سال ۲۰۱۲ میلادی؛ پایان دنیا

 سال ۲۰۱۲ میلادی؛ پایان دنیا 

         پایان دنیا امروز نیست

                           حتی بعد از قیامت

    بعضی ها دست از دنیا بر نمیدارند

                             این روزها انسانها نشان دادند چقدر زندگی در دنیا را دوست دارند

      ماشین ها  ؛ ساختمان های بلند؛ پارک ها؛ سینماها؛ تکنولوژی

          معشوقه های این روزهای بشر 

                                  نه امروز پایان دنیا نیست

لینک: برای فردا

اسلام و توهین کنندگان به معصومین(ع)

اسلام و توهین کنندگان به معصومین(ع)

پرسش: در مقابل كساني كه به پيامبر ص و اهل بيت(ع) توهين مي كنند چكار بايد كرد؟

پاسخگو: مصطفی سلیمانی


پاسخ:
حلم و بردباري از ويژگي هاي مهمي است كه مردان بزرگ به ويژه رهبران الهي، از آن برخوردار بوده و در پرتو اين خلق نيكو، افراد بسياري را به سوي خود جذب كردند. ائمه اطهار(ع) در برابرناملايمات بردبار بودند و تا جايي كه مصلحت اسلام ايجاب مي كرد با دشمنان حق و ناسزا گويان و اهانت كنندگان به ساحت مقدس آن حضرت، با بردباري برخورد مي كردند.
- وظيفۀ انسان در مقابل توهين به معصومين(ع):
1- از نظر اسلام يكي از گناهان بزرگ توهين به ديگران است. پيامبر اكرم(ص) فرمود: «أَذَلُّ النَّاسِ مَنْ أَهَانَ النَّاس»(1) پست ترين و ذليل ترين مردم كساني هستند كه به مردم توهين مي كنند.
روايات اسلامى نشان مى‏دهد كه  اسلام براي شخصيت فردي  و حيثيت اجتماعى مؤمنان - كه اعلي درجۀ مومنان، معصومين(ع) مي باشند - احترام قائل است. هر كس به هر وسيله اي معصومين(ع) را با دشمني تمام مورد اهانت و توهين قرار دهد، گرفتار خشم و غضب الهي خواهد شد. قرآن از سزاي كسي كه به ديگري توهين كند و او را مورد تهمت قرار دهد، به عذاب عظيم تعبير مي كند.(2)
اگر كسي به ديگري توهين كند، بايد هر چه سريع تر توبه كند. تخريب صورت گرفته را جبران نمايد.
2- ما بايد تا مي توانيم با  پيروي از ائمه اطهار(ع) در برخورد با افراد گوناگون جامعه حليم و بردبار باشيم. اگر اطلاعات داريم و مي توانيم جواب جاهلان و نا اهلان را با حلم و بردباري بدهيم، ولي در هر حال در بعضي محافل پيش مي آيد كسي خدايي نكرده اهلبيت عصمت و طهارت(ع) را مورد تمسخر قرار مي دهد؛ در اين گونه محافل اولين وظيفه ما تذكر دادن - آن هم با دلسوزي و رفاقت - بدون تندي و عصبانيت است. ولي اگر تذكر سازگار نشد، در صورتي كه جواب علمي داشتيم، بايد جوابش را داد و در جواب دادن هم بايد حلم و بردباري به خرج داد و مطمئنا اين روش سازگارتر از روش هاي ديگر است.

ادامه نوشته

استخوان بندی فریاد

استخوان بندی فریاد، پاسخ هزاران ستم بی صداست!

مباحثی پیرامون اجرا و نحوۀ کلاس داری

مباحثی پیرامون اجرا و نحوۀ کلاس داری

به درخواست برخی دوستان منابع و مطالبی را در مورد اجرا برنامه در کلاس خدمتتان ارئه می دهم:

به لینک های زیر مراجعه فرمایید:

حرفی برای گفتن!

جملات زیبا گیله مرد

دین کامل؛ اسلام یا مسیحیت؟

دین کامل؛ شریعت منحرف!

[دلايل تحريف مسيحيت و برتري اسلام]

- اشاره:
مسیحیت و اسلام به صورت متوالی و پشت سرهم ونه مصادف با یکدیگر پدید آمدند و میان آنها شش قرن فاصله افتاده بود. در نظر پیامبران و واعظین و در نظر فقها و حکمای الهی، به طور مسلم تفاوت فاحشی میان یک دین پیشین و بعدی می بایست وجود داشته باشد. این تمایز ممکن است به توضیح ما در مورد دیدگاههای متضاد تندی که گاهی میان مسیحیان و مسلمانان در مقابل یکدیگر و هر کدام از آنها در مقابل یهودیان بوجود می آید، کمک شایانی نماید. در نظر مسیحیان، یهودیت دین پیشینیان و دینی ناکامل و ملغی بود که دین مسیحیت جایگزین آن شده ونقش مثبت آن دین را بر عهده گرفته بود. از این رو، یهودیان دست به ایستادگی در اروپای قرون وسطایی زدند؛ هرچند که این ایستادگی همیشه محدود می شد، اغلب ناپایدار بود و بعضی وقتها، به حالت تعلیق در می آمد، اما به هر صورتی که بود، یهودیان وجود خود را حفظ کردند. مسلمانان به این شکل عمل نکردند و از طرف آنها غلبه مجدد بر مسیحیت سیسیل، اسپانیا، پرتغال پیگیری شد که این کار، بعضی وقتها، فوراً و بعضی وقتها مدتی بعد از اخراج یا تغییر دین اجباری ساکنان مسلمان آنها صورت می گرفت. مسلمانان و مسیحیان هر دو متقاعد شده بودند که دین آنها تنها کل حقیقت خداوندی نمی باشد، بلکه آخرین بیان حقیقت خداوندی است. از این رو، هر چیزی که بعد از آن می آمد، ضرورتاً دروغین و مضرّ بود و نمی توانست جایز شمرده شود. در واقع، مسیحیت در مقایسه با اسلام، فقیر، کوچک، عقب افتاده و یک رنگ و متجانس بود.

نویسنده:

  

مصطفی سلیمانی

- نگاه اسلام به مسیحیت:
در نظر مسلمانان، مسیحیت، همانند یهودیت، یک دین پیشین بود و با همان درجه سزاوار تساهل بود. در نظر مسلمانان، دین مسیحیت همانند دین یهودیت، دینی "واقعی" و دارای وحی موثقی بوده است، اما دین کاملی نبوده و اسلام جانشین آن شده است. واژه "واقعی" بدین دلیل بکار برده شد که در بعضی موارد، مشکلاتی با دینهای پیشین بوجود می آمد، یعنی پیروان آن را به عنوان کسانی در نظر می گرفتند که وحی موثقی را که زمانی مالک آن بوده اند، تحریف کرده اند. علمای اسلامی در زمینه دکترین های مسیحیت در رابطه با تثلیث، فرزندی و الوهیت حضرت مسیح(ع) اختلاف نظر دارند و در نظر آنها، این مقولات محالات کفر آمیزی بوده و به صراحت، از طرف قرآن مردود شمرده شده اند.[مائده: 76-75؛ توحید: 4-1] اما، آنها در جهت تساهل و تسامح دینی در مورد دینهای اولیه که حقوق قرآنی بدان امر کرده است، تمایل داشتند.
در نظر بعضی از مسیحیان قرون وسطی، یهودیان تا وقتی که به تورات پایبند بودند، حتی اگر منکر انجیل نیز بودند، قابل تحمل بودند، اما با پیروی یهودیان از تلمود،[Talmud، مجموع قوانین شرعی و عرفی یهود] آن تساهل برای آنها در نظر گرفته نمی شد، تلمودی که قسمتهای زیادی از آن بعد از ظهور مسیحیت بوجود آمد و بنابراین، در نظر مسیحیان، اشتباهات زیادی در آن وجود داشت. اگر در نظر مسیحیان قرون وسطایی، یهودیت تلمودی تحریف شده بود، اسلام دین منحرفتری بود و به این خاطر که بر خلاف یهودیت تلمودیک، در صدد جذب دیگران به دین خود بود، می بایست محدود و مغلوب گردد. همانطوریکه مسیحیان اسلام را ترسانیده و در صدد مقابله با آن بودند، مسلمانان نیز در صدد مقابله با جنبشهای مذهبی تحریف شده بعد از اسلام همانند بهائیت و احمدیه برآمدند. در نظر مسلمانان، مسیحیت دین منسوخی بود که پیروان آن به صورت غیر معقولانه ای بر حفظ دین خود بجای پذیرش آخرین پیام خدا تاکید می ورزیدند. اگر تسلیم می شدند، قابل تحمل بودند و اگر تسلیم نمی شدند، باید علیه آنها می جنگیدند تا اینکه بر آنها غلبه پیدا کرده یا اینکه درستی اعتقاد مسلمانان را بپذیرند و یا تسلیم حاکمیت دولت اسلامی شوند. در نظر مسیحیان، اسلام یک بدعت بود، دکترین دروغینی که توسط شخصی بنا نهاده شد که در نظر اروپاییان به عنوان یک بدعت گذار و بعد از آن، در عصر روشنفکری، به عنوان یک مدعی گرفتن الهامات تعریف می شد.
- تفاوت اسلام و مسیحیت با سایر ادیان:
میان یازده دین زنده کنونی جهان، اسلام و مسیحیت به سبب آسمانی و ابراهیمی بودن، برخورداری از کتاب مقدس و آموزه های بینشی و ارزشی و کنشی که البته در اسلام بیشتر و کاملتر تجلی یافته، و نیز پیروان فراوان، امتیاز و برتری ویژه ای دارند.
 اسلام و مسیحیت، میان ادیان کنونی و زنده دنیا از هر جهت دیگر، با سایر ادیان متفاوت است.

ادامه نوشته

کشکول کودکانه شماره ۴۵

کشکول کودکانه شماره ۴۵

  تهیه و تنظیم: مصطفی سلیمانی

نکات روانشناسی
[نقاشی کودکان]


يك آسمان بنفش با گل‌هايي كه در آسمان پرواز مي‌كنند. درختاني با برگ‌هاي قرمز و يك خانه با دودكش. جاده‌اي كه توي آن يك ماشين حركت مي‌كند و بچه ‌ها و مامان و بابا كه دست هم را گرفته ‌اند و موهايشان سيخ سيخي شده است.
اين نقاشي زيبا‌ست. مامان به او مي‌گويد: چرا آسمان بنفش است؟ چرا گل‌ها توي آسمان هستند؟ چرا موهاي ما سيخ سيخي است انگار ترسيده ‌ايم.
زيبا مي‌ گويد دلم مي ‌خواد. دوست ندارم عوضش كنم. مادر نمي‌داند كه هر چيزي كه كودك مي‌كشد ريشه در تفكرات و دنياي تخيلي او و واقعيات پيرامونش دارد.
روانشناسان كودك تحليل‌ هاي زيادي از نقاشي آنان مي ‌كنند و مي‌توانند به زواياي پنهان روحيات كودكان و مشكلاتي كه هرگز به زبان نمي ‌آورند و گاه والدين هم به آن اشاره ‌اي نمي ‌كنند پي ببرند.
اعضاي يك خانواده هماهنگ، در نقاشي ‌هاي كودكان، هميشه با هم و دست در دست هم نشان داده مي ‌شوند. اگر اين اشخاص در تصوير در حالتي تعاملي و خوش و خرم با يكديگر باشند نشان مي ‌دهد درجه صميميت آنها بيشتر است.
نقاشي بزرگي كه همه صفحه را بگيرد نشانه اعتماد به نفس كودك است، اما كودكي كه نقاشي ريز و كوچكي در يك گوشه صفحه مي ‌كشد و بقيه را سفيد مي ‌گذارد اغلب از اعتماد به نفس كمي برخوردار است. استفاده از خطوط شكسته و لرزان نيز همين حالت را نشان مي ‌دهد. 

شعر کودکانه
[آسمان هم خندید]


پدرم گفت: «برو» گفتم: چشم
مادرم گفت: «بیا» گفتم: چشم
هر چه گفتند به من، با لبخند
گوش كردم همه را، گفتم چشم
مادرم شاد شد از رفتارم
خنده بر روی پدر آوردم
با پدر مادر خود، در هر حال
تا توانستم، نیكی كردم
پدرم گفت: تو خوبی پسرم
مادرم گفت: از او بهتر نیست
آسمان خنده به رویم زد و گفت:
پسرك از تو خدا هم راضی است

با هم بخندیم


* بهترین راه
اولی: تو وقتی دستت به پشتت نمی رسه که بخارونیش، چی کار می کنی؟
دومی: یه چهار پایه می ذارم زیر پام تا دستم برسه.
* گل تمیز
خبرنگار: چرا همیشه قبل از بازی حموم می کنی؟
فوتبالیست: می خوام گل های تمیز بزنم.
* بدهکار
طلبکار: به پدرت بگو بیاد پول من رو بده.
پسر: پدرم خونه نیست.
طلبکار: پس از این به بعد به پدرت بگو وقتی از خونه میره بیرون، سرش رو لای پنجره جا نذاره! همین الان دیدمش.

درنگستان
[همسایه حسود]


روزی مردی برای خود خانه ای بزرگ و زیبا خرید که حیاطی بزرگ با درختان میوه داشت. در همسایگی او خانه ای قدیمی بودکه صاحبی حسود داشت که همیشه سعی می کرد اوقات او را تلخ کند و با گذاشتن زباله کنار خانه اش و ریختن آشغال آزارش می داد.
یک روز صبح خوشحال از خواب برخاست و همین که به ایوان رفت دید یک سطل پر از زباله در ایوان است . سطل را تمیز کرد ، برق انداخت و آن را از میوه های تازه و رسیده حیاط خود پر کرد تا برای همسایه ببرد . وقتی همسایه صدای در زدن او را شنید خوشحال شد و پیش خود فکر کرد این بار دیگر برای دعوا آمده است .
وقتی در را باز کرد مرد به او یک سطل پر از میوه های تازه و رسیده داد و گفت: «هر کس آن چیزی را با دیگری قسمت می کند که از آن بیشتر دارد.»
 


چیستان
[معمای گوسفندی]


هارون الرشید حوصله اش سر رفته بود. به بهلول گفت: «یک معما می گویم. می خواهم ببینم تو می توانی جوابش را بدهی یا نه.» بهلول گفت: «اگر جواب دادم، در عوضش چه کار می کنی؟» هارون گفت: «هزار دینار پاداش به تو می دهم. ولی اگر نتوانستی، تو را در رودخانه ی دجله می اندازم.»
بهلول گفت: «من پول نمی خواهم. اگر جواب دادم، باید صد نفر از دوستانم که در زندان هستند، آزاد کنی و اگر نتوانستم، حاضرم در رود دجله غرقم کنی.»
این طرف رودخانه، یک گوسفند و یک گرگ و یک دسته علف است. یک قایق هم داریم ولی هر بار فقط می توانیم یکی از این ها را به آن طرف رودخانه ببریم. چه طور باید این کار را انجام دهیم که نه گوسفند علف را بخورد و نه گرگ، گوسفند را؟
بهلول فکری کرد و این گونه جواب داد: اول گوسفند را می بریم، بعد علف را، موقع برگشتن گوسفند را برمیگردانیم و گرگ را می بریم. بعد بر می گردیم و گوسفند را می بریم.
هارون از این جواب تعجب کرد. بهلول گفت: «حالا نوبت تو است که به قولت وفا کنی.»
هارون سرش را تکان داد و گفت: «نه، من نمی توانم زندانی هایی را که گفتی، آزاد کنم. این ها از دوستان موسی بن جعفرند.»

دانستنیها
[خمیازه]


گاهی اتفاق افتاده است که میلی به کار کردن ندارید و می‌گویید دست و دلم پی کار کردن نمی‌رود. می‌دانید چرا این گونه است؟ برای اینکه خسته اید. خستگی هنگامی رخ می‌دهد که مقدار موارد زاید و سمّی در بدن زیاد شود. یکی از مواد مسموم کننده که در بدن به وجود می‌آید گاز کربنیک است
.وقتی که گاز کربنیک بدن شما زیاد شود، بی اختیار خمیازه می‌کشید. یعنی دهانتان را باز می‌کنید و بعد نفس خود را بیرون می‌دهید و در نتیجه مقداری از گاز کربنیک را از بدن خارج می‌کنید. این کار، همان طور که گفتیم، بی اختیار و خود به خود صورت می‌گیرد، زیرا در مغز ما مرکزی هست که نفس کشیدنمان را تنظیم می‌کند.
اگر مقدار زیادی گاز کربنیک در بدن ما باشد، این مرکز به عضلات دهان و شش‌ها فرمان می‌دهد که آن را از بدن خارج کنند. برای همین است که ما، بی آنکه خودمان بخواهیم، دهانمان را باز می‌کنیم، نفس بلندی می‌کشیم و بعد گاز کربنیک را بیرون می‌دهیم.
گاهی هم، وقتی که کسی خمیازه می‌کشد، ما خمیازه می‌کشیم. در این وقت دیگر علَت خمیازه کشیدن زیاد بودن گاز کربنیک نیست، بلکه نگاه کردن به خمیازه‌ی دیگری یا شنیدن صدای خمیازه‌ی او روی مغز ما تأثیر می‌کند و باعث خمیازه می‌شود. حتی ممکن است خواندن این صفحه باعث می‌شود که شما بی اختیار خمیازه بکشید.

فقط "خوب باش"

فقط "خوب باش"
 

سعی نکن متفاوت باشی!

فقط "خوب باش"

این روزها خوب بودن به اندازه ی کافی متفاوت است...

خدایِ دور و نزدیک...

خدایِ دور و نزدیک...



خدایا ...!

گاهی تو را بزرگ می بینم و گاهی کوچک،

این تو نیستی که بزرگ می شوی و کوچک...

این منم که گاهی نزدیک می شوم و گاه دور...

نگاه انتقادی شهید مطهری(ره) به صحت واقعۀ اربعین

نگاه انتقادی شهید مطهری(ره) به صحت واقعۀ اربعین

امروز اگر کسى بخواهد بگرید، اگر کسى بخواهد ذکر مصیبت کند، بر مصائب جدیده اباعبداللَّه باید بگرید، بر این دروغهایى که به اباعبداللَّه علیه السلام نسبت داده مى‏شود. اینها که عرض مى‏کنم نمونه‏هاى کوچکى است.

اربعین‏ مى‏رسد، همه مردم این روضه را گوش مى‏کنند که اسرا از شام که برمى‏گشتند، آمدند به کربلا و در آنجا با جابر ملاقات کردند، امام زین العابدین با جابر ملاقات کرد، در صورتى که این مطلب جز در کتاب لهوف که آن هم خود سید بن طاووس در کتابهاى دیگرش آن را تکذیب کرده و لااقل تأیید نکرده است، در هیچ کتابى نیست و هیچ دلیل عقلى هم قبول نمى‏کند.

 ولى مگر مى‏شود این را از مردم گرفت. در اربعین‏ تنها موضوعى که مطرح است موضوع زیارت امام حسین است چون اولین زائرش جابر بوده است و در این روز زیارت امام حسین سنت شده است.

 اربعین‏ جز موضوع زیارت امام حسین هیچ چیز دیگرى ندارد، موضوع تجدید عزاى اهل بیت نیست، موضوع آمدن اهل بیت به کربلا نیست، اصلًا راه شام از کربلا نیست، راه شام به مدینه از خود شام جدا مى‏شود و....

منبع: مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى ج‏17 ص 78  


مصاحبه ای در ارتباط با اربعین:  بحرانی که امام سجاد (ع) آن را مدیریت کرد

قلب؛ حرم امن الهی

قلب؛ حرم امن الهی

شخصی موقع جان دادن، هنگامی که همه به او می گفتند اشهد را بگو، می گفت:
نمی گویم نشکن
نمی گویم نشکن
از دنیا رفت، شخصی او را در خواب دید و از او پرسید :چرا اشهدت را نگفتی؟
آن مُرده گفت:
آینه ای داشتم که عجیب او را دوست داشتم هنگام مرگ شیطان با سنگی در دست آمد و گفت: اگر اشهدت را بگویی این آینه را می شکنم...


به قول سید شهیدان اهل قلم شهید آوینی:
 
 
مومن اگر وابستگی داشته باشد نمی تواند قیام کند و عصر ما عصر قیام است!

 
مطلبی زیبا برای منبرجایی که خدا برای استقرار برگزید
 

حقیقت ندامت و پشیمانی و بررسی أبعاد آن

حقیقت ندامت و پشیمانی و بررسی أبعاد آن

مقاله ای از برادرم دوست عزیزم آقا مصطفی شبانی

ندامت و پشیمانی

فصل اول: چه چیز ما را ایمن از ندامت می کند؟
فصل دوم: کارهائی که ندامت بدنبال دارد چه کارهائی است؟
فصل سوم : بعد از ندامت چه باید کرد؟ و سرنوشت کسانی که راه صحیح بعد از ندامت را نرفتند!!
فصل چهارم: بدترین نوع ندامت و ندامتی برای همه.

نویسنده: حسین طوفانی

مقدمه:
پشیمانی (ندامت): حالتی است که در مباحث روانشناسی مورد بحث واقع می شود و در واقع یکی از حالات روانی انسان می باشد مانند خوشحالی ، ناراحتی ، حب و بغض و ترس و ....
خداوند متعال وجدان را به عنوان یک ناظر در وجود انسان قرار داده است به صورتی که هر گاه انسان عملی را انجام دهد حالات متفاوتی، بسته به نوع عملی که انجام داده را ر وجود خود احساس می کند.
مثلاً وقتی احسان به کسی می کند در درون خود احساس انبساط و شادمانی دارد. ...
مرکز این حالات روانی در انسان وجدان(نفس) است که حالاتی مانند حب بغض و ندامت و ... را با همین وجدان خویش درک می کند.
در بیان اینکه وجدان چگونه ناظری است و برای چه در وجود ما نهاده شده بحث دیگری است ولی یکی از مدرکات این وجدان پشیمانی (ندامت) است که مورد بحث ما نیز می باشد.
به یک بیان می توان پشیمانی را در دو بعد بررسی کرد:
1- بعد فردی
2- بعد اجتماعی
یک نکته لازم به توضیح است که باید توجه شود و آن اینکه آنچه از پشیمانی و شادی و ناراحتی که در یک فرد بوجود می آید در اجتماع نیز وجود دارد و بحث در مورد اینکه چگونه این عکس العملها در اجتماع بوجود می آید مبحث جداگانه ای است که باید در جای خود مورد بررسی قرار بگیرد.
ما در این نوشته موضوع ندامت را در بعد فردی در چهار فصل توضیح می دهیم و در پایان نمونه ای از پشیمانی در بعد اجتماعی می آوریم.
و این 4 فصل عبارتند از:
فصل اول: چه چیز ما را ایمن از ندامت می کند؟
فصل دوم : کارهائی که ندامت بدنبال دارد چه کارهائی است؟
فصل سوم : بعد از ندامت چه باید کرد؟ و سرنوشت کسانی که راه صحیح بعد از ندامت را نرفتند!!
فصل چهارم: بدترین نوع ندامت و ندامتی برای همه

ادامه نوشته

خروس در حلیة المتقین و نگاه علمی به آن

خروس در حلیة المتقین و نگاه علمی به آن

حلیةالمتقین ص 391

از حضرت امام موسی (ع) منقول است که در خروس پنج خصلت از خصلتهای پیغمبران هست:سخاوت و شجاعت و شناختن وقت نمازها و بسیارجماع کردن و غیرت.

خصلت های خروس

 

  حلیةالمتقین 

ص 391

از حضرت علی(ع) منقول است که فریاد کردن خروس نماز اوست و با نگ زدنش رکوع و سجود اوست.

فریاد خروس

 حلیةالمتقین ص 391

امام صادق (ع) می فرماید:که خروس بال گشادة سفیدی که در خانه باشد آن خانه و هفت خانة دور آن خانه را از بلاها نگه می دارد،و یک بار زدن کبوتر دو رنگ بهتر است از هفت خروس سفید.

خروس سفید

 

خروس سفید یار من و یار هر مومنی است.

خروس گونه نر مرغ از پرندگان است. این پرنده از خود صدای قوقولی قوقو در می‌آورد .بهره هوشی این پرنده در مقایسه با گونه ماده اش بیشتر است.

ادامه نوشته

خواص درمانی سیب

حلیة المتقین و خواص دارویی و درمانی سیب

 حلیة المتقین ص 84

حضرت صادق(ع) می فرماید: سیب معده را جلا می دهد.   

خواص درمانی سیب 

حلیة المتقین ص 85

امام موسی (ع) می فرماید:خوردن سیب نافع است برای زهرو سحر و استیلای اجنه و غلبه بلغم، و هیچ چیز منفعتش از آن تندتر نیست.     

خواص درمانی سیب 

خواص دارویی و درمانی سیب

نحوه استفاده: نحوه استفاده در زیر خواهد آمد.

خواص : در طب چینی اعتقاد بر این است که سیب حرارت را می زداید و اثر خنک کننده در ریه ها دارد. " اسید مالیک " و" تار تاریک " در سیب سبب مهار رشد باکتریهای بیماریزا در لوله گوارش می شود.

در هندوستان ، خوردن میوه سیب برای جلوگیری از یبوست ، متداول می باشد. سیب مانع تشکیل اسید اوریک در بدن می شود و خوردن آن برای نقرس، روماتیسم و تصلب شریانها مفید است. ویتامینهای سیب ، بیشتر در پوست آن قرار دارد ، بنابراین اگر سیب با پوست خورده شود (البته برای اشخاصی که از لحاظ وضع معده، اجازه خوردن پوست سیب خام را داشته باشند) مفیدتر است. در مناطق خاور دور در جوشانده های برگ سیب از پوست میوه سیب به صورت خشک شده یا تازه نیز می ریزند تا آنرا مطبوع سازد.

ادامه نوشته

سرمه و حلیة المتقین با نگاهی به مسایل علمی روز

سرمه و حلیة المتقین با نگاهی به مسایل علمی روز

حلیةالمتقین

 ص41

حضرت صادق(ع) می فرماید:سرمه کشیدن در شب چشم را نفع می رساندو در روز زینت است.

راز درمانی سرمه

  حلیة المتقین ص41 در حدیثی دیگر فرمودکه سرمه سنگ چشم را جلا می دهد و موی مژه را می رویاند و آب ریختن چشم را زایل می کند.   

راز درمانی سرمه

مصر باستان

حتما می‌دانید که رنگ سیاه سرمه، جلوه زیبایی به چشم‌ها می‌بخشد و تیرگی و گیرایی چشم‌ها را بیشتر می‌کند. برخی از بانوان هم سرمه را برای پررنگ‌تر نشان دادن ابروهایشان استفاده می‌کنند ولی نتایج تحقیقات می گوید که سرمه نقش درمانی نیزدارد.

ادامه نوشته

مقالاتی پیرامون دین گریزی

مقالاتی پیرامون دین گریزی

 

دین گریزی، عوامل و راه حل‌ها در پرتو قرآن

راه کارهای پیش گیری از دین گریزی در جوانان

کشکول کودکانه شماره ۴۴ [به مناسبت روز جهانی کودک و تلویزیون]

کشکول کودکانه شماره ۴۴

[به مناسبت روز جهانی کودک و تلویزیون]

کشکول کودکانه

روز جهانی کودک و تلویزیون

  تهیه و تنظیم:

مصطفی سلیمانی

فيلم هاي مربوط به بزرگ سالان  
کودک در دنياي خاص خود زندگي مي کند و تا زماني که کودک است، بايد در اين فضا قرار داشته باشد. طبيعي است که اگر فضاي بزرگ سالان جايگزين دنياي کودک گردد، کودک را دچار تعرض دروني و «از خودبيگانگي» مي کند.
کودکان بيشتر زمان تماشاي تلويزيون خود را صرف مشاهده ي برنامه هاي بزرگ سالان مي کنند.[زهره سعادتمند، «اثرات تلويزيون بر کودکان و نوجوانان»، فصلنامه ي آموزش، ش 5 (پاييز 1376)، ص 38] برخي از روان شناسان و روان کاوان احساس مي کنند مواجهه ي دايمي با اين سرگرمي ها مي تواند به نحوي غيرطبيعي تأثير محيط زندگي بزرگ سالان را بر کودک تسريع بخشد و او را به اجبار به نوعي بلوغ زودرس بکشاند؛ بلوغي که ويژگي هاي آن سردرگمي، عدم اعتماد به بزرگ سالان، رويکرد سطحي به مسائل بزرگ سالان و حتي عدم تمايل به بزرگ شدن است.
وقتي کودک در وضعيت هايي که گاه توسط تلويزيون بر وي تحميل شده است قرار مي گيرد، به بزرگ سالان واقعي متعلق به اولين گروه تماس با خود متوسل مي شود. در اين موقع، بيشتر آنها را ناتوان مي يابد. تأثير اين عدم توانايي بزرگ سالان واقعي بر کودک مي تواند به اندازه ي تأثير عدم اطمينان به بزرگ سالان به روايت تلويزيون يا بيش از آن باشد.

تلویزیون و کُند ذهنی
طبق گفته دانشمندان و متخصصان آمریکایی مرکز بهداشتی واشنگتن، بررسی ها بر روی 329 نفر از کودکان و نوزادان از دو ماهه تا 4 ساله نشان می دهد که دیدن تلویزیون به صورت مداوم توانایی های گفتاری کودکان را تضعیف کرده و زمان انجام محاورات روزمره میان افراد نگهدارنده کودک و کودک را کاهش می دهد که این امر تاثیر منفی زیادی بر ذهن کودکان دارد.
در نتیجه این سری تحقیقات آمده است به ازای هر ساعت تماشای تلویزیون کودک با مشکلات بیشتری به لحاظ گفتاری و تلفظ کلمات روبروست و کودکی که یک ساعت بیشتر از کودک همسن خود تلویزیون نگاه می کند به طور متوسط 770 کلمه کمتر بلد است.
طبق گفته متخصصان این مرکز نتیجه این تحقیق می توان ارتباط میان تماشای تلویزیون و تاخیر کودکان در حرف زدن را آشکار سازد.

تلويزيون و سلامت
تلويزيون بر سلامت کودکان نيز تاثير جدي دارد. قبل از هر چيز، بچه ها اطلاعات زيادي در مورد سلامت از تلويزيون کسب مي کنند؛ البته بيشتر از راه تبليغات. تبليغات نيز به طور کلي اطلاعاتي واقعي يا متعادل در مورد زندگي سالم و انتخاب مواد غذايي در اختيار آنها نمي گذارد. اکثريت کودکاني که به تماشاي تلويزيون مي نشينند آنچه که تبليغات مي گويند را باور دارند.
مشکل دوم اين است که تماشاي بيش از حد تلويزيون مي تواند منجر به چاقي و اضافه وزن شود.
بچه هايي که در زمان هاي طولاني به تماشاي تلويزيون مي نشينند، بيشتر احتمال دارد که فعاليت بدني کمي داشته و هنگام تماشاي تلويزيون از تنقلات استفاده کنند.
در ضمن بسياري از تبليغات تلويزيوني، خوراکي ها و نوشيدني هاي ناسالم را تبليغ مي کنند. متخصصان و کارشناسان از دير باز ارتباطي ميان تماشاي بيش از حد تلويزيون و چاقي يافته اند.
در نهايت، تلويزيون مي تواند رفتارهاي مخاطره آميز را تشويق کند و از اين طريق بر سلامت کودکان در سنين مختلف اثر بگذارد.

کودک، تلویزیون، رفتار با والدین
کودکانی که وقت بیش‌تری به مطالعه و انجام تکالیف مدرسه اختصاص می‌دهند از سلامت بهتری برخوردارند و رابطه قوی‌تری با والدین خود دارند.
براساس مطالعه انجام شده در کشور نیوزیلند کودکانی که بیش از اندازه به تماشای تلویزیون می‌نشینند و یا وقت زیادی را به کار با رایانه اختصاص می‌دهند به احتمال در قیاس با همسالان خود رابطه ضعیف‌تری با والدین خود دارند.
نتایج مطالعه روی 3043 کودک 14 و 15 ساله نشان می‌دهد که بابت هر ساعت تماشای تلویزیون به میزان چهار درصد از رابطه کودک با والدین او کاسته می‌شود. این میزان در کار با رایانه به پنج درصد می‌رسد.
براساس گزارش شورت نیوز، از سوی دیگر، کودکانی که وقت بیش‌تری به مطالعه و انجام تکالیف مدرسه اختصاص می‌دهند از سلامت بهتری برخوردارند و رابطه قوی‌تری با والدین خود دارند.

تلويزيون و ترس بچه ها
ديدن خواب هاي بد، احساس اضطراب، ترس از تنها بودن و کناره گيري از جمع دوستان از جمله علائم و نشانه هاي وحشت يا ناراحت بودن کودکان است. مطالعات نشان داده اند اين نوع ترس ها بيشتر از طريق فيلم ها به بچه ها منتقل مي شود و ترس ناشي از تلويزيون مي تواند باعث مشکلات خواب در کودکان شود. موجودات ترسناکي مانند هيولا يا چيزهاي عجيب و غريب بخصوص کودکان ۲ تا ۷ ساله را مي ترساند. محققان معتقدند اگر به بچه ها بگوييد که اين تصاوير واقعي نيستند نيز کمکي به آنها نکرده ايد، زيرا بچه هاي زير ۸ سال نمي توانند تفاوت ميان واقعيت و خيالپردازي را درک کنند.

چگونگی انتخاب فیلم مناسب کودکان
فیلم مناسب کودک باید شرایط ذیل را داشته باشد:
1- رعایت اصول کلّی روانشناسی کودک در طرح مسایل رفتاری کودکان.
۲- پرهیز از به کارگیری زبانِ استعاری و پُر راز و رمز.
۳- سادگی بیان و پرهیز از نمایش صحنه ها و نماهای نمادین.
۴- تأکید بر تخیّل سازنده و مثبت، به گونه ای که نشانگر برآورده شدن آرزوهای قلبی کودکان باشد.
۵- برآورده شدن آرزوهای مثبت و انسانی خاصّی که در دنیای واقع، کم تر امکان تحقّق خواهد داشت.
6- استفاده دقیق از نقش تخیّل «جان بخشِ» کودکان در رویارویی با اشیاء، درختان و دیگر ساخته های بی جانِ مصنوعی و عناصر طبیعی.
۷- رعایت زمانِ مناسب و طول فیلم ها، با توجّه به میزان قدرت تمرکز کودکان.
۸- به کارگیری جاذبه های تصویری و «دیداری شنیداری» مناسب اعم از: رنگ، نور، صدا، موسیقی، سایه روشن های دلنواز در کنار جذابیّت هایی چون: خوش آوایی و هماهنگی های شنیداری و موسیقایی و کلام متناسب و به کارگیری آواهای طبیعی.

مقالات مربوط به عزّت

مقالات مربوط به عزّت

عزت وذلت در آيينه آيات و روايات

عزّت و آزادگی

مفهوم­شناسی واژه‌ی «عزّت» و راه­های کسب آن

عزت نفس چیست؟چه تفاوتی با اعتماد به نفس دارد؟

 

میهمان غریب کوفه

میهمان غریب کوفه

شرح حالی بر زندگانی مسلم ابن عقیل

اینفو گرافی و تصویر سازی

لینک: اینفوگرافی

 

خر درون!

خر درون!

 

لینک[حتماً مراجعه شود!]: خر باباته!

دین خاتم در دانشگاه آزاد حکمت قم

دین خاتم در دانشگاه آزاد حکمت قم

 

با سلام خدمت شما بینندگان محترم!

خیلی ممنون که ذره پروری کرده و گاهاً وقتتان را در این بلاگ به بطالت می گذرونید.

جاتون خالی امروز به درخواست دوست عزیزم حجة الاسلام خانی -که یکی از اساتید دانشگاه آزاد حکمت است- به این دانشگاه رفتم و از ساعت ۳۰/۲ تا ۵ عصر در دو کلاس حضور پیدا کردم!

فضای جالبی بود؛ اما خداوکیلی دانشجویان خیلی شیطنت داشتند و از راحتی ما هم کمال استفاده رو بردند؛ البته بنده هم بیکار ننشسته و برنامۀ خودم رو داشتم.


من در این دو کلاس سعی کردم فقط یک مطلب مهم به نام «جدایی دو مقولۀ اسلام و مسلمان» را مطرح کنم!

بحثم در این بود که اسلام و مسلمان دو مقولۀ جدا از هم می باشند و هر کاری که مسلمان می کند نباید به پای اسلام گذاشت.

اسلامی که پیامبر(ص) مطرح کرده بود، هیچ تلخی و ناراحتی نداشت و لاأقل پیامبر با رفتارش روی دشمنان را هم کم کرده بود.

گفتم: اگه عملکرد من آخوند باعث شد که از آخوندا برگردید، طوری نیست، فدای سرتون! اما خداوکیلی نامردیه کسی از پیامبر و امام حسین و حضرت عباس که زندگیشون رو خرج هدایت بشریت کردند، برگرده...

خلاصه خوش گذشت، خصوصاً وقتی دانشجوهای پسر و دختر با هم کُری داشتند و تیکه مینداختند!

 

"قدری غزل بگو"

"قدری غزل بگو"


قدری غزل بگو که مرا تازه تر کـنی

              دنـیای واژه را هـمه زیـر و زبرکنی

درمان و درد من شده این، ماه روشنم

              چیزی بگو که قلب مرا شعله ورکنی

از واژه های تو غم دل تازه می شود

              شعری بگو که داغ مرا تازه تر کنی

درمان داغ دل جملات وزیـن توست

              حرفی بزن به شکل غزل تا اثر کنی

هر واژه ات شده میِ نابی بـه کام من

              مستم، بگوبگو که مرا پـر شرر کنی

بـی مطـلـع تـغـزل تـو ای شکـوه من

              خـامـوش قـصه ام چـه کـنـم تـا نـظـر کنی

زندانی سکوت جنـون خیـز غربـتـم

              شاید شود که قافـیه را بال و پـر کنی

اعجاز واژه را به شبـسـتـان غم ببر

              تا باشد این شب خفه قان را سحرکنی

درد تنهایی

درد تنهایی

دل سرای سلیمانی

تمـام سـیگـارهـای دنـیـا را هـم کـه دود کـنـی

تـنـهـایـیـت تـوجـه هـیـچـکـسـی...را

جـلـب نـخـواهـد کـرد

جـز پـیـرمـرد سـیـگـار فـروش...

نقش و تأثیر تلویزیون در زندگی کودکان [به مناسبت روز جهانی کودک و تلویزیون]

نقش و تأثیر تلویزیون در زندگی کودکان

[به مناسبت روز جهانی کودک و تلویزیون]

اشاره:
یکی از مسایلی که از دیرباز، توجه اندیشمندان حوزه های گوناگون علوم انسانی را به خود جلب کرده و موجب قلم فرسایی این اندیشمندان شده، مسأله رابطه تلویزیون با کودک و نوجوان است.
در حال حاضر در میان تمام وسایل ارتباط جمعی، تلویزیون تنها رسانه‌ ای است که میلیاردها انسان در سراسر جهان به‌ طور گسترده ‌ای از آن استفاده می ‌کنند و براساس آمار بیشترین مخاطب آن در حال حاضر کودکان و نوجوانان هستند و به همین دلیل نیز این رسانه نقش مهمی را در ایجاد الگوهای ذهنی و رفتاری و ارتباطی کودکان ایفا می‌کند.

   

نویسنده: مصطفی سلیمانی

قابلیت های تلویزیون:
کسی نمی تواند مدعی شود که تلویزیون برای کودکان صرفاً خوب یا بد است. برای برخی کودکان در برخی شرایط، برخی برنامه های تلویزیونی زیان بخش است، برای سایر کودکان در همان شرایط یا برای همان کودکان در شرایط دیگر، تلویزیون می تواند سودمند باشد. برای بیشتر کودکان در اغلب شرایط، بیشتر برنامه های تلویزیون خنثاست و زیان و یا سود خاصی ندارد زیرا تلویزیون هم مثل دیگر مصنوعات بشری کارکردهای سه گانه در دو بُعد آشکار و نهان دارد:
▪ کارکردهای مثبت  ▪ کارکردهای منفی  ▪ کارکردهای خنثا.
با توجه به این تقسیم بندی، تلویزیون نه صرفاً عاملی است که زندگی طبیعی انسان ها را به خطر اندازد و نه وسیله ای است مطلقاً برای پیشبرد اهداف بشر.
در این زمینه، دیوید سالکید در گفتوگو با مجله لایف می گوید:
من روشن فکری هستم که نگران تلویزیون است. برخی چیزهای خوب در آن است. این چیزهای خوب مثل جزایری مرجانی در اقیانوسی از زباله هستند… . تلویزیون مرا دیوانه کرده است چراکه واقعاً دوستش دارم، در حالی که چیز کثیفی است مثل زن بسیار زیبایی که نفرت انگیز به نظر می رسد. تنها راه درست کردن آن (تلویزیون) تهذیب گروهی است که تلویزیون را اداره می کنند.[ویلبر شرام جک لایل و ادوین بی پارکر، «تلویزیون در زندگی کودکان» ترجمه: محمود حقیقت کاشانی تهران مرکز تحقیقات و مطالعات و سنجش برنامه ای صدا وسیما، ص ۱ و ۵]
بررسی تاثیر مثبت و منفی تلویزیون بر کودکان:
1- تأثیرات منفی:
با وجود تمام مزایای مثبت تلویزیون از قبیل نقش برجستۀ آن در امر اطلاع ‌رسانی و آموزش، فرهنگ ‌پذیری، ایجاد تفنن و سرگرمی، این رسانه نیز مانند تمامی تکنولوژی‌ های ارتباطی دیگر اگر به ‌موقع و صحیح استفاده نشود، تأثیرات منفی غیرقابل انکاری دارد که درصورت بی‌توجهی به آن ممکن است تأثیر مثبت این رسانه فراگیر را تحت‌الشعاع قرار دهد.
از جمله تأثیرات منفی تلویزیون روی کودکان نقش منفی آن در تضعیف مهارت‌های کلامی و ارتباطی کودکان است.
تحقیقات اخیر نشان داده است کودکانی که ساعت‌های متمادی را صرف تماشای تلویزیون می‌کنند؛ در آینده دچار مشکلات ارتباطی و کلامی خواهند شد. متأسفانه بسیاری از والدین نمی‌دانند فرزندانشان در چه مرحله‌ای از دوران کودکی‌شان تکامل گفتاری و ارتباطی‌شان را آغاز می‌کنند. این تحقیقات نشان می‌دهد فقط 2/5 درصد از والدین می‌دانند که یک نوزاد بین 12 تا 18 ماهگی نخستین کلمه زندگی خود را می‌گوید، در حالی که 31 درصد انتظار دارند کودک نخستین کلمه زندگی خود را بین 6 تا 8 ماهگی بر زبان بیاورد. همچنین فقط 1/5 درصد از والدین می‌دانستند که کودکان نخستین جمله 5-3 کلمه‌ای خود را حدود 3 سالگی بر زبان می‌آورند.
«مک ‌گایر»، روانشناس و محقق، ورود رسانه‌هایی مانند تلویزیون را به «ورود یک بیگانه به خانه» تعبیر کرده است. به گفته این محقق این بیگانه به‌ طور متوسط 6 روز در هفته در خانه‌ها حضور دارد؛ بیگانه‌ای که به ‌طور آزادانه در همه جای خانه سر می‌ زند و تأثیر می‌گذارد. این بیگانه وظیفه محدود کردن توانایی کودکان و حتی بزرگسالان را در تشخیص ‌رؤیا از واقعیت به‌عهده دارد.
همچنین «جان تیلور گاتر1999» دربارۀ وسعت دنیای مجازی اعتقاد دارد:
تلویزیون و رسانه‌ها با صرف وقت کودکان به دنیای مجازی، فرصت تجربه دنیای حقیقی و آشناشدن با واقعیت‌های جذاب، نشاط‌ آور و حتی مخاطره‌آمیز را از آنان سلب می‌کنند.
واقعیت این است که تماشای تلویزیون به‌خصوص در سال‌های نخست زندگی کودک اثرات سوئی بر مهارت‌های فکری، ارتباطی، کلامی و حتی خلاقیت کودکان دارد.
تماشای تلویزیون به‌صورت متمادی باعث می‌شود، کودکان از فعالیت‌هایی که می‌توانند و باید در زمان رشد خود انجام دهند غافل بمانند و در اصطلاح کودکی نکنند. به ‌عنوان مثال بازی، ارتباط با کودکان دیگر و حتی بزرگسالان که به تقویت مهارت‌های کلامی و ارتباطی و عاطفی کودک می‌انجامد اگر در زمان خود و به موقع صورت نپذیرد کودکان امروز را با مشکلات عدیده در آینده روبه ‌رو خواهد کرد؛ کودک به‌عنوان مخاطب منفعل، ساعت‌ها روبه‌روی تلویزیون می‌نشیند و به تماشای آن می‌پردازد و در واقع مهارت‌های لازمه ضمن رشد را نیاموخته و تجربه نمی‌کند.
محققان توصیه می‌کنند والدین برای داشتن کودکانی سالم و با سیر رشد طبیعی باید وسایل ارتباط جمعی را به خدمت خود در آورند و به واسطه معضلاتی همچون شاغل بودن، آپارتمان‌نشینی و دغدغه‌های زندگی ماشینی فرزندان خود را به‌طور تمام و کمال در معرض وسایل نوین ارتباطی قرار ندهند. سن میانگین جذب کودک به تلویزیون حدودا 9‌ ماهگی است و لذا برای درامان ماندن از آسیب‌های بی‌رویه تلویزیون، والدین نباید برای سرگرم کردن کودکان به ‌ویژه در سنین زیر یک 3 سال استفاده کنند. رشد مهارت‌های اجتماعی کودک در گروی استفاده صحیح کودکان از وسایل ارتباط جمعی است، لذا برای داشتن بزرگسالانی با مهارت‌ها و قابلیت‌های اجتماعی طبیعی، باید حداقل ساعت‌هایی تلویزیون را خاموش کرد تا کودکان کودکی کنند.
دلیل خاصی که کودکان را به تماشای تلویزیون تشویق می‌کند، با نوع برنامه‌هایی که تماشا می‌کنند و نظر آنها درباره آن برنامه‌ها ارتباط دارد. دسته‌ای از کودکان از روی عادت یا برای وقت گذرانی تلویزیون تماشا می‌کنند و برنامه‌های جدی تلویزیون برایشان کمتر اهمیت دارد و بیشتر به‌دنبال سرگرمی‌های ساده و پرهیجانند.
البته در کنار مسائل مطرح‌شده، تلویزیون نقش زیادی در تعلیم و تربیت داراست.
2- کارکردهای مثبت:

 

ادامه نوشته

چگونگی تحقیق و شناخت اسلام

 چگونگی تحقیق و شناخت اسلام

پرسش: مي خواهم درمورد اسلام تحقيق كنم تا بدونم اسلام چيه و چرا به من ميگن مسلمان؟ لطفا كمكم كنين تا راه خودم وبشناسم.

پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پاسخ:

از اين كه در مورد اعتقاد ديني خود دست به تحقيق زده ايد، تبريك مي گوييم.
دين داري يك امر فطري است و همۀ انسان ها بر فطرت الهي آفريده شده اند. يعني فطرت همۀ انسانها نيكي كردن است. دين به معناي توحيد، يگانگي، اطاعت و فرمانبرداري است. دين اسلام بر اساس فطرت انسان ها پايه گذارى شده و چون فطرت در همه انسان ها مشترك است، پس دين همگانى است. خداي متعال مي فرمايد: "پس روى خود را متوجه آيين پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند انسان ها را بر آن آفريده".(1) دين مانند نوري مي ماند كه براي بشر مورد نياز است. همچنين خداي متعال مي فرمايد: "راستي كه درآفرينش آسمان ها و زمين و در پي يكديگر آمدن شب و روز، و كشتي هايي كه در دريا روانند با آنچه به مردم سود مي رساند، و[همچنين] آبي كه خدا از آسمان فرو فرستاده و با آن، زمين را پس از مردنش زنده گردانيده و در آن هرگونه جنبنده اي پراكنده كرده، و[نيز در] گردانيدن بادها و ابري كه ميان آسمان و زمين آرميده است، براي گروهي كه مي انديشند، واقعاً نشانه هايي [گويا] وجود دارد.(2)
- قبل از هر چيز به اين نكات مقدماتي دقت فرماييد:
1- شايد يكي از بهترين راه‌ها، ابتدا خلوتي با خود، ارتباطي با خدا، تعيين و تبين بيشتر هدف و سپس عزم و اراده در ايمان و عمل به آن چه كه از اصول و فروع مي‌دانيم باشد. دقت كنيم كه هميشه و هميشه، چه در حركات مادي و چه در حركات معنوي، انسان به سوي هدفش حركت مي‌كند و هميشه چيزي را هدف مي‌گيرد كه آن را دوست دارد و نه چيزي كه آن را مي‌داند و يا عقلش به صحت آن حكم مي‌كند. چنان چه هر متخلفي مي‌داند كه راستي و درستي، مهرباني، نوع‌دوستي، كرم، محبت و ... خوب است و خيانت، جنايت، سرقت، ظلم و ... بد است. اما چون بر اساس منافع اهدافي دارد كه آنها دوست دارد، به سراغ آنها مي‌رود.
به عنوان مثال ساده‌: كدام دزدي اموالش مورد سرقت قرار گيرد ناراحت نمي‌شود، كدام ظالمي وجود دارد كه اگر خودش مورد ظلم واقع شود، فرياد بر نياورد؟ پس همگان خوب و بد خود را مي‌دانند، اما چنان چه بيان شد، انسان به سوي آن چه مي‌داند نمي‌رود، بلكه فقط به سوي آن چه دوستش دارد يا نسبت به آن محبت دارد مي‌رود.
پس، گام اول پس از خداشناسي كه با تأمل و تدبر در آيات و نشانه‌هاي او چه در كتاب وحي و چه در كتاب خلقت كامل‌تر مي‌گردد، برقراري ارتباط بيشتر با او و تقويت محبت او در جان است. بايد در هر كاري فقط «خدا» را هدف گرفت تا ايمان به بازگشت به سوي او «معاد» نيز تقويت شود.
خداوند متعال خود مي‌فرمايد كه علت اصلي انحراف آدميان اين است كه چيزهاي ديگري را به جز «الله» هدف مي‌گيرند [مثل: شهوت، قدرت، ثروت و ساير مظاهر دنيا]، و سپس آن چيزها  را دوست دارند، اما مؤمنين شدت محبت‌شان به «الله» است:
«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَ لَوْ يَرَى الَّذينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَميعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعَذابِ»(3) و بعضى از مردم كسانى هستند كه بجاى خدا شريك‏ها مي گيرند و آنها را مانند خدا دوست مي دارند و كسانى كه به خدا ايمان آورده‏اند نسبت به او محبت شديد دارند، و اگر ستمكاران در همين دنيا آن حالت خود را كه در قيامت هنگام ديدن عذاب دارند ببينند مي فهمند كه تمامى نيروها از خداست و خدا شديد العذاب است‏.
به همين منظور به پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد كه به مردم بگو: هر كس خدا را دوست دارد، دنبال من بيايد. دقت كنيد كه نمي‌فرمايد:«هر كس خدا را قبول دارد»، بلكه مي‌فرمايد: هر كس خدا را دوست دارد. چرا كه بسياري از كفار و اهل معصيت و در رأس همگان «ابليس رجيم» نيز خدا را قبول دارند، ولي نفس خود را بيشتر دوست دارند، لذا در پي هواي نفس مي‌روند.
خداوند متعال نيز پاسخ و اجر اين محبت را نه بهشت و نعمت هايش، بلكه «محبت» متقابل قرار داده است –يعني رابطه‌ي عاشق و معشوق- كه موجب بخشش همه‌ي گناهان نيز مي‌گردد: «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ»(4) بگو اگر خدا را دوست مى‏داريد، پس مرا پيروى كنيد تا خدا هم شما را دوست بدارد و گناهانتان بيامرزد كه خدا آمرزگار و مهربان است‏.
خداوند متعال كه هادي بشر است، مكرر در قرآن كريم تأكيد و تصريح دارد كه همه‌ي انحرافات بشر نيز به خاطر محبت به دنيا و مظاهرش است و امام صادق(ع) نيز فرمودند: «رأس كلّ خطيئه حبُّ الدنيا»(5) يعني محبت دنيا ريشه‌ي همه‌ي گناهان است.
پس بايد «محبت» به خداوند را تقويت و تشديد نمود كه آن هم با برقراري ارتباط بيشتر، اطاعت بيشتر اوامر و پرهيز از نافرماني (گناه) ميسّر مي‌گردد.
2- اسلام از دو نوع اعتقادات اصلي و ريشه اي تشكيل شده: يكي اصول ايمان و ديگري اصول عمل.
كسي مسلمان به حساب مي آيد كه هم به اصول ايمان باور داشته باشد و هم اصول عمل را قبول داشته و در زندگي خود پياده كند.
شما براي ارزيابي يك مسلمان، بايد ببينيد تا چه حد به اين اصول نزديك هستند.

 

ادامه نوشته

آپاندیس قلم در گذشته

آپاندیس قلم در گذشته

فانوسِ غدیر بر بام تاریخ[گذری بر جریانات تاریخی غدیر] - سه شنبه شانزدهم آبان 1391
عكس تكان‌دهنده از كودك و پدر شهيدش - دوشنبه پانزدهم آبان 1391
عروسی برادرم مجتبی - یکشنبه چهاردهم آبان 1391
بلوغ و سن ازدواج - یکشنبه چهاردهم آبان 1391
مشعلدار هدایت و حقیقت - چهارشنبه دهم آبان 1391
مصاحبه و گفتگو با استاد احمد عابدی (زید عزه) - چهارشنبه دهم آبان 1391
کشکول کودکانه شمارۀ ۳۷ - سه شنبه نهم آبان 1391
مگه تا حالا مامان رو دیدی؟ - دوشنبه هشتم آبان 1391
دو توصیه شهید بهشتی به قرائتی - یکشنبه هفتم آبان 1391
جوان مطلوب کيست؟ - یکشنبه هفتم آبان 1391
مقالاتی زیبا پیرامون غدیر خم - یکشنبه هفتم آبان 1391
میثم یعنی چه؟ - یکشنبه هفتم آبان 1391
رؤیای بن تن و بتمن - سه شنبه دوم آبان 1391
هر چیز قیمتی دارد - سه شنبه دوم آبان 1391
چادر؛ چرا رنگ مشکی؟ - دوشنبه یکم آبان 1391
برداشت تو! - یکشنبه سی ام مهر 1391
دعایی که اجابتش قطعی است! - یکشنبه سی ام مهر 1391
دوره نوجوانی؛ نقطه عطف زندگی انسان - یکشنبه سی ام مهر 1391
خدا - یکشنبه سی ام مهر 1391
تعریف دوران نامزدی - یکشنبه سی ام مهر 1391
علت ترس از مُردِگان - جمعه بیست و هشتم مهر 1391
رفع گناه با أعمال نیک قبل از خودکشی! - جمعه بیست و هشتم مهر 1391
قوم گرایی در اسلام ممنوع! - جمعه بیست و هشتم مهر 1391
بند دلم بود یا بند کفشش؟ - پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391
باشد قبول،حرفی نیست! - پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391
آخر هنوز به ندیدنت عادت نکرده اند - پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391
شهید مصطفی؛ جامع معقول و منقول - چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391
سومین خورشید خفته در بقیع - چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391
علت طلبه شدنم! - دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391
کشکول کودکانه 36 - دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391
روش های جالب بستن بند کفش(عکس) - یکشنبه بیست و سوم مهر 1391
هیچ کس کامل نیست! - یکشنبه بیست و سوم مهر 1391
داستان کوتاه (طمع دکتر) - یکشنبه بیست و سوم مهر 1391
عکس هایی از کتاب اول دبستان در هفتاد سال پیش - یکشنبه بیست و سوم مهر 1391
بزرگترين عيب از نگاه نهج البلاغه - یکشنبه بیست و سوم مهر 1391
پژوهشی درباره خواب، رؤیا، تعبیر (۱) - جمعه بیست و یکم مهر 1391
مطالب قدیمی وبلاگ آپاندیسِ قلم - جمعه بیست و یکم مهر 1391
نگاهی به فیلم تسویه حساب از دیدگاه یک طلبه - پنجشنبه بیستم مهر 1391
خصومت - پنجشنبه بیستم مهر 1391
خدایا آغوشت رو باز کن - چهارشنبه نوزدهم مهر 1391
چه سخت است تنها متولد شدن - سه شنبه هجدهم مهر 1391
قرآن و مبارزه با خرافات - سه شنبه هجدهم مهر 1391
شمعی که آب شد...(به مناسبت شهادت امام جواد علیه السلام) - سه شنبه هجدهم مهر 1391
چشم در اومده...! - دوشنبه هفدهم مهر 1391
از ترساندن خسته‌ایم از امید بگویید! - دوشنبه هفدهم مهر 1391
چاپ مقالۀ جدید در سایت جماران - دوشنبه هفدهم مهر 1391
انسان بودن - دوشنبه هفدهم مهر 1391
زبان هیچ استخوانی ندارد! - دوشنبه هفدهم مهر 1391
نجس ترین چیز دنیا - دوشنبه هفدهم مهر 1391

محکوم به مرگ ...

محکوم به مرگ ...

اگر می دانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد، آنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری می کنید، می دانستید.

ساده زیستی از دیدگاه اسلام

 ساده زیستی از دیدگاه اسلام

پرسش:

ملاک اسلام در مورد ساده زیستی و قناعت چیست؟

معنای وسعت در زندگی چیست؟ ساده زیستی؟ قناعت؟ اسراف؟

پاسخگو: مصطفی سلیمانی


پاسخ:

با توجه به اینکه سوالتان، نیاز به تبیین دارد، خواهش می کنیم به أبعاد آن به دقت توجه فرمایید.
يکي از موضوعاتي که در زندگي فردي و اجتماعي و مادي و معنوي انسان تأثير بسزايي دارد، ساده زيستي و قناعت است که متأسفانه کمتر به آن توجه شده است، در حالي که از نظر فرهنگ ديني، يکي از ارزش هاي متعالي به حساب مي آيد.
ساده زيستي، پاسخ انسان هاي دانا به زندگي ناپايدار دنياست که در پرتو آن، آرامش درون و برون حاصل مي شود. بنا براين، ساده زيستي با نوع شناخت انسان و نگرش او به زندگي دنيا مرتبط است.
در عصر حاضر، دو نگاه افراطي و تفريطي به بهره مندي از مواهب الهي و ماديات ديده مي شود. عده اي در ماديات دنيا غوطه ور شده و اسير زرق و برق و تجملات آن گرديده اند و برخي مانند راهبان مسيحي و صوفيان، تارک دنيا شده و از جهان ماده يا به کلي بي خبرند و يا مي خواهند با زندگي زاهدانه، افکار مردم را به خود جلب کنند.
رشد فزاينده ي عوامل قدرت وثروت و ترويج مصرف گرايي در عصر حاضر، خطر روي آوردن به زندگي تجملاتي و فرو رفتن در مرداب دنيا را افزايش داده است.
وضعيت فوق و آثار زيان بار زندگي تجملاتي مي طلبد که ويژگي هاي ساده زيستي و آثار مثبت آن را بررسي کنيم تا از خطرات دل بستگي تام و تمام به مواهب دنيوي و تجمل گرايي در امان بمانيم.
ساده زیستی در زندگی، مقولۀ کلی است که باید به صورت عام به آن پرداخت؛ لذا به قواعد در این زمینه دقت فرمایید؛
ساده زيستي مورد نظر اسلام عبارت است از: عدم دل بستگي به مظاهر دنيا و رهايي از تجملات و تشريفات زايد زندگي و بي پيرايه بودن که مقابل آن، تجمل گرايي و رفاه زدگي است.

- چند مقوله که دانستن آن کمکتان می کند:
1) ساده زيستي و زهد: ساده زيستي با مفهوم زهد و بي رغبتي، ارتباط تنگاتنگي دارد. استاد مطهري مي گويد: «زهد، حالتي است روحي و زاهد از آن نظر که دل بستگي هاي معنوي و اخروي دارد، به مظاهر مادي زندگي بي اعتناست. اين بي اعتنايي و بي توجهي تنها در فکر و انديشه و احساس قلبي نيست و در مرحله ي ضمير پايان نمي يابد. زاهد در زندگي عملي خويش، سادگي و قناعت را پيشه ي خود مي سازد و از تنعم تجمل و لذت گرايي پرهيز مي نمايد. زهاد جهان آنها هستند که به حداقل تمتع و بهره گيري از ماديات اکتفا کرده اند.»(1)
با اين توصيف، مفهوم زهد دو مرحله ي قلبي و عملي دارد: مرحله قلبي آن، عدم دل بستگي به دنيا، و مرحله عملي آن، اکتفا کردن به حداقل ابزارهاي زندگي و ساده زيستي است. پس مي توان گفت: ساده زيستي راستين راه را براي تحصيل زهد حقيقي همواره مي سازد؛ چنان که در روايتي از امام علي (ع) آمده است: «التزهد يؤدي الي الزهد؛(2) واداشتن خود به زهد و ساده زيستي، منتهي به حالت دروني زهد مي گردد» .در جاي ديگر مي فرمايد: «اول الزاهد التزهد؛ (3)نخستين گام زهد، تزهد (ساده زيستي) است.»
در يک جمله مي توان گفت: زهد، مربوط به گرايش باطني و قلبي انسان به دنياست و ساده زيستي، ناظر به زندگي فردي و اجتماعي افراد است و نمي توان بدون روحيه ي ساده زيستي، به زهد رسيد. تجمل گرايي، حاکي از دل بستگي به دنياست که با زهد در تضاد است.
2) ساده زيستي و آراستگي: شايد بعضي تصور کنند ساده زيستي با آراستگي ظاهري، منافات دارد، در حالي که بين اين دو هيچ گونه تضادي وجود ندارد. مي توان هم ساده بود و هم آراسته. اسلام بر لزوم آراستگي مسلمانان تأکيد کرده است. قرآن مجيد مي فرمايد:«يا بني آدم خذوا زينتکم عند کل مسجد ؛ (4) اي فرزندان آدم ! زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود داشته باشيد». اين جمله مي تواند شامل پوشيدن لباسهاي مرتب و پاکيزه، شانه زدن موها، به کار بردن عطر و مانند آن باشد. ضمن آن که شامل زينت هاي معنوي مانند: ملکات اخلاقي و پاکي نيت و اخلاص نيز مي گردد. (5) پيامبر اکرم (ص) مي فرمايد: خداي تعالي دوست دارد وقتي بنده اش نزد برادران خود مي رود، با ظاهري آراسته رو به رو شود. (6) آن حضرت از مردي که موهاي ژوليده و لباسي کثيف داشت، انتقاد کرد و فرمود: بهره بردن از نعمت هاي الهي و نماياندن نعمت، جزء دين است. (7)
پيامبر اکرم (ص) در عين سادگي و دوري از تجملات دنيوي، پاک و پاکيزه و خوش بو و معطر بود؛ چنان که وقتي از مسيري مي گذشت، رهگذراني که پس از وي از آن جا مي گذشتند، از بوي خوش آن حضرت مي فهميدند که پيامبر از آن جا عبور کرده است. (8)امام خميني (ره)که الگوي ساده زيستي در عصر حاضر بود، به ظاهر خويش و تميزي و زيبايي لباس بها مي داد و همواره از عطر استفاده مي کرد.
3) ساده زيستي در عصر تکنولوژي: ممکن است اين توهم پيش آيد که در اين زمانه که عصر تکنولوژي و پيشرفت است، ساده زيستي ممکن نيست و اساسا سخن گفتن از اين مقوله، بيهوده و نا به جاست، زيرا ماهيت تکنولوژي، زهد و ساده زيستي را برنمي تابد. حيات تکنولوژي، فزون خواهي و گسترش است و همواره در پي توليد و تکثير مي باشد. پس يکي از مقتضيات آن، ترويج مصرف گرايي و ارزش بودن آن است.

 

ادامه نوشته

کاریکاتوری زیبا و عمیق!

کاریکاتوری زیبا و عمیق!


شرح و تفسیرش با خودتون

تفريح اسلامی و معضلات فضای مدرن

تفريح اسلامی و معضلات فضای مدرن

 

پرسش:
مي خواستم بدونم در اسلام چرا اكثر تفريحاتي كه جوانها دوست دارند حرام است؟
مثلا بازي پاسور در حالتي كه شرط بندي نباشد چه مشكلي دارد؟
يا گوش دادن به موسيقي؟
به جاي اينها چه چيزي را معرفي مي كنيد؟

  پاسخگو: مصطفی سلیمانی
پاسخ:
انسان ها براي ادامۀ زندگي و داشتن روحيه اي قوي، خواستار تنوع و تفريح هستند و يك نواخت شدن زندگي، در ادامۀ فعاليت هاي معمول مادي و حتي در زندگي معنوي آنان، خلل و آسيب وارد خواهد كرد. با اين وجود، آيا اسلام مخالف هر گونه تفريح بوده و با آن به مبارزه بر مي خيزد؟
تحقيق در منابع اسلامي، ما را به اين نتيجه مي رساند كه اگر تفريح و سرگرمي در حدي باشد كه موجب غفلت انسان از خداوند و دوري از هدف اصلي زندگي نشده و نيز رفتارهاي حرامي در جريان اين سرگرمي ها وارد نشود، نه تنها منعي از آن وجود ندارد، بلكه آنچه از قرآن و روايات برداشت مي شود، اين است كه چنين تفريحاتي كاملاً مورد تأييد بوده و نقش آن در ادامۀ يك زندگي سالم انكار ناپذير است.
- تفريحات و سرگرمي ها از ديدگاه اسلام:
تفريح سالم زماني مناسب است كه تنها يك بخش از زندگي انسان را تشكيل داده و كمكي براي پيشبرد اهداف مادي و معنوي انسان باشد، اما نبايد اين سرگرمي ها به حدي گسترش يابد كه تمام عمر انسان را تحت پوشش خود قرار دهد.
امام علي(ع) در اين زمينه مي فرمايند: «تمام عمر خود را با بطالت و تفريح سپري نكن كه نتيجه اش آن است كه براي جهان آخرت هيچ توشه اي نيندوخته باشي.»(1) و نيز مي فرمايند:«لهو و خوش گذراني، انسان را از امور جدي باز مي دارد.»(2)
اگر گاهي مشاهده مي كنيم كه بزرگان ديني ما، مردم را از پرداختن به لهويات بازمي دارند و به عنوان نمونه، بيان مي دارند كه: «اسلام شوخى ندارد؛ همه‏اش جدّى است، هزل ندارد؛ لغويات ندارد؛ لهويات ندارد؛ همه‏اش جدّى است، جدّيات است.»(3) دليلش اين نيست كه تفريح حرام است، بلكه توصيه اين بزرگواران، آن است كه سرگرمي ها نيز بايد هدفمند طراحي شوند كه در اين صورت، تفريح نيز نه تنها حرام و مكروه نخواهد بود، بلكه امري لازم در زندگي جدي انسان به شمار خواهد آمد.
- با توجه به مقدمه بالا به اين نتيجه مي رسيم كه هر تفريحي حرام نيست و اگر مرتكب حرامي ديگر نشويم، مي توانيم براي تنوع در زندگي، تفريحاتي نيز داشته باشيم، اما نكات زير را نبايد از ياد ببريم:
1- حتي هنگام تفريح و سرگرمي هاي حلال نيز نبايد از ياد خداوند غافل شد.
خداوند به افراد با ايمان توصيه مي كند كه حتي اموال و فرزندانشان، آنان را از ياد خدا غافل نكند.(4) در جاي ديگر مي فرمايد كه مؤمنان واقعي افرادي هستند كه خريد و فروش و تجارت (كه اموري مباح و لازم هستند)، آنان را از ياد خدا باز نمي دارد.(5) به فرمودۀ امير المؤمنين(ع)، هر چه انسان را از ياد خداوند باز دارد، تفاوتي با قمار ندارد.(6)
2- سرگرمي هايمان، تمام فكرمان را مشغول نكند، تا جايي كه حتي زماني كه تفريحمان به پايان رسيده و در ظاهر به عبادت و نماز مشغوليم، انديشۀ ما هنوز در دنياي تفريحات سير كند؛ چون خداوند، خواسته هاي فردي كه با افكار پراكنده به دعا برمي خيزد، را اجابت نخواهد كرد.(7)
امام خميني(ره)، در اين راستا و در نكوهش توجه بيش از حد به موسيقي، چنين اظهار مي دارد: «تمام توجه، تمام اين مغز، مغز موسيقى مى‏شود. به جاى مغز جدّى، مغز لَهْوى مى‏نشيند. بايد يك آدمى باشد كه به سرنوشت خودش فكر كند، اين فكر را از او گرفته‏اند.»(8)
3- سرگرمي ها هدفدار باشد؛ زيرا يك كار مي تواند با چند نيت متفاوت، احكامي گوناگون داشته باشد.
يكي از شيعيان، نظر امام صادق(ع) را در مورد شكار كه نوعي سرگرمي است جويا شد. امام در پاسخ، شكارچيان را به سه گروه تقسيم كردند: گروهي براي تأمين آذوقۀ خانوادۀ خود اقدام به اين كار مي كنند. شغل گروه دوم، شكار است و از اين راه كسب درآمد مي كنند و آخرين گروه نيز فقط براي خوشگذراني دست به اين كار مي زنند. گروه اول و دوم، مشكلي ندارند، اما فرد با ايمان فرصت نمي كند كه (روزها و هفته ها را) به دنبال شكاري كه هيچ نفعي به او نمي رساند، سپري كند (و به عبارتي در گروه سوم قرار گيرد).(9)
بر اين اساس، شكاري كه جز از بين بردن محيط زيست، فايده ديگري ندارد، تفريح سالم به شمار نمي آيد، اگرچه با هدفي متفاوت مي تواند، هم تفريح و هم كسب درآمد باشد.

 

ادامه نوشته

شعار هفته [احترام به حسود]

شعار هفته

[احترام به حسود]

به کسانی که به شما حسودی می کنند احترام بگذارید! زیرا اینها کسانی هستند که از صمیم قلب معتقدند شما بهتر از آنان هستید.

مامان من از کجا اومدم؟

مامان من از کجا اومدم؟


همه والدین گاهی با این مشکل مواجه می شوند که چطور باید به بعضی از سوالاتی که فرزندنشان می پرسند، پاسخ دهند؛ سوالهایی مثل “بچه ها از کجا به وجود می آیند؟” یا سوالات دشواری از این قبیل.
خیلی از والدین سعی می کنند با پاسخهای کوتاه و گنگ فرزندانشان را از سر خود باز کنند. شما هم تابه حال اینکار را کرده اید؟
ما بعنوان پدر یا مادر کودکانی که در سن رشد هستند باید یاد بگیریم که راحت با فرزندان خود حرف بزنیم؛ طوریکه هم برای خودمان و هم برای فرزندمان راحت باشد.
در آن واحد پاسخی که به فرزندمان می دهیم باید واقعی و صحیح باشد، البته باید به تناسب سن و سال او هم مطرح گردد.
در این مقاله می خواهیم به شما آموزش دهیم که چطور به سوالات عجیب و غریب فرزندانتان به درستی پاسخ دهید.

 

ادامه نوشته

رابطۀ دعا و تقدير

 رابطۀ دعا و تقدير

[علم پيشين الهي و اختيار]

پرسش: آيا سرنوشت انسان پيشاپيش تعيین نشده؟ پس چرا ما دعا مي كنيم تا از يك اتفاق بد جلوگيري كنيم در صورتي كه هراتفاقي خواست خداست وتعيين شده است. آيا ما دعا مي كنيم تا سرنوشت وتقديرمان راعوض كنيم؟ اگر نه پس فايده دعاكردن چيه ؟

  پاسخگو: مصطفی سلیمانی

پاسخ:
با توجه به معناي صحيح تقدير الهي و سازگاري آن با اختيار بشري مي‌بينيم كه آيات و روايات فراواني اشاره دارند كه دعا، صدقه و نيكوكاري‌هاي انسان، به دگرگوني و بهبود وضع زندگي وي مي‌انجامد يعني پي‌آمد كارهاي خوب و بد انسان در تغيير سرنوشت او، يكي از قضا و قدرهاي كلي و ثابت به شمار مي‌آيد در قرآن كريم آمده است: «وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ؛(1) يعني استغفار به رفع عذاب مي‌انجامد» و يا «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ»(2) اگر اهل قريه ها ايمان بياورند و تقوي پيشه كنند بركات آسمان و زمين را برايشان نازل مي‌كنيم.» بنابراين تغيير سرنوشت به دست خود انسان، از قضا و قدرهاي الهي است و خداوند چنين خواسته است كه: «لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى».(3)
- براي روشن شدن زواياي مختلف بحث ناگزير از توضيح مطالبي هستيم:
1- سخني در مورد تقدير داشته ايد؛ منظور از تقدير الهي اين است كه خداي متعال براي هر پديده‌اي اندازه و حدود كمّي و كيفي و زماني و مكاني خاص قرار داده است كه تحت تأثير علل و عوامل تدريجي، تحقق مي‌يابد. و منظور از قضاء الهي اين است كه پس از فراهم شدن مقدمات و اسباب و شرايط يك پديده آن را به مرحلۀ نهايي و حتمي مي‌رساند.(4) كه دعا هم از جمله اين عوامل و مصداق تقدير مي باشد: «قيل لرسول الله (ص): يا رسول الله رقي يستشفي بها، هل ترد من قدر الله؟ فقال(ص): انّها من قدر الله»(5) امام باقر(ع) فرمودند: از رسول مكرم اسلام(ص) سئوال شد: اي فرستادۀ خدا، اين دعاها و نوشته هايي كه براي طلب شفا به كار برده مي شود، آيا جلوي تقدير خداوند را مي گيرند؟ حضرت فرمودند: آنها، خود نيز از تقدير خدايند.
پس شما نبايد از درگاه الهي نااميد باشيد و همه چيز را نوشته شده، به معناي تمام شده بدانيد، بلكه با دعاهاي خود اميد برگشت سرنوشت را داريد.
2- اگر از زاويۀ ديگر به مسأله تقدير و نقش دعا كه در سوال شما مشهود است نگاه كنيم، بايد بگوييم: ما دو نوع قضا داريم كه نظر شما را عوض مي كند:
الف) قضاي حتمي: آن است كه تمام مراحل امر الهي امضا و طي گرديده و قابل بازگشت نيست مانند اجل حتمي؛ خداي متعال مي فرمايد: «اذا جاء اجلهم لايستأخرون ساعة و لا يستقدمون»(6) هنگامي كه اجل آن ها بيايد واپس نروند ساعتي و پيشي نگيرند ساعتي.
ب) قضاي غير حتمي و معلّق:
آن است كه هنوز به مرحلۀ امضا و قطعيت نرسيده و محو و اثبات آن به دست خداوند است. اين نوع از قضا است كه به وسيلۀ دعا و صدقه و صلۀ ارحام و احسان به والدين و ساير احسانات و انجام امور خير به مشيّت الهي بر مي گردد و قابل تغيير و دگرگوني است.
 

ادامه نوشته

معاشرت و خدمت به مردم در معارف دين

معاشرت و خدمت به مردم در معارف دين

حسن معاشرت، مصاحبت نيكو، برخورد پسنديده و خدمت به خلق از دستورات مورد تأكيد قرآن كريم، پيامبر گرامي اسلام(ص) و پيشوايان معصوم ماست. طبق دستورات دين اسلام مسلمانان موظفند با هم رفتاري نيكو و ملاطفت آميز داشته باشند و هيچ كس حّق ندارد بر اساس معيارهاي مادي رفتار خود را با ديگران تنظيم نموده و فقراء را به خاطر فقر و تهي دستي مورد بي مهري قرار دهد، بلكه بايد با چهره ‎اي باز و گشاده بر اساس معيارانسانيت و ايمان با چهره‎اي گشاده و باز با ديگران روبه رو شده، گره از مشكلات هم بگشايند.
در اين ميان پيامبر گرامي اسلام (ص) از همه پيشقدمتر است تا جايي كه خداوند در وصف ايشان مي‎فرمايد: « وَ إِنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ»[1] به تحقيق تو داراي خلقي عظيم و نيكو هستي »، «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَئوفٌ رَحِيمٌ»[2] همانا رسولي از جنس شما براي هدايت خلق آمد كه از فرط محبت و نوع پروري، فقر، پريشاني و جهل و فلاكت شما بر او سخت مي آيد و بر نجات شما حريص و به مؤمنان مهربان است.»
ادامه نوشته

من همچنان رعیتم و تو اربابی حسین

تو اربابی حسین...
 


فرقـــی نمـــی کـــند

در کجای قرن چندم ایستاده باشم!

مهم این است که من همچنان رعیتم و تو اربابی حسین

مصاحبه و گفتگو با حجة الاسلام سید محمدباقر ابطحی

مصاحبه و گفتگو با حجة الاسلام سید محمدباقر ابطحی 

بیوگرافی

حجت الاسلام «سید محمد باقر ابطحی» در جشنوارۀ سراسری شیوه‌های نوین تدریس معارف دین، رتبۀ اول در رشتۀ تدریس اخلاق را از آن خود کرده، و در اولین جشنوارۀ نوآوری‌های تبلیغ دین با عنوان ابزار انتقال مفاهیم، رتبۀ سوم را کسب کرده است.

وی در حال حاضر علاوه بر تبلیغ، تحصیل و تدریس، طراحی مسابقات فرهنگی و طراحی ابزار کمک آموزشی معارف اسلامی، ویژۀ مربیان حوزوی در حوزۀ علمیۀ قم، مسئولیت مجموعۀ فرهنگی رسول مهر را به عهده دارد و در حوزه تبلیغ دین برای کودکان و نوجوانان فعالیت می نماید.

 نشریه «حریم امام» به مناسبت روز جهانی کودک، این مصاحبه را منتشر می‌نماید.

  مصاحبه گر: مصطفی سلیمانی

***** نحوۀ ورود شما به این عرصه چگونه بوده و چه سیری را داشته است؟

علاقۀ کار با کودک و نوجوان به دوران کودکی ام باز می‌گردد که در خانواده‌ای مذهبی به دنیا پا گذاشته بودم. به علت رفت و آمد زیاد خواهرزاده و برادرزاده ها که طبق معمولِ خانواده‌های ایرانی به پدربزرگ خود سر می‌زنند، انگیزۀ مشغولیت و برنامه‌ریزی اوقات تفریح آنها در ذهنم ایجاد شد. در حین بازی با بچه‌ها، آموزش‌های مذهبی، فرهنگی و علمی با روش‌های جذاب و بازی بین ما شکل گرفت، و از آنجایی که به هنر علاقۀ زیادی داشتم، سعی می‌کردم که از این عنصر با ارزش در بازی ها استفاده شود، و این برنامه طوری ادامه یافت که بچه‌های اقوام با شور و شوق فراوان در بازی ها شرکت می‌کردند، به گونه‌ای که هنوز هم از آن ایام با خاطرات خوش یاد می‌کنند.
با پایان دوران دبیرستان و ورود به حوزۀ علمیۀ تهران که در محضر آیت الله مجتهدی تهرانی( رحمة الله علیه) بودم، اولین جرقۀ کار فرهنگی با کودک و نوجوان را به صورت رسمی در مسجد پدر مرحومم که امام جماعت آنجا بود، شروع کردم، که در این امر بهترین همراه و همیار بنده مرحوم محمدرضا علایی بود که با تشویق و احترام او، انگیزۀ کار با کودک و نوجوان در دلم دوچندان شد.
این دغدغه تا آنجایی پیش رفت که اجرای برنامه‌های فرهنگی در پایگاه‌های تابستانی چندین مسجد و دبیرستان محل شکل گرفت. پس از گذشت هشت سال از این فعالیت‌ها وارد حوزۀ علمیۀ قم شده و از همان تابستان اول تا کنون در اردوهای فرهنگی تربیتی که به صورت رسمی در کشور برگزار می‌شود، به عنوان مربی دعوت شدم و به اجرای برنامه‌های مختلف و متنوع در معارف دینی با توجه به دغدغه‌هایم پرداختم.
به خاطر تنوع کاری و استفاده از ابزارآلات تبلیغی در اجرای برنامه، از اردوگاه‌های متعددی از بنده دعوت به عمل می‌آید که از مهم ترین آنها می توان به اردوگاه امام خمینی(س) در لواسان، اردوگاه شهید آوینی در اوشان  فشم؛ و برنامه‌های تابستانی ادارات مختلف، از جمله صنایع هوایی ایران و صنایع شهید همت نام برد.

***** آیا در این امر دورۀ آموزشی خاصی گذرانده‌اید یا به صورت تجربی وارد این میدان شده‌اید؟

تا سال 1378 به صورت تجربی و با مشورت فراوان برادر و استاد بزرگوارم حاج سید محمود ابطحی به این کار مقدس می‌‌پرداختم که البته این نظرخواهی و مشورت کماکان ادامه دارد. تا اینکه در سال 1378 در دورۀ تربیت مربی کودک و نوجوان زیر نظر حجت الاسلام راستگو در دفتر تبلیغات اسلامی شرکت کرده و مورد تشویق ایشان و همکاران این مرکز قرار گرفتم و هم اکنون نیز با این مجموعه به صورت تدریس با عناوینی ازجمله «طراحی مسابقات فرهنگی ویژه مربیان روحانی» همکاری دارم.

 

ادامه نوشته

مصاحبه و گفتگو با حجة الاسلام سید حسن آقامیری

مصاحبه و گفتگو با حجة الاسلام سید حسن آقامیری

بیوگرافی

در یک شب بارانی میهمان سیدی شوخ طبع و متواضع بودیم که دغدغه های فراوانش پشت مباحث گوناگونی که مطرح می کرد، موج می زد.

حجة الاسلام سید حسن آقامیری در عرصه تبلیغ و منبر مطرح و معروف گشته است. این هفته به مناسبت آغاز دهه محرم به پای صحبت های شیرین و بادغدغه ایشان در زمینه هیئت و هیئت داری و منبر و سخنرانی، می نشینیم.

  مصاحبه گر: مصطفی سلیمانی

***** نحوه ورود شما به عرصه تبلیغ و منبر چگونه بوده است؟ از حال و هوای اولین منبرهایی که داشته اید مقداری برایمان بازگو کنید.

 حجة الاسلام آقامیری: در دوران کودکی نزدیکی محل زندگی ما جلسه ای برگزار می شد. شخصی مقابل درب می ایستاد و به افرادی که در جلسه شرکت می کردند، خوش آمد می گفت؛ برایش فرقی نمی کرد شخصی که وارد می شد کوچک است یا بزرگ، بار اول است که امشب وارد جلسه می شود یا چند بار از جلسه خارج شده و دوباره به جلسه بازگشته است؛ آن شخص برای احترام تمام قد می ایستاد و دست روی سینه اش می گذاشت و با صدای مردانه ای که داشت می گفت: «خوش آمدید!» ما از ادب این مرد بود که هیئتی شدیم. همین نقطه شروع علاقه ام به هیئت و بالطبع روحانیت بود. بعدها پای منبر، آنقدر از بزرگواری های علماء شنیدیم که در ما علاقه ورود به حوزه علمیه ایجاد شد. چهار سال بعد در حوزه علمیه مشغول به تحصیل شدم.

از آنجایی که از طریق منبر و هیئت به حوزه علاقه مند شدم، از همان سالهای اول، ایام تبلیغی را به روستاها می رفتم. اوایل بیشتر از 10 دقیقه نمی توانستم سخنرانی کنم! بیشترین جاذبه ای که داشتم، برخورد صمیمی با مردم بود که البته رعایت این نکته به سفارش پدر عزیزم بود. تا اینکه سر از دانشگاه ها در آوردم. دانشجوها برایشان جالب بود که یک نفر هم سن و سال خودشان با لباس روحانی برایشان صحبت می کرد؛ جسارت جوانی هم چاشنی منبرهای دانشگاه شده بود.

تقریباً 9 سال پیش بود که وارد هیئات قم شدم تا الآن که تقریباً در اکثر جلسات قم سخنرانی کردم.

***** با توجه به تجربه ای که در برخورد با جوانان و هیئات داشتید، جایگاه هیئت را در هدایت جامعه چگونه ارزیابی می کنید؟

 حجة الاسلام آقامیری: در ابتدا باید تعریفمان را از هیئت روشن کنیم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»یعنی من آمده ام برای بیان آخرِ آقایی. مقصد خداست ولی ابزار رسیدن به این هدف، مکارم اخلاق است. چراهایی دینی ما همانند: چرا نماز؟ چرا روزه؟ و چرا هیئت؟ با همین فراز باید تکمیل شود. این روایت در همه زوایای دین جریان دارد.

نخِ تسبیح شریعت محمدی، اخلاق است. پس برای رسیدن به این فراز از زیارت امین الله:«مستنة بسنّة اولیئک و مخالفة لاخلاق اعدائک» این فراز از دعا یعنی تولی و تبرای حقیقی. بر اساس این هدف باید جایگاه هرشخص در هیئت تعریف شود. منبر به عنوان زبان گویای دین باید سرشار از این تولی و تبری باشد و روحانی خارج از منبر هم مصداقِ عملی این خصائص باشد. هیئت با این تعریف می شود کلاس درس! می شود مکتب خانه؛ می شود دانشگاه؛ می شود حوزه علمیه.

با این اوصاف جایگاه هیئت در هدایت معلوم می شود. یکی از مراکز مهم و اثرگذارِ در روند کلی تکامل جامعه همین فضاها و هیئات مذهبی است. مثلاً آیتالله طالقانی قبل از انقلاب مسولیت هیئتی را به عهده داشت که در آن تفسیر قرآن می گفت. او از یک دست فروش بازار تهران، یک معلم ساخت که بعدها وزیر آموزش و پرورش شد و طولی هم نکشید که رئیس جمهور شد که خاطره رئیس جمهوری اش هنوز کام مردم ما را شیرین می کند. البته در این زمینه حرف هایی هم هست که شاید بعداً به مقتضای بحث بدان اشاره کردم.

 

ادامه نوشته

بچه دار شدن در ماه محرم و صفر

بچه دار شدن در ماه محرم و صفر

پرسش:  آيا بچه دار شدن در ماه محرم و صفر تاثير بدي روي بچه مي گذارد؟


  نویسنده: مصطفی سلیمانی

پاسخ:
اسلام براي همه جنبه هاي زندگي انسان و از جمله در مورد آميزش برنامه هايي ارائه كرده است كه رعايت اين آداب، در بهداشت فردي و اجتماعي، روحي و جسمي زن و شوهر، بچه دار شدن و سالم بودن آن، ازدياد محبت و غيره تأثير دارد. اسلام عمل زناشويي و بچه دار شدن را در هر جا و هر محلي اجازه نداده است و بايد جاي مخصوص و مناسبي براي اين كار در نظر گرفته شود و در تحت شرايط خاصي انجام پذيرد.
- تأثير زمان آميزش در حالات و روحيات فرزند:
براي آميزش زماني در نظر گرفته شده است كه عدم رعايت آن مي تواند تأثيرات بدي را به دنبال داشته باشد؛ چنانچه امام صادق (ع) مي فرمايد: «در اول ماه و ميان ماه و آخر ماه جماع مكن كه باعث سقط فرزند (جنين) مي شود و اگر فرزندى متولد شود ممكن است ديوانه باشد يا صرع داشته باشد... »(1)
يا مثلاً آميزش در ايام حيض و نفاس و در حال روزه داري نباشد. پيامبر اكرم(ص) فرمودند: «هر كس در حال حيض با همسر خود همبستر شود و فرزندي كه متولد مي شود مبتلا به خوره يا پيسى باشد، پس ملامت نكند، مگر خود را»(2)
- فرزند دار شدن در ماه محرم و صفر از ديدگاه اسلام:
مجامعت با همسر براي فرزند دار شدن در غير از ايام حيض و نفاس و در حال احرام و روزه يا موارد ثانوي ديگر حرام نمي باشد. «مجامعت در ماه هاي محرم و صفر و ايام شهادت و سوگواري حرمت شرعي ندارد، بلي اين يك نوع احترام به پيشوايان ديني محسوب مي شود، همچنان كه معمولاً افراد در مرگ عزيزانشان به احترام آنها مدتي از مجامعت كناره مي گيرند.»

 

ادامه نوشته

این مرد را کمی بیشتر بشناسید!

این مرد را کمی بیشتر بشناسید!

فقط چند دقیقه…

1- اسلام شناس بزرگ و روشنفکر ایرانی
۲- معروف بود به عالمی که وجهه رحمانی دین را اثبات کرده و دو مقوله «مردم داری» و «دین داری» را به خوبی با هم آمیخته است.
۳- حرف‌های تازه، جالب و عجیبی می‌زد: فقهای ما نباید ببینند که رسول خدا ۱۴۰۰ سال پیش چه کردند، آن‌ها باید فکر کنند که اگر ایشان امروز بودند چه می‌کردند. همین کلید فقهی شده بود موجب بیان سخنانی که مردم را به حیرت وا می‌داشت!
۴- صدر به همه مردم محبت می‌کرد. اعتقاد به نزدیکی ادیان و گفتگوی ادیان داشت. مسلمان، کمونیست، مسیحی، یهودی و وهابی و بودایی را به خانه و یا جلساتی در محل‌های مختلف دعوت می‌کرد و از آن‌ها می‌خواست از هر دری با هم حرف بزنند و چای و قهوه بنوشند. سیاست، اقتصاد، فرهنگ، کتاب‌هایی که خوانده‌اند، شعرهایی که خوانده‌اند، خلاصه هر چیزی که باعث شود فضای گفت و گو بین مردم ایجاد شود!
۵- رفتار محبت آمیزش با پیرو ادیان مختلف باعث شد برای اولین بار در تاریخ کشیشان مسیحی از او دعوت کنند تا در کلیسا برای آنان حرف بزند. هر جا می‌رفت می‌گفتند: این مسیح ماست که بازگشته است! در مواردی در مجالس بانوان اغلب بی حجاب، شرکت می‌کرد و با آن‌ها گفت و گو می‌کرد.
۶- می‌گفت: همه ادیان محترمند. هدف ادیان دعوت به خدا و خدمت به انسان است. اختلاف به ادیان از جایی شروع شد که ادیان به فکر خدمت به خود افتادند!!


۷- موافق آزادی بود. می‌گفت: کسی می‌تواند آزادی را محدود کند که به فطرت انسانی کافر باشد.
۸- می‌گفت: مسلمان هیچ‌وقت حیله گری نمی‌کند، دستاوردش هرچه می‌خواهد باشد باشد!
۹- می‌گفت: موسیقی حلال است! فرزندش را به کلاس موسیقی فرستاده بود. هراز چند گاهی از او در مورد ابزار موسیقی و نت‌ها و گام‌های موسیقی از او سؤال می‌کرد. از او می‌خواست که علم موسیقی‌اش بالا برود!!
10- در دوره ای که اسلام‌گرایان تندرو مسیحیان را نجس می‌شمردند و خرید از مغازه های آنان را حرام می‌دانستند امام موسی صدر به یکی از مطرح‌ترین بستنی فروشی‌های لبنان رفت. در آنجا چای خورد. بستنی خورد و گفت: مسیحیان و پیروان همه ادیان پاکند. به خاطر عشق به امام از آن روز مشتریان مسلمان و مسیحی آن بستنی فروش چندین و چند برابر شدند!
۱۱- جنبشی را به نام جنبش امل تاسیس کرد که پایگاهی بود برای حمایت از شیعیان و همه مستضعفان. با کمک سران کشورهای مسلمان چندین مدرسه ساخت! چندین فرهنگسرا ساخت! چندین بیمارستان و درمانگاه و … چنانچه در بسیاری از شهرها و روستاها چهره فقر و تکدی گری از آنجا رخت بر بست!
۱۲- شعر می‌گفت و می‌نوشت. قصه های نویسنده های مطرح زمان را به عربی ترجمه می‌کرد. یکی‌اش سووشون سیمین دانشور!


۱۳- ساعت‌ها با ماشینش به نقاط مختلف سفر می‌کرد تا از نزدیک با مردم و مشکلاتشان آشنا شود.
۱۴- می‌گفت: خصلت ما روحانیون این بوده و همیشه منتظر آن بوده‌ایم که در جایی بنشینیم و مردم به سراغ ما بیایند و دست ما را ببوسند. اما من این‌گونه نیستم. خودم به سوی مردم می‌روم و از هیچ چیز ابایی ندارم. من باید راه نیمه تمام جمال‌الدین اسدآبادی را کامل کنم.
۱۵- می‌گفت: جوان امروز را نمی‌توان با اندیشه و عاطفه دینی آشنا کرد بدون اینکه از فلسفه، هنر، عشق و عرفان بهره گرفت!
۱۶- اعتقاد داشت: هر کس با هر دین و آیینی باشد اگر به آنچه در کتاب آسمانی‌اش آمده اعتقاد داشته باشد و به آن عمل کند رستگار خواهد شد! و زمان حکومت حضرت مهدی هم همه با ادیان مختلف هستند و نه الزاماً مسلمان. هرکس با هر دینی ولی تحت یک رهبری واحد.
۱۷- می‌گفت: چگونه ما شیعیان پیرو علی هستیم ولی از نظر علمی و اخلاقی و پاکیزگی به سفارشات علی عمل نمی‌کنیم.
۱۸- چند بار از وی خواستند وارد سیاست شود. ولی وی نپذیرفت و جایگاه خود را در جایی دیگر جست و جو می‌کرد.
۱۹- دوست نداشت کسی با کسی، فرقه ای با فرقه ای دیگر در جنگ باشد. در دوره ای که نصیحت‌ها و پا در میانی‌اش برای صلح فایده نکرد دست به اعتصاب غذا زد. شیعه و سنی و یهودی و مسیحی به احترامش دست از اختلاف کشیدند.
۲۰- همسر امام می‌گوید: یک‌بار ندیدم موسی به فرزندانش بگوید نمازتان را خوانده‌اید؟ هیچ وقت با بچه‌ها دعوا نمی‌کرد.
۲۱- خبر رسید که جوانی شیعه دختر مسیحی را کشته است و خانواده آن دختر گروهی از فلسطینی‌ها رو گروگان گرفته‌اند تا قاتلش را برایشان ببریم. امام با واسطه ای برای آن‌ها پیغام می‌برد که آن‌ها را آزاد کنید ما قاتل را دستگیر می‌کنیم. آن‌ها تا خبر وساطت امام را می‌شنوند سریعاً آن‌ها را آزاد می‌کنند. امام با دسته گلی به مزار دختر می‌رود. پدر و مادر دختر به امام می‌گویند: مولانا! ما خون دخترمان را به تو بخشیدیم. هرگونه که می‌دانی با قاتلش برخورد کن. فقط از خدا بخواه عیسی مسیح ما را مورد عنایت خودش قرار دهد…


۲۲- امام مشاور فیلم محمد رسول الله و رفیق مصطفی عقاد بوده است.
۲۳- امام به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه مسلط بود.
۲۴- امام در یکی از انتخابات‌های لبنان از یک مسیحی حمایت کرد. وی متعجب نزد امام آمد و گفت: من مسیحی هستم و شما شیعه!؟ امام گفت: من به عملکرد شما کار دارم نه به دینتان.
۲۵- امام مشاور فیلم محمد رسول الله و رفیق دیرینه مصطفی عقاد بوده است. عقاد از او خواسته بازی کند وی قبول نکرده. نمایش فیلم در ایران ممنوع شد. امام با شاه برای منع ممنوعیت نمایش رایزنی کردند. همچنین امام از عقاد خواست که فیلم امام علی را بسازد، عقاد شرط کرد که امام نقش حضرت امیر را بازی کند.
۲۶- شیخ یعقوب دست راست امام موسی صدر اول کمونیست بوده و سپس امام او را جذب کرده است.
۲۷- می‌گفت: نمازی قبول می‌شود که در کنار خدمت به مردم باشد.
۲۸- در توصیه به ملیحه صدر: او نحوه حجابش در آن دوران را «مانتو و شلوار یا بلوز و شلوار به همراه روسری» عنوان می‌کند و درباره نظر پدرش درباره حجاب، می‌گوید: «تاکیدشان بیشتر روی آراستگی بود… به من گفتند: حجابت باید جذاب باشد و نباید پوششت دیگران را از دین فراری دهد.» دختر صدر شنیده است که پدرش پیش از رفتن به لبنان، فرزندش را بغل می‌کرد و کنار همسرش در کوچه‌های قم قدم می‌زد.
۲۹- دختر امام: پدر به برادرم گفته بود، اگر امکاناتم برای تحصیل یکی از فرزندانم کفاف دهد، بین تو و خواهرت، حتماً خواهرت را انتخاب می‌کنم. معتقد بودند که در تاریخ به زنان اجحاف شده است.
۳۰- می‌گفت: راز جاودانگی یک سرزمین در عدالت و حفظ کرامت انسانی است.
۳۱- اگر با خشونت و تصلب بخواهیم مردم را به حفظ حدود خود مجبور سازیم، تا در برابر ما [روحانیون] آزادی رفتار و آزادی گفتار و آزادی سؤال و مناقشه و مباحثه نداشته باشند، خود را از حقیقت دور، و معالجاتی خیالی کرده‌ایم.
۳۲- پیش از آغاز جنگ داخلی لبنان، مقامات شهر صور یک جوان ملی گرا را به اتهام اخلال در امنیت بازداشت کردند. بسیاری از سیاستمداران برای آزادی وی دخالت کردند، اما تأثیری نداشت. امام موسی صدر پس از درخواست خانواده بازداشت­ شده برای میانجیگری، با فرماندار صور تماس گرفت و خواستار آزادی آن جوان، با قید کفالت شد! فرماندار صور با تعجب به امام گفت: ولی امام! او یک کمونیست است. پاسخ آقای صدر این بود: او برادر و فرزند من است.
امام موسی صدر، امام جوانان، امام پیران، امام ادیان، امام عاشقان، امام عقلا، امام مهربانی و دوستی، امام دوست داشتنی …!

کشکول کودکانه شماره ۴۳

کشکول کودکانه شماره ۴۳

 

  تهیه و تنظیم: مصطفی سلیمانی

دنیای ضرب المثل
[فلانی حلاج گرگ بوده!]


اگركسی دنبال كار و معامله‌ای برود و سودی نبرد می‌گویند فلانی حلاج گرگ بوده!
حلاج یعنی پنبه  زن، یعنی شخصی که با کمان مخصوصی پنبه ها را می زند و آن ها را برای پرکردن بالش و تشک و لحاف آماده می کند.
در زما نهای قدیم، مرد حلاجی بود که با كمان حلاجیش پنبه می‌زد و از این  راه مخارج زندگیش را تأمین می کرد. او برای کار به روستاهای اطراف روستای خودشان هم می رفت و برای مردم آن روستاها هم،حلاجی می کرد.
در یک  روز سرد و برفی زمستان  حلاج مجبور شد برای کار به روستای دیگری که در یک  فرسخی روستای خودشان قرار داشت  برود. او صبح خیلی زود به راه افتاد. وسط راه دوتا گرگ گرسنه  به او حمله کردند. مرد حلاج چندبار کمان حلاجیش را دور خودش چرخاند و گرگ ها را کمی دور کرد؛اما گرگ ها از او و کمانش نمی ترسیدند و دوباره حمله می کردند.
مرد حلاج فکری به نظرش رسید. روی دوپا نشست و با چك (دسته) كمان كه روی زه كمان می‌زنند و صدای «په په په» می‌دهد شروع كرد به كمانه زدن. گرگ‌‌ها از صدای كمان ترسیدند و كمی عقب رفتند و ایستادند. تا مرد حلاج کمان را می زد، گرگ ها می ترسیدند و جلو  نمی آمدند اما به محض این که صدای کمان قطع می شد، حمله می کردند. مرد بیچاره از ترس جانش از صبح تا عصر به کارش ادامه داد. سرانجام مرد اسب سواری پیدا شد و گرگ ها را فراری داد و حلاج نجات پیدا کرد و خسته و گرسنه و دست خالی به خانه بازگشت. زنش از او پرسید:«چرا امروز چیزی به خانه  نیاوردی؟» مرد بیچاره جواب داد:«آخر امروز حلاجِ گرگ بودم!»
از آن زمان  تاکنون این مثل را وقتی به کار می برند که کسی کار بکند اما سود و دستمزدی عایدش نشود. یعنی می گویند: حلاج ِ گرگ بوده است. مثل  آن مرد که از صبح تا عصر فقط برای ترساندن گرگ ها کمانه زد و نتوانست به دنبال کار و کسب معمول خودش برود.

آیا می‌دانید؟
[خورشید]


# میزان انرژی که خورشید در یک ثانیه تولید می کند برای تولید برق موردنیاز تمام کشورهای جهان به مدت یک میلیون سال کافی است.
# روستای جنگ تپه در چالدران آذربایجان غربی آخرین مکان در ایران است که خورشید در آن غروب می کند.
# نور خورشید همه ی رنگ های رنگین کمان را دارد اما آن ها با هم ترکیب می شوند و نور سفید را می سازند.
# زمین سالی یک بار دور خورشید می چرخد و خورشید تقریباً هر 25 روز یک بار دور محور خودش می چرخد.
# اگر با یک هواپیمای جت از کره زمین به سمت خورشید سفر کنید سفر شما نوزده سال طول خواهد کشید. البته چنین سفری ممکن نیست.
# تغییر فاصله ی زمین و خورشید تاثیر چندانی بر دمای زمین ندارد بلکه زاویه تابش خورشید در این مورد موثر است.
# وقتی به خورشید نگاه می کنید صحنه 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده می کنید.
# خورشید در مدار کهکشان شیری با سرعت 900000 کیلومتر در ساعت حرکت میکند.
# فشار در مركز خورشید تقریبا 700 میلیون تن بر 4,5 متر مربع است.
# خورشید در هر یك ثانیه 4,200 هزار تن جرم خود را بصورت انرژی در فضا منتشر می كند.
# عمر خورشید 5 میلیارد سال می باشد.
# خورشید فقط 1 بر 40,000 جرم خود را از دست داده است.

شعر کودکانه
[من بچه شیعه هستم]


من بچه شیعه هستم
خدا را می پرستم
خدای پاک و دانا
مهربان و توانا
پیامبرم محمد(ص)
که با او قران امد
دین را به ما رسانده
او ما را شیعه خوانده
دختر او زهرا(س)بود
فاطمه کبری(س)بود
فدای دین شد جانش
لعنت به دشمنانش
در روز عید غدیر
بر ما علی(ع) شد امیر
امیر المومنین است
امام اولین است
امام دوم ما
بخشنده بود و تنها
نام ایشان حسن(ع) بود
صبور و خوش سخن بود
حسین(ع) که شاه دین است
شهید کربلا شد
تربت او شفا شد
وقتی که اب می خورم
بر او سلام میکنم

طب اسلامی
[شلغم مقوی]


سلام. من شلغم هستم. یک گیاه بسیار مفید که در فصل سرما از من بسیار استفاده می کنند.
شاید بپرسید که من چه شکلی هستم؟
من گردم و رنگم سفید است و روی پوستم لکه های بنفش وجود دارد.
وقتی هوا سرد می شود من خیلی خوب رشد می کنم.
اگر می خواهید در هوای سرد پاییز و زمستان سرما نخورید یا می خواهید سرماخوردگیتان بهتر شود بهتر است آش و سوپی که از من درست می شود بخورید. چون من اجازه نمی دهم بیماری به سراغتان بیاید یا بعد از سرماخوردگی به کمکتان می آیم و حال شما را بهتر می کنم.
من یک گیاه بسیار ارزشمندم چون فایده های دارویی بسیار زیادی دارم. حتماً دوست دارید چند تا از آن ها را برای شما نام ببرم تا شما بیشتر با من آشنا بشید.
من بسیار مقوی هستم.
اگر میلی به غذاخوردن ندارید من اشتهایتان را زیاد می کنم.
اگر سرما خورده اید و پشت سر هم سرفه می کنید من سرفه تان را کمتر می کنم.اگر گلو درد دارید آب پخته ی من را قرقره کنید تا گلویتان بهتر شود.
من برای حافظه بسیار موثرم.
کم خونی را هم درمان می کنم.
به رشد و نمو استخوان ها هم کمک می کنم.
خاصیت ها و فایده های من خیلی زیادند و من فقط چند تا از اونا را برای شما نام بردم. ولی فکر می کنم که الان شما منو بهتر شناختید و حتماً در این فصل سرد از من استفاده می کنید.

درنگستان
[لبخند را فراموش نکن]


دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه می رفت و بر می گشت.
با اینکه  آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد.
بعد از ظهر که شد،‌ هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.
مادر کودک که نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینکه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت که با اتومبیل بدنبال دخترش برود .
با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حرکت کرد.
اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در آسمان زده میشد، او می ایستاد، به آسمان نگاه می کرد و لبخند می زدو این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار می شد.
زمانیکه مادر اتومبیل  خود را به کنار دخترک رساند، شیشه پنجره را پایین کشید و از او پرسید: " چکار می کنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟"
دخترک پاسخ داد: "من سعی می کنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس می گیرد."

دو خاطرۀ جالب از آقای هاشمی رفسنجانی

دو خاطرۀ جالب از آقای هاشمی رفسنجانی

۱- اعتراض آیت الله گلپایگانی در سال ۶۰

(چرا شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه می دهید؟)

۲- خاطره جالب آیت الله انواری از هاشمی
 (پول در زندان شاه ، پول هاشمی بود)

 

ادامه نوشته

حُرمت شکنی در حریم عشق...

حُرمت شکنی در حریم عشق...
 [به مناسبت 23 محرم، سالگرد تخریب حرمین امامین عسکریین و سرداب مقدس]

اشاره:
شش سال پیش در بیست و سومین روز از ماه محرم، اشغالگران و تروریستهای مزدور آنان، در جنایتی هولناك، در شهر سامرا، به تخریب حرم مطهر حضرت امام هادی علیه السلام و امام حسن عسكری علیه السلام دست یازیدند و لعن و ننگ و نفرین ابدی را برای خویش خریدند.
به بهانه سالگرد تخریب حرمین امامین عسگریین علیهم السلام در سامرا، نگاهی تاریخی به آستان عسکریین و موقعیت تاریخی و جغرافیایی شهر سامراء داریم.

   نویسنده: مصطفی سلیمانی


- حرکت بى سابقه در طول تاريخ:
بامداد است؛ هنگام اذان صبح. همه جا تاریک است. انگار تمام تاریکى تاریخ یکجا جمع شده، انگار شب نمى‏خواهد چنبره‏اش را از روى زمین جمع کند. ولوله‏اى شهر را فرا گرفته، عجیب وضعیتى است.
مى‏گویند عده‏اى با لباس نیروهاى امنیتى عراق، وارد صحن حرم عسگریین علیهماالسلام شده‏اند و پس از بستن دست و پاى خدام و نگهبانان حرم که اتفاقا آن شب برخلاف رویه معمول، تعدادشان خیلى کم بوده، دو بمب قوى را یکى در سرداب و دیگرى را زیرگنبد در کنار ضریح مطهر قرار داده‏اند و به سرعت آنجا را ترک کرده‏اند و بعد ...
قسمت‏هاى زیادى از گنبد طلاپوش سامرا از بین رفت، یکى از گلدسته‏ها فرو ریخت، سرداب ویران شد و قلب‏هاى بسیارى شکست. آن شب سامرا عزادار شد. نجف و کاظمین و کربلا و بقیع عزادار شدند، شیعه عزادار شد. آن شب بشریت براى همیشه تاریخ عزادار شد.
بررسى چرايى و علل وقوع اين حادثه دردآلود و تلخ، جداي از واقعيت حزن‏انگيز آن، امرى لازم و ضرورى به نظر مى‏رسد.
اين اهانت به حرم ائمه معصومين تقريبا در طول تاريخ بي‌همتاست و جز اهانت و‌ها‌بيان سلفى و حکام بنى‌العباس به مرقد حضرت امام حسين در کربلا، نظيرى براى آن نمى‏توان يافت.
- تاريخچۀ بقعه و آستان عسكريين:
بقعه و آستان عسكريين، امام هادي و امام حسن عسكري سلام الله عليهما، شهر تاريخي سامراء را در تاريخ به عنوان شهر مذهبي ثبت كرده است. تلاش و همت قابل تقدير و تحسين خليفه ها و حكم رانان دوره هاي اسلامي و بزرگ مردان ديني و سياسي براي احيا و توسعه حرم مطهر، آن شهر را زنده نگه داشته است.
1- بنای اولیۀ حرم:
امام هادي عليه السلام علي بن محمد بن علي بن موسي الرضا در دوم رجب 214 در قريه ابواء نزديك مدينه به دنيا آمد و در عصر متوكل، براساس اجبار او، در 243 ق از مدينه رهسپار سامراء شد، زيرا شنيده بود كه در مدينه پيروان و طرف داراني يافته و او را امام مي دانند.[ابن خلكان، وفيات الاعيان و انباء ابناء الزمان، 2/435] آن حضرت در مسير راه خود ابتدا وارد بغداد شد و مورد استقبال فراوان قرار گرفت و آن گاه به سامراء رفت. ايشان در طول دوران امامت تحت نظر متوكل و سپس مستعين و معتز قرار داشت. بيست سال و نه ماه در سامراء اقامت كرد و سرانجام، در روز چهارشنبه 26 جمادي الآخر 254 در منزل خود، كوي معروف به «شارع ابواحمد»، از دنيا رفت.
تشييع جنازه ايشان با شكوه فراوان و گريه و شيون دوست دارانش برگزار شد و او را به منزل خود بازگردانده در همان خانه شان به خاك سپردند.[يعقوبي، تاريخ يعقوبي، ترجمه عبدالمحمد آيتي، 1/513، 535 ـ 536] اين خانه را امام هادي از فرزند يك نصراني خريده بود و بسيار بزرگ و وسيع بود و ظاهراً تمامي صحن شريف امروزي را در برمي گرفت.
براساس منابع، پيكر آن بزرگوار را وسط حياط خانه اش دفن كردند و چندي بعد فرزندش، حسن بن علي ملقب به عسكري(ف 260 ق) را در كنار قبر او به خاك سپردند.[ابن خلكان، همان، 1/373]
اين خانه در حلقه پادگان هاي نظامي قرار داشت و زائران و دوست داران آن دو بزرگوار از پنجره اي كه به سمت خيابان باز شده بود آنان را زيارت مي كردند و در مسجد مقابل، كه اكنون رواق پشت سر مطهر است، نماز زيارت مي خواندند.[مصلح الدين مهدوي، تاريخچه شهر سامرا، 27 ـ 28]
توليت، حفظ و نگه داري اين مكان در دست شيعيان بود. امام حسن عليه السلام خادمي داشت كه در اين خانه ساكن بود و هرگاه قسمتي از آن خراب مي شد آن را ترميم مي كرد. اين امر تا 328 ق، پايان عصر غيبت صغري، ادامه داشت.[صحتي سردرودي، سيماي سامرا، سيناي سه موسي، 75 ـ 76] اين شايد نخستين بنايي باشد كه بر فراز قبر آن بزرگواران قرار داشت.
2- اولین مرقد:
اما بناي مرقد توسط ناصر الدوله حمداني شيعي، برادر سيف الدوله، براي قبر اين دو بزرگوار ساخته شد. او در 333 ق، اطراف سامراء را ديوار كشيد.[موسوي الزنجاني، جوله في اماكن المقدسه، 125] قبه اي براي حرم بناكرد و روي صندوق قبر پوشش قيمتي قرار داد و خانه هايي را در اطراف حرم براي زائران ساخت.
از ديگر پادشاهان آل بويه كه در اين راه منشأ اثر شده اند مي توان معزالدوله را نام برد. او در 337 ق گنبد و صحني براي حرم ساخت و حوض و سردابي در آن تعبيه كرد و ضريحي از چوب پيرامون قبر برافراشت.[ميلاني، عتبات عاليات عراق، 176 ـ 176؛ مصلح الدين مهدوي، همان 28] اين سومين عمارتي بود كه برپا مي شد.
عضد الدوله ديلمي، اقدام هاي زيادي در بازسازي و توسعه حرم امامان شيعه انجام داد که می توان به كارهاي او در خصوص حرم امام حسين عليه السلام و امام علي عليه السلام اشاره كرد. وي در تزيين و تجهيز حرم عسكريين نيز تلاش هاي بسزايي كرد. در  368 ق حرم را با ساج تزيين نمود و ضريح را با پارچه ديبا پوشانيد، رواق و صحن را بازسازي كرد و پيرامون صحن را نيز ديوار كشيد. از ديگر كارهاي او بازسازي گنبد و ضريح مرقد بود[موسوي الزنجاني، همان، 126؛ مصلح الدين مهدوي، همان، 30] كه عمده اين كار را با طرح و نقشه هاي جديدي به اجرا درآورد. اين كار پنج سال طول كشيد و ساختار اصلي آن هم چنان موجود است.

ادامه نوشته

مطالبی در رابطه با پاسور و شطرنج

مطالبی در رابطه با پاسور و شطرنج

بازی با پاسور بدون برد و باخت

آیا پاسور از آلات اختصاصی قمار است؟

چرا قمار حرام است؟

حکم شرعی بازی شطرنج و تخته نرد و پاسور

شطرنج حلال است يا حرام؟ علت اختلاف فتاواي علماء چيست؟

نظر مراجع تقلید درباره بازی پاسور

دو مطلب زیبا و خواندنی!

دو مطلب زیبا و خواندنی!

۱- سفارش آیت الله بهجت در خصوص زیارت عاشورا

۲- آیا ذبح اسلامی براي حیوانات دردآور است؟

 
ادامه نوشته

از آدمها بت نسازید....!

بُت سازی...!

تقدیم به همۀ دوستان!

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

تقدیم به همۀ دوستان!

مقاله ای زیبا در مورد مرگ:

مهارت تحملِ فقدان (مرگ) عزيزان در قرآن

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

مقالاتی در مورد کودکان و مرگ والدین

مقالاتی در مورد کودکان و مرگ والدین

با کودکان داغدار چگونه برخورد کنیم؟

کودک از مرگ والدين چه مي فهمد؟

با کودکان در مورد مرگ صحبت کنیم؟

کودکان و مرگ والدین

من کنت مولاه فهذا علی مولاه...

زحمت سازی!
 
در حالی که رهبر انقلاب اخیرا بارها با صراحت از افراط در تمجید خود توسط برخی هواداران و مقایسه خود با معصومین انتقاد کرده اند، برخی گروه های افراطی که خود را ذوب در ولایت نشان می دهند، به مناسبت عید غدیر اقدام به ساخت و انتشار گسترده این پوستر نموده اند. در بالای این پوستر، نمادی از بالا گرفتن دست امام علی (ع) توسط رسول خدا دیده می شود و در زیر با تقلید و تصویرسازی دستخط امام خمینی، انتصاب آیت الله خامنه ای توسط امام همانند واقعه غدیر بازسازی شده است.

لینک: ۱- پایگاه خبری تحلیلی انتخاب

لینک: ۲- وبلاگ حس و حال

مقالاتی و راهکارهایی پیرامون ترویج و تشویق به حجاب

مقالاتی و راهکارهایی پیرامون ترویج و تشویق به حجاب

راهکارهای توسعه حجاب

راهكارهاي قراني براي جلوگيري از بدحجابي و بي حجابي

 راهکارهای علمی برای گسترش فرهنگ حجاب و عفاف

راهکارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب

ضرورت حفظ حجاب و عفاف و راهکارهای فراروی آن
 
راهکار هایی برای تقویت حجاب
 
راهکارهای عملی ترویج فرهنگ حجاب
 
لزوم راه‌کارهای تشویقی برای اشاعه فرهنگ حجاب در مدارس

مرگی دردناک به روایت تصویر+داستان

داستان گربه مکّار

يه روزي روزگاري، يه جوجه اي بودتو خونه هي مي گرفت بهونه براي خوردن دونه.

 جيك جيكاش نمونه بود باباش به دنبال خونه. مامان مي ديد كه همسرش نداره تابِ كارخونه. پس اون همش روز و شبش براي دفع غمش مي رفت به كوي و برزن تا بگيره يه دونه برا جوجه ي دردونه. ولي تو اين گروني دونه كجا ارزونه؟ پس جوجه ي دوروزه همش خونه تنها بود. توي سرما بدونِ پر توي هواي سردِ سرد، بي پدر و بي مادر بادي وزيد تو لونه، جوجه رو برُد خيابون وسط چاراميدون.

جوجه ي ما مي ترسيد، بي بال وپر مي لرزيد، مادرشو صدا زد، نگاهشو هوا زد ولي كسي نفهميد به غير گربه ي حيز. گربه ي چاق قصه كه بود خيلي گرسنه، جوجهِ رو نگا كرد، توي دلش صفاكرد، مي رفت جلو يواش يواش تا بگيره با چنگالاش جوجه ي نو رسيده روكه هنوز نديده سبزه رو.

گربه ي چاق و بد ادا مي گفت به جوجه ي اونا: كه اي جوجه ي خوشگل! چرا اينجا نشستي؟ پدر نداشتي از قضا كه ببرتت از اينجاها؟ غصه نخور! من اينجايم، نگهبان كوچه هايم. بيا بريم به خونتون پيش مامان و باباتون.

جوجه ي بيچاره ي ما! كه نديده بود تو كوچه ها جوجه ها رو سر ببرن يا اونو هرتي بخورن، دستشو داد به گربهِ تا بره باش به لونهِ. گربه ي چاق و ناقلا با صد هزارناز وادا جوجهِ رو كشوند كنار با چنگالاش زد تو پاهاش. گرفت اونو با ناله، يه لقمه كرد توسايه. بعد مدتي مامان بابا شنيدن از همسايه ها كه گربهِ تو سايه جوججشونو خورده.

گريه و زاري كردنو روي سرشون هي زدن. گريه زاري فايده نداشت، مامان بايد مي موند خونه تا پابگيره دردونه، بعدش مي رفت دنبال كار. حالا كارش چه فايده داشت وقتي خونه جوجه نداشت.... باباكه نداشت يه لونه چراگرفت همخونه تا بياره تو خونه يه بچه ي نازدونه؟!

نویسنده: خیال فاش