امشب بسه فکر کنم
منبرکِ بعدی دربارۀ رفتار مناسب به جای تنبیه بدنی هستش!
چون ساعت گذشته به صرفِ کله پاچه[یا به قولِ قمی ها: «کَلَپچ»] در خدمتیم!


برچسب‌ها: [تنبیه بدنی کودکان, بی اعتباری والدین]
:: جمعه 1393/10/19 :: :: 9:23 قبل از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::

منبرک: «به بهانۀ نهم ربیع الاول»


[عیدالزهرا(س)، بهانه ای برای زهرایی شدن!]


خیلی دوست دارم این مطلبم پخش بشه! قبول داری؟!
.
خب با توجه به جوّهایِ موجود، بر خودم لازم دیدم که یه بحثی رو خدمتِ دوستان عزیز در موردِ نهم ربیع الاول مطرح کنم.
ابتدایِ بحث در مورد حدیثی که به نامِ «رُفع القلم» مطرح شده نکاتی رو عرض کنم.
مضمون حدیث اینه که خدای حکیم به مناسبت «عید الزهرا» تا سه روز به ملائکش دستور می ده که گناهان بندگانش رو ننویسن!
اولاً: سند روایت ضعیفه، برایِ همین نمی تونه ملاکِ عمل قرار بگیره! ینی اصلاً دیگه لازم نیست در موردِ محتوا و مضمونِ این روایت خودمون رو به آب و آتیش بزنیم!
دوماً: اگه این مسأله رو ندید بگیریم و کاری به سندِ این حدیث نداشته باشیم، یه چیزایِ دیگه هست که اجازه نمی ده این روایتِ جعلی رو قبول کنیم؛ به چند تاش اشاره می کنم:
ببین کجا رو می گم! خدایی که پیامبراش رو بفرسته، اماماش رو بفرسته و اینا برای تثبیتِ تکالیفِ الاهی و جا انداختن یه فرهنگ، همه نوع سختی و اسارت و شکنجه و شهادت را متحمل بشن؛ بعدش بیاد تویِ سه روز زیرِآبِ همۀ حرفهای خودش رو بزنه!!
به نظرِ من که این خدا اصلاً OK نیستش! برایِ اینکه این جور کاری رو یه آدمِ معمولی نمی کنه، چه برسه به یه خدایِ حکیم!
اگه یه ذرّه عقل رو به کار بندازیم، متوجه می شیم که ظاهر این روایت، مخالف قرآن و سنته!
.
یه چیزی هم بگم که:
داغ بازی در نیار و به من نگو که حاج آقا شما مخالفِ لعن و برائت هستی!
نه داداشِ من! هیچکی نمی تونه منکر لعن تویِ آموزه هایِ دینی باشه. دشمنانِ خدا و ظالمین خیلی جاها موردِ لعن و نفرینِ آدم حسابی ها و اولیاء شدن. اما حواسمون به این باشه که:
1- لعن با کینه توزی خیلی فرق داره. ما هر کسی رو که لعن می کنیم، در واقع باهاش هیچ مسالۀ شخصی نداریم.
لعن ینی اعلانِ برائت و بیزاریِ ماها از اعمال و رفتارِ اون ملعون! در واقع ما با مریض و معتاد مشکلی نداریم بلکه با مرض و اعتیاد مشکل داریم!
بخوام درست و درمون برات بگم: «لعن، تجلّیِ بُغضِ فی الله هستش و بغضِ فی الله هیچ سنخیتی با کینه توزی نداره!»
2- معارف دینیِ ما، مثلِ یه نقشه و مجموعۀ در هم تنیده هستش. همونطور که لعن می کنیم، باید تواضع هم داشته باشیم، ینی: «من شمر را لعنت می کنم، اما احساس نمی کنم که از اون بهترم و حتما عاقبت بخیر خواهم شد!»
خلاصه دلم برات بگه که: «لعنِ با تواضع از معجزات فرهنگی اسلام هستش!»
3- اما یه چیزِ مهمِ دیگه هستش که نشون می ده ما چقدر از اهلبیت و رفتارشون دوریم: «اگه به مرام و سیرۀ اهلبیت(ع) یه دقتی بکنیم می فهمیم که می شه لعن و نفرین کرد اما دعوا نکرد!»
باید ببینیم که اون بزرگوران چه جوری و با چه کیفیتی رفتار می کردن که حتی یه دعوا درست نشده!
.
آخرش بگم که:
عزیز من! برادر من!
عید زهرا(س)، روزیه که باید دست به دامنِ مرام علی بشیم؛ نه اینکه خدایی نکرده، بهانه ای برایِ بداخلاقی باشه!
با این همه فحش های رکیک و یه سری رفتارها که آدم شرمش میاد بگه، چقدر زشت و بد هستش که اسمِ اهلبیت(ع) و حضرت زهرا(س) رو هم روش بذاریم و ازش به عنوانِ صاحب مجلس دعوت کنیم!
به نامِ جشنِ اهلبیت(ع) هر کاری رو نکنیم! اهلبیت(ع) رو به زور تویِ گناهانمون شریک نکنیم!
عیدالزهرا(س) باید فرصتی برایِ رشد باشه نه آزادی بی بند و باری و لا ابالی گری!
نظر شما چیه؟!


برچسب‌ها: به بهانۀ نهم ربیع الاول, عیدالزهرا بهانه ای برای زهرایی شدن, عمرکشون, حدیث رُفع القلم, تولی و تبری
:: پنجشنبه 1393/10/11 :: :: 0:57 قبل از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::

باید از ظالم کناره گیری کرد...!



احتمالاً این جمله را شنیده اید:
«چرخِ ظالمان، همیشه به واسطه حضور مظلومان می چرخد..!»

در همین زمینه مرحوم آیت الله بهجت، جملات زیبایی دارند:
1- «عمل به قرآن، یعنی اینکه از ظالم کناره گیری کنیم و ظالم را لعن کنیم و از او تبرّی بجوییم!
ولی عمومِ ما مسلمانان، یا خود ظالم هستیم، و یا با ظالم هم پیمانیم...!»

2- «اگر راست می گوییم که قرآن سلاح است، پس چه احتیاج به سلاحِ دیگر؟
اگر به قرآن عمل می شد، آیا این همه بین مسلمانان جنگ و خونریزی می شد؟!
با قیمت نفت سلاح تهیّه می کنیم و به جان هم می افتیم و برادر کُشی می کنیم...!»

منبع:
[در محضر بهجت(ره)، محمدحسین رخشاد، کتاب دوم، نکتۀ 615، ص14-15]
---------------------------------------
پ ن:
1- استاد امجد:
«با دین بازی نکنیم!
از انتقاد بدمان بیاد، مُشرکیم!
رسانه ها باید در اختیار مردم و آزاد باشد!
آیت الله بودن به عمّامه نیست!»

2- متأسفانه دینی درست کردیم که دست و پایِ ما رو برایِ فکر کردن بسته!
در حالی که:
دین اساس و محورش برایِ فکر کردن هست!
اصلاً بندگی یعنی تفکّر...!


برچسب‌ها: باید از ظالم کناره گیری کرد
:: یکشنبه 1393/10/07 :: :: 9:34 قبل از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::

جوان از نظر افكار و تمايلات


[نگاهی به دغدغه های تربیتی مرحوم محمدتقی مجلسی، به مناسبت سالروز رحلت ایشان]

مصطفی سلیمانی
** اشاره:
بی شک تسلّط بر سخن و چیره دستی در خطابه یکی از موهبت هایی است که خدای متعال نصیبِ هرکس نمی کند. اگر خطیبی این هنر را با علم و دانش و ژرف نگری بیامیزد، کلامی سراسر جذّاب و هدایت گر می آفریند. استاد مسلَّم سخن، جناب مرحوم محمد تقی فلسفی یکی از این نمونه ها بود که سخنوری و دانشوری در وجودش ممزوج شده بود و سخنش را حلاوت می بخشید. خطابه های او به گونه ای بود که هم مردم عادی سود می جستند و هم اهل فکر و اندیشه از آن توشه ها می چیدند. وی با ذهنِ کنج کاو خود نیازهای جامعه را به خوبی درک کرده بود و با مطالعه و اندیشه در خصوص آن ها در قالبِ کلام و سخن به طرح آن ها می پرداخت.
مرحوم فلسفی نمونه و الگوی بسیار برجسته ای برای همه سخنوران و دانشوران متعهد بود که باید بیش تر به جامعه ـ خصوصاً نسل جوان ـ شناسانده شود. در این مقال گوشه هایی از دغدغه های تربیتی آن استاد فرزانه را پیرامون جوانان مرور می کنیم.


برچسب‌ها: جوان از نظر افكار و تمايلات
ادامه مطلب
:: شنبه 1393/10/06 :: :: 0:4 قبل از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::
منبرکِ دوم: «تربیت فرزند»


كنترل روابط زناشویی در برابر دیدِ كودكان!


.
خب، به نامِ خدایی که مثلِ ما آدما، دنبالِ حال گیری و عقده گشایی نیست!
امشب هم منبرک برقراره. بحثم مربوط به بزرگ ترها و رعایت یک سری مسایل پیشِ بچه هاست!
همونطور که همه می دونید: در روزگار ماها عموماً خونه ها آپارتمانی و كوچولو شده‌ و از اون خونه هایِ بزرگ، باصفا و حوض دار خبری نیست. خونه هایِ كوچولو هم، اتاق‌ هایِ كوچولو و یه خوابه دارن که باید والدین با فرزندانشون اونجا بخوابن!
بذارید اولِ بحث، یه مطلبی رو عنوان کنم که متأسفانه بعضی از بزرگ ترها فکر می کنن تا اون موقع كه فرزندشون كم ‌سنّه و هنوز بالغ نشده، قدرتِ تحلیل نداره؛ برایِ همین جلویِ بچه ها، حرف هایِ جنسی و جوک هایِ هیجانیِ ضایع مطرح می ‌كنن؛ برایِ همدیگه love می ترکونن! اینجوری فکر می کنن که اگه بچه خواب باشه یا حواسش به یه چیزِ دیگه ای باشه، متوجه اینجور روابط نمی شه و از اون چیزی سر در نمی آره!
یادِ جمله ای از مرحوم آیت الله بهجت افتادم که می فرمود: «بچه ها به خاطرِ فطرتِ پاک و دست نخورده ای که دارن، چیزهایی رو می بینن و می شنون که بزرگ ترها نه می بینن و نه می شنونن!» پس باید حواسمون باشه که بچه ها رو دستِ کم نگیریم!
تازه، بنا به گفتۀ روانشناسان، سه تا شش سالگی اوج كنجكاویِ بچه ها در مورد مسائل جنسی هستش. ینی اینکه بچه ها تویِ این سن، روابط جنسی رو می فهمن و تصویرها و صحنه ها رو تویِ ذهنشون به یادگار نگه می دارن و به صورتِ یه احساسِ متفاوت همش بهش فکر می کنن که ممکنه حتی پدر و مادر هم در جریانش نباشن! بچه ها تویِ این سن متوجه بدن خودشون و تفاوت‌ های جنسیتی می‌ شن و حتی تویِ این فضا به مقایسۀ اندام خودشون با والدین می‌پردازن.
ممکنه برگردی و بهم بگی که: «بچه ها که تویِ این سن تمایل جنسی ندارن، پس داغ بازی در نیار و حساس نشو! یه خورده روشنفکر باش و بذار بچه ها عادت کنن!»
بله، اما حواستون به بیدار شدن میل جنسیِ كاذب باشه. لذّتِ بچه ها از تمایلاتِ جنسی تویِ این زمان با لذت بزرگترها متفاوته و بیشتر جنبۀ كنجكاوی داره كه اگه كنترل نشه، ممكنه دامنه‌ دار بشه و به عاداتِ بدِ جنسی تبدیل بشه.
تویِ احادیثِ اهلبیت هم مفصل به رعایتِ حریم در روابط زناشوییِ پدر و مادر و كنترل رفتارهای جنسی اشاره شده.
آسیب‌ شناسان می گن که: دیدنِ صحنه های جنسی توسط کودکان، نوعی كودك ‌آزاریِ جنسی محسوب می شه. چونکه به نوعی اطلاعاتِ نامربوط و اضافه ‌ای بهشون القا می‌ شه كه نباید تویِ اون سن وسال ازش مطلع بشن!
خلاصه جونم برات بگه که:
پدر و مادری که در حضورِ فرزندانشون مسایل جنسی رو مراعات نمی کنن، نه تنها در حق فرزندانشون خیانت می کنن بلکه مرتکبِ بزرگترین جنایت می شن! چون موجبِ این می شن که بچه ها تحریک بشن و غریزۀ جنسی شون زود بیدار شه که عاملِ انحرافاتِ اخلاقی می شه!
آخرش یه راهکار برایِ خونه هایِ کوچولو بگم که:
اگر شرایط 0K نبود و فضایِ سالنِ خونه هم كوچولو بود، یه جوری با زدنِ پرده و دیوار پیش ساخته یا درب هایِ چوبی و فلزی آماده، موقعیت رو برای روابط جنسی درست کنید.
.
خب ببخشید این مسایل رو مطرح می کنم دیگه. دیدم لازمه گفتنش!
امشب هم به صرفِ سوهانِ خوشمزۀ قم همراه با چایِ زعفرانی در خدمتتون هستیم.  شما هم نظرتون رو بگید تا استفاده کنیم.


برچسب‌ها: كنترل روابط زناشویی در برابر دیدِ كودكان
:: جمعه 1393/10/05 :: :: 11:57 بعد از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::
منبرکِ اول: «تربیت فرزند»


[روشِ پاسخ به سوالات و رفتارِ جنسیِ کودکان!]


.
به نام خدایی که از نظرِ ما شورِ مهربونی رو در آورده.
خب قصد دارم پنج تا منبرک در مورد تربیت فرزند برم که برایِ شماها که فرزند دارید و ندارید، مفید واقع بشه.  
خب باید بگم که: والدین برای پاسخ دادن به سوالات جنسی فرزندانشون، باید تکنیک هایی رو رعایت کنن که به چند تا از اون دونه دُرشتاش اشاره می کنم:
1- تکنیک اول: «به بچه دروغ نگید و زیرآبِ سوالشون رو نزنید!»
اگه بچه یه سوالِ جنسی ازتون پرسید و بلد نبودید، براش خالی نبندید یا اطلاعات چَپکی ندید!
الف- صادقانه بهش بگید که: «نمی دونم! اما بیا با هم دیگه تویِ کتاب بخونیم یا از بابا یا حاج آقایِ محل(!) یا یه مشاور بپرسیم!»
با این کار به بچه انعطاف پذیری هم یاد دادیم که: «اگه یه وقتی یه چیزی رو نمی دونستی، سراغِ اطلاعات و منبعِ غلط نرو!»
ب- سوالِ بچه رو به خودش برگردونید و بگید که: «خودت در این مورد چی فکر می کنی؟»
با این کار هم می فهمیم که بچه چقدر اطلاعات داره و هم می فهمیم که اطلاعاتش رو از کجا آورده! جوابِ سوالِ بچه رو با توجه به سنّ و درکش، ساده بیان می کنیم.
یه توصیه هم بکنم که: قرار نیست که همۀ جواب رو الآن بگید، یه وقتایی بقیۀ جواب رو به یه زمانِ دیگه موکول کنید؛ فقط مهم اینه که خالی نبندید و سوالش رو سرکوب نکنید.
2- تکنیک دوم: «به سوالاتِ جنسی بچه ها نخندید و مسخره نکنید!»
وقتی که بچه احساس کرد که باید به جوابِ سوالش برسه، اما مامان و بابا مسخره اش کردند و بهش خندیدند، در این صورت بی خیالِ مسأله که نمی شه! می ره سراغِ رفیق رفقاِ هم سنّ و سالش یا از شبکه هایِ اینترنتی، دنبالِ جوابش می گرده! حالا اینکه چه اطلاعاتی، از چه طریقی، به چه مقداری باشه الله اعلم! خلاصه اگه جوابی که پیدا می کنه، در حدّ و اندازۀ خودش نباشه خیلی اثراتِ بدی می ذاره! مثلاً موجب می شه که بچه به بلوغِ زودرس دچار بشه!
3- تکنیک سوم: «بچه رو از پرسیدنِ سوالاتِ جنسی نترسون!»
خیلی از خانواده ها، وقتی بچه از ویژگی ها و رفتارهایِ جنسی خودشون سوال می کنن، داد و هوار و أخم راه می اندازن و بچه رو حسابی می ترسونن که اصلاً سازگار نیستش!
یه توصیه هم بکنم که: این مسأله در موردِ بچه هایِ دختر خیلی خودش رو نشون می ده! ینی وقتی دختر می خواد ازدواج کنه دچارِ یه سری مشکلات می شه. مثلاً نمی تونه ارتباطِ درستی با نامزدش برقرار کنه، دلیلش هم اینه که موقعِ بچگی از یه چیزی ترسوندنش یا کنجکاویش رو در موردِ رفتار و ویژگیِ جنسی سرکوب کردن!
یه مقدار توضیح بدم که:
این دختری که ازدواج می کنه، موقعِ کودکی یا نوجوانیش، روابط و رفتارِ جنسی رو به عنوانِ تابویِ بد و الگویِ غلط شمرده که الآن با همسرش دچارِ مشکل می شه!
خلاصه اینکه:
رفتارهایِ جنسیتی، از بچگی تا آخرِ عمرِ آدما نقشِ مهمی دارن و اگه تویِ سنِّ کودکی و نوجوانی درست آموزش داده نشه، خودش رو تویِ بزرگسالگی به صورتِ انحرافاتِ ذهنی، روانی و جسمی نشون می ده!
این مسایل رو شوخی نگیریم، خیلی مهمه خداوکیلی
.
خب منبرکِ امشب هم تموم شد. این بحث ادامه دارد...!
برای تنوع هم که شده امشب خونه هایِ خودتون یه چای برایِ خودتون بریزید
شب شیک


برچسب‌ها: روشِ پاسخ به سوالات و رفتارِ جنسیِ کودکان
:: پنجشنبه 1393/10/04 :: :: 1:12 قبل از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::

تیتر خاصی به ذهنم نرسید!!


[نظر شما چیست؟]

نظرِ ناچیز من این است که:
1- آمدن گشت ارشاد کاری احساسی و بدون تفکرِ عمیق اسلامی است؛ باید پذیرفت که کار فرهنگی با «بگیر و ببند» نتیجۀ مطلوبی نخواهد داشت...
2- برخوردِ اسلام رحمانی همان برخوردی ست که یک جرّاح با مریضِ خود می کند. یعنی در واقع از سرِ عشق و علاقه ای که به سلامتی مریضِ خود دارد با تیغ جراحی، غدّه سرطانی را از بدنش خارج کند.
3- باید توجه داشت دختر یا پسری که با خانواده در جهات مختلف درگیر بوده و با لجاجت مرتکب کاری می شود، تذکّرناپذیر است؛ یک کارشناس دلسوز در مرحلۀ ابتدایی باید روحیات و موقعیتی که شخص در آن قرار گرفته را بشناسد تا کاری از پیش برود.
------------------------------------------
پ ن:
1- سعیم بر این بوده که منصف باشم و پذیرش حرف حق و حمایتم از حق، موقوف به حفظ وجهه و آبرو و تعصباتم نباشد...!
2- خواهشاً بحث تفکری کنید... توهین ممنوع!


برچسب‌ها: تیتر خاصی به ذهنم نرسید
:: سه شنبه 1393/10/02 :: :: 12:0 بعد از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::

تهدیدِ یلدایِ 93...!


.
تو هم موافق این کلام من هستی یا نه؟!
.
می خوام یه خورده درد و دل کنم! اجازه هست؟
بعضی از دوستان طوری صحبت می کنن و موضع می گیرن که گویا مردم نسبت به اهلبیت(ع) محبت و عشق و علاقه ندارن!
شاید بهتر باشه به جایِ ترس از تلاقیِ مراسمات ملی با ایامِ عزاداری و شعائر مذهبی، به فکر این باشیم که چه طوری این دو تا مناسبت رو با هم دیگه جمع و تلفیق کنیم!
جدیداً دیدم که کمپینی با این عنوان درست شده: «به تأخیر انداختنِ شب یلدا»...!
خداوکیلی بهتر نیست به جایِ راه اندازی اینجور فضاها[که شاید از رویِ دلسوزی و دغدغه باشه] خانواده های ایرونی، سنتِ خوبِ «صلۀ رحم» و دورِ هم جمع شدن رو که خیلی موردِ رضایتِ اهلبیت(ع) هستش رو برپا کنن ولی مراقبِ یه سری چیزا باشن؟!
فکر کن ببین چی می گم!
بابا یه جوری حرف نزنیم که عشق و علاقۀ مردم به اهلبیت(ع) رو زیرِ سوال ببریم...!
رفتم تویِ صفحۀ یه عزیزی، دیدم نوشته که:
«هر کس شبِ یلدا با خانواده و فامیلش شب نشینی کند، عملش مترادف است با حرمت شکتی پیامبر و اهلبیت(ع)!!!»
.
خب می شه دورِ هم جمع شد و برخی از مناقب و زندگی و سیرۀ پیامبر و امام مجتبی(ع) رو گفت و شنید.


برچسب‌ها: تهدیدِ یلدایِ 93
:: یکشنبه 1393/09/30 :: :: 3:43 بعد از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::
منبرکِ پنجم و آخرِ انتخاب همسر


[امان از شاهزاده ها و سیندرلاها]


.
خب بسم الله الرحمن الرحیم. امشب آخرین منبرکِ بنده در موردِ انتخابِ همسر هستش.
موضوعی که امشب دست روش گذاشتم، در واقع پاسخ به این سوال هستش که: «زیبایی و خوشگلی موقعِ انتخابِ همسر و مهم تر از اون در روزهای با هم بودن زیر یه سقف چقدر اهمیت داره؟»
.
حالا یه خورده بحث رو باز کنم:
ببینید. ما آدما طبقِ فطرتمون به سمت زیبایی کشیده می شیم و این دستِ خودمون نیست! برایِ همن هم هستش که این حسِّ «زیبایی دوستی»، ما رو به سمتِ خلقِ زیبایی هایِ هنری می کشونه...!
اما می خوام اینو بگم که: دوست داشتن یه صحنۀ زیبا یا یه رنگ زیبا، با دوست داشتنِ یه انسانِ زیبا متفاوت هستش! اونم تویِ دنیایی که هر روز معیار های زیبایی بالا پایین می شه.
مثلاً قدیم ندیما، روشن و سفید بودنِ رنگِ پوست، جزوِ نکات مثبت بودش که امروز ممکنه منفی باشه و بُرنزه بیاد رو بورس.
برای چی اینو گفتم؟! برایِ این که مُد سازان و افرادی که از تغییر ذائقۀ زیبایی پسندِ مردم سود می برن و پول در میارن، بی کار نمی نشینن که! هر چند وقت یکبار معیار تازه ای وضع می کنن تا چرخ کارخونه هاشون حسابی بچرخه...!
.
حالا برم سرِ اصلِ مطلب:
نباید اُمّل بازی در آورد و تویِ انتخاب همسر گفتش که: «حالا که یارو اخلاق و ویژگی هایِ خوب داره و زیباییِ معنوی داره، بی خیالِ قیافۀ ظاهری و مادی!»
چون که تویِ قدم اوّل باید قیافه و ظاهرِ طرفی که با دسته گل به خونه مون اومده یا به خونه ش رفتیم رو بپسندیم، با دیدن چهرۀ یارو احساس خوبی داشته باشیم!
اما حواست هم باشه که: این به معنی یکی بودنِ طرف مقابل با معیارهایی که این روزها جامعه برای زیبایی یه زن یا یه مرد وضع می کنه، نیستش...!
.
حالا دو تا حرفِ مهم در این زمینه برات دارم:
1- این روزها پوست های بُرنزه شده، هیکل هایِ بادی بیلدینگ رفته برای آقا پسرا و لاغری زیاد برای دختر خانم ها به همراه بینی های سر بالا و... یکی از معیارهایی هستش که هنر پیشه ها، عکس های روی مجلات و دنیای مُد و زیبایی، به علایق و سلایقِ ما القاء می کنن، در حالی که ممکنه سلیقۀ شخصی مون با این فاکتور ها متفاوت باشه.
لُبِّ کلام اینه که: استانداردهای زیبایی متفاوتن و چیزی که تویِ پسند شریکِ زندگی باید مورد توجه قرار بگیره، میزون بودن با استانداردهای درونی و شخصیه، نه تن دادن به یه انتخاب بر مبنایِ خط کشی های دیگران....!
2- نمی خوام براتون شعار تکراری و کلیشه ایِ «سیرت زیبا بِه از صورت زیباست» رو تکرار کنم، فقط سعی کنید ظاهر و چهره ای رو که قراره یه عمر، هر روز صبح چشمتون اولین تصویری باشه که می بینیه و هر شب آخرین تصویری باشه که نگاه می کنید رو دوست داشته باشید. اما یادتان نره که: «قشنگ ترین لب ها اگه حرف های قشنگی به شما نگه، خیلی زود جذابیتش رو از دست می ده. زیباترین چشم ها اگه نگاه عاشقانه به شما رو بلد نباشه، مثِ یه قابِ عکس بی روحِ نصب شده رویِ دیوار می مونه!
.
خب تموم شد این پنج منرکِ ما در موردِ انتخاب همسر.
این حرفایی که گفتم یک سری از بحث ها بود که از نظرم مهم بودن و خیلی از بحث هایِ دیگه موندش برای بعد!
امشب چون شبِ آخره، شام کباب لقمه زعفرانی با برنجِ شمال و روغنِ کرمانشاهی و گوشتِ گوسفندی در خدمتیم!  
ببخشید سرتون رو درد آوردم


برچسب‌ها: امان از شاهزاده ها و سیندرلاها
:: جمعه 1393/09/28 :: :: 2:12 بعد از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::
منبرکِ چهارمِ انتخاب همسر


[مُچ گيري در جلسه خواستگاري با پرسيدن سوالات معکوس]


.
خب دوستان عزیز، غیر از امشب، فردا جلسۀ آخرِ منبرکِ انتخابِ همسر هستش!
بسم الله!
بحثِ امشبم در مورد اینه که شبِ خواستگاری از طرفِ مقابل چی و چه جوری بپرسیم تا برامون فیلم بازی نکنه!
می دونید این مسأله چه جور شده که بین جوونا دَهن باز کرده؟!
عاخه خیلی از وقتا ما آدما اين توانايي رو داريم که برخلاف طرز تفکر و باور قلبي خودمون رفتار کنیم و حتي یه وقتایی زندگي کنيم و خودمون رو به دُور و بَرِمون و دوستامون طوري معرفي کنيم که به واقع اينجورکی نيستيم...!
گرفتی کجا رو می خوام بزنم؟!
می خوام بگم همين فیلم بازی کردن و چَپکی حرف زدن تویِ جلسات خواستگاري و آشنايي دختر و پسر مي تونه صدمات گاه جبران ناپذيري به زندگي آدما وارد کنه که نتونن از جاشون تکون بخورن...!
عاخه دلامون هم که پُر از احساس و عاطفه هایِ تخیلی هستش که یه وقت هایی يکي از طرفين(دختر يا پسر) چنان شيفته و مدهوش طرف مقابل خودشون مي شن که به هر قيمتي حاضره باهاش زندگی رو شروع کنه! برایِ همین با همۀ شرط و شارطِ طرف موافقت مي کنه و يا هر سوالی که ازش می شه، جوابِ مناسبِ حال طرفش رو مي ده.
.
خب حالا پیشنهادِ من برایِ از بین بردنِ فیلم و نفاقِ طرفِ مقابل:
شيوۀ برخورد با چنين مسائلي، استفاده کردن از روش «طرح سئوالات معکوس» هستش. براي اینکه مطلب جا بیفته مثلِ قورمه سبزی روغنش میزون بشه، براتون مثالي مي زنم:
مثلاً شما آدمِ سفر هستيد و حداقل ماهي يکبار بايد به يه سفر هر چند کوچولو بريد. برایِ همین تمايل داريد همسر آينده تون این روحيه رو داشته باشه و با شما در گشت و گذار همراه بشه. حالا براي اينکه از نظرِ طرف مقابل تون مطلع بشيد و از طرف ديگه مي خواهيد پاسخِ صادقانه اي از ايشون دريافت کنيد، مي تونيد بپرسيد که:
«اگر همسر آيندۀ شما اهل سفر کردن و مسافرت نباشه و در اين زمينه با شما همراهي نکنه، نظر شما چيه؟»
اگه طرفِ مقابل جواب موافق بده و چنين برداشت کنه که شما اهل سفر کردن نيستيد و بگه که من هم اهل مسافرت نيستم، شما متوجه می شی جوابت چیه؛ در حالی که اگه ازش می پرسیدی که: «آيا شما اهل سفر هستيد؟» جوابش «بله» می شنُفتی و طرف مقابلت رو به درستي نمي شناختي...!
اين نوع سئوال کردن را در بسياري از زمينه ها مانند جنبه هاي اعتقادي (نماز خواندن و روزه گرفتن و...)، اشتغال زن، نحوه پوشش زن، دوستي هاي قبل از ازدواج و... مي تونيد مطرح کنيد.
.
یه مثالِ اعتقادی هم بزنم برات:
مثلاً اگه ازش بپرسی: «من به نماز اول وقت خيلي اهميت مي دم و از افراد کاهل نماز خوشم نمياد. شما چطور؟» طبيعيه که براي جذب و رضایتِ شما، جوابش ok هستش، حتی اگه و.اقعاً اینطورکی نباشه!
برایِ همین بهتره که اينجوری بپرسید: «نظر شما در مورد انجام وظايف ديني مانند نماز خواندن و نخواندن چيست؟» اینجوری پرسیدن باعث می شه که طرف وادار بشه که نظرش رو بگه و فیلم بازی نکنه!
.
خب امشب زیاد وقتت رو گرفتم، ولی امشب خودم بانی هستم و به مناسبتِ اربعین نذری داشتم و حلیم خدمتتون می دیم.
مخلصیم از نوعِ واقعیش.


برچسب‌ها: مُچ گيري در جلسه خواستگاري با پرسيدن سوالات معکوس
:: جمعه 1393/09/28 :: :: 2:11 بعد از ظهر :: :: مصطفی سلیمانی ::
[ Weblog Themes By Night nama ]
درباره وبلاگ

(PEN'S APPENDIX)

آدرس فیس بوکم:
https://www.facebook.com/profile.php?id=100003338591276

(◕‿◕) برای من...
تنها همین آپاندیس قلمم کافیست
که حتی با جرقه ای کوچک می ترکد
تا تراوشات ذهنم خالی و سبک شود.

(◕‿◕) آپاندیس، زائده‌ی کوچکی است که به ناحیه‌ای از روده‌ی بزرگ متصل شده است. آپاندیسیت در اثر التهاب و تورم آپاندیس ایجاد می‌شود.
* قلم هم گاهی دارای التهاباتی است که می بایست جراحی شده و اين التهابات را كه همان اطلاعات و تجمع كلمات است از او خارج کنیم.

(◕‿◕) با برداشته شدن آپاندیس دیگر خطر ایجاد مجدّد آپاندیسیت وجود ندارد.
* با همفکری شما و نقد کردن مطالب این بلاگ، آپاندیس را جراحی کنیم!

(◕‿◕) امید است تو و من و همه با هم با وجود تفاوت دیدگاه و اختلاف فکری، نظرات همدیگر را در حوزه های مختلف بخوانیم و همدیگر را در تصحیح دیدگاهها یاری رسانیم.

(◕‿◕) نظراتی رو که حاوی توهین نباشند رو هم بدون سانسور درج میکنم تا تمرینی باشه برای نقد پذیری...

اي پيك راستان خبر يار ما بگو
احوال گل به بلبل دستان سرا بگو

ما محرمان خلوت انسيم، غم مخور
با يار آشنا سخن آشنا بگو